افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
اندوه...
اندوه...

بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است""                                                                                                    خدايا !خسته ام!نمي توانم!
بنده ی من دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان"".
خدايا !خسته ام برايم مشكل است نيمه شب بيدار شوم.
بنده ي من قبل از خواب اين سه ركعت را بخوان""
خدايا سه ركعت زياد است
بنده ي من فقط يك ركعت نماز وتر بخوان""
خدایا!!!امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان كن و بگو يا الله""                       خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!!
بنده ي من همانجا كه دراز كشيده اي تيمم كن و بگو يا الله ""
خدايا هوا سرد است!!نمی توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي كنيم ""
بنده اعتنايي نمي كند و مي خوابد ملائكه ي من! ببينيد من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است...چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار كنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

خداوندا!!!! دوباره او را بيدار كرديم ،اما باز خوابيد ملائكه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود، اذان صبح را مي گويند... هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد....

خداوندا نمي خواهي با او قهر كني؟

 او جز من كسي را ندارد...

شاید توبه کرد... 

                          13.gif

مشاهده همه ی 2 نظر
اندوه...
اندوه...

خداوندا
به من ايمـاني عطا كن
تا لطف و مصلحت تو را
در فراسوي درهاي به ظاهـــر بسته دريابم...

خـــــــداوندا

با عشــــــق خود احاطه ام كن....  

                                                       sazedel-god.png          

مشاهده همه ی 1 نظر
اندوه...
اندوه...
دعا                                                 
  خدایا...
اگر برای آن به ســوی تو می آیم
که مرا از شعله های دوزخ نجات بخشی ،
بگذار که در آنجا بســوزم .
و اگر برای آن به سوی تو می آیم
که لذت بهشــت را به من بخشی ،
بگذار که درهای بهشت به رویم بسته شود .
اما اگر به خاطر تــو به سویت می آیم ،
محبــوبم ٬ مرا از خویش مران .
متبرکم کن تا در کنار زیبایی جاودانه ات٬
 لانه کنم...تا ابد... 
مشاهده همه ی 1 نظر
اندوه...
اندوه...

ســـر تا پامو که نگاه می کنم می بینم  انــدازه یه مشــت خـــاکم!

یه مشت خاک که ممـــــکن بود خاک یه گلــــدون باشه پشت یه پنجــــره،

یا یه مشت سنگ ریزه زیـــــر دریا، یا شاید یه تیــــکه آجر توی دیوار یه خــونه!

یه مشت خاک ممکنــــه هیچ وقت هیچ اسم دیگه ای نداشته باشه

و تا همیــــــشه خاک باقی بمونه...فقـــــط خاک!!!!!!

اما حالا یه مشت خاک وجود داره که خـــــدا بهش اجازه داده که

نفــــس بکشه،ببیـــنه،بشنوه،بفــــهمه

یه مشت خاک که اجازه داره،انتخاب کنه... عاشـــق بشه...

وای خــــدا جونم!!!!من چقد خوشبختم...

من همون خاک انتخاب شده ام،همون خاکی که با بقیـــه ی خاکا فرق داره

همون خاکی که با دستای تو شکل گرفته و تو از روح خودت توش دمیدی...

هه! حالا میفهمم چرا فرشته ها بهم حســـودیشون شـــد!

اما اگه این خاک،این خاکی که برگزیده شده،

این خاکی که نور چشمی و عزیز دردونه ی خـــداست نتونه درست انتخاب کنه

یا نخـــــواد...اونوقته که سر از نا کجـــــا آباد در میاره

 اونوقت اون آخر وقتی می خواد دوباره برگرده پیش خــــدا،

سرشو میندازه پایین

شــــاید خجالت میکشه از اینکه حتی نتونسته خــــاک باشه،

چه برســــه به آدم !!!

خـــدایا دستمو بگیر و نیـــار چنین روزی رو که پیشت روسیاه باشم...

منو زیر چتر حمایتت طوری حفاظت کن که تحت هیچ شرایطی ،

چه خوب وچه بد لحظه ای از یادت غافل نشم!

آمین...

مشاهده همه ی 1 نظر
اندوه...
اندوه...
47372548302443345095.jpg

 

پاییــــــــز استـــــ

و هـــوا

پُر استـــــــ  از مهــــــربانی هایی

که خــــــدا برایمان به بادهــــــا سپرده...

یادمــان نرود که  پنجره ی قلبمــــان باز باشـــــد

برای ورود خـــــــــدا...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اندوه...
اندوه...

 آیه ای که قَد دنیــــــــا دوسش دارم آیه ی 186 سوره بقره ست:

[ای پیامبر!] هر گاه بندگان من از تو در مــورد من سؤال کردند [بگو] من بسیار نزدیکم،

هر گاه کسی مرا بخـــواند، اجابت می‌کنم؛

پس به نـــدای من پاســـــخ دهند و به من ایمــــان آورند تا راه راست یابند.

مشاهده همه ی 2 نظر
اندوه...
اندوه...

هرگاه شرمگین گردد من او را بیامرزم

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

َا دَاوُدُ إِنَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تَابَ مِنْ ذَلِکَ الذَّنْبِ وَ اسْتَحْیَا مِنِّی عِنْدَ ذِکْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أَنْسَیْتُهُ الْحَفَظَةَ وَ أَبْدَلْتُهُ الْحَسَنَةَ وَ لَا أُبَالِی وَ أَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ).

خداوند به داود علیه السلام وحی فرستاد که :

ای داود! هرگاه ، از بنده مؤ من من گناهی سرزند و سپس از آن توبه نماید، و چون به یادش آید از من شرمگین گردد، من او را بیامرزم .

و آن گناه را از خاطر فرشتگان محو می نمایم . و به نیکی و ثواب بدل می کنم ، و پروایی ندارم ، و من مهربانترین مهربانانم .

مشاهده همه ی 2 نظر
اندوه...
اندوه...

 

سخن گنجشک ، حضرت سلیمان (ع ) را متأثّر نمود

روایت شده که : حضرت سلیمان علیه السلام گنجشکی را دید که به همسرش می گوید: چرا از من دوری می کنی و حال آنکه اگر بخواهم کاخ سلیمان را به نوکم گرفته و به دریا می افکنم . حضرت سلیمان علیه السلام خندید و او را نزد خود فرا خواند و فرمود: آیا تو را یاری این کار هست که می گویی ؟ گنجشک گفت : مرد گاهی نزد همسرش خود را جلوه می دهد. (دوست و عاشق بر آنچه می گوید سرزنش نمی شود.) حضرت سلیمان علیه السلام به گنجشک ماده فرمود: چرا شوهرت را از خود می رانی ؟ گنجشک ماده گفت : ای پیامبر خدا! او دوست من نیست و صرفاً ادّعای دوستی می کند، زیرا غیر من دیگری را نیز دوست دارد. سخن گنجشک مادّه حضرت سلیمان علیه السلام را متأ ثّر نمود و سخت گریان گشت و چهل روز از مردم کناره گرفت و از خداوند خواست که دلش را پر از مهر خدا کند و مهر دیگران را از دل وی ببرد.

 

مشاهده همه ی 1 نظر
اندوه...
اندوه...

کدام آفریده ات را بیشتر دوست داری ؟

(و فی مناجاة موسی علیه السلام أ ی رب أ ی خلقک أ حب إ لیک قال من إ ذا أ خذت حبیبه سالمنی ).

موسی علیه السلام در مناجات با خدا عرض کرد:

خدای من ! کدام آفریده ات را بیشتر دوست می داری ؟

فرمود: آن کس را که چون محبوبش را از او بگیرم با من آشتی باشد.

 

مشاهده همه ی 1 نظر
اندوه...
اندوه...
506141_KlSLQGJX.jpg
مشاهده همه ی 3 نظر