لحظه  بروز رسانی 
del naz
del naz

" دل" چه دنیای قشنگی دارد "بزرگ" میشود "عاشق"

" دل" چه دنیای قشنگی دارد "بزرگ" میشود "عاشق"

" دل" چه دنیای قشنگی دارد
"بزرگ" میشود
"عاشق" میشود
"تنگ" میشود
میشکند
میگرید
میریزد
دلبری میکند
میتپد و میمیرد
چون "می ایستد" تمام میشود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
del naz
del naz

قرار نیست گران ترین باشد گاه یک شاخه

قرار نیست گران ترین باشد گاه یک شاخه

قرار نیست گران ترین باشد

گاه یک شاخه گل
گاه چند سیب سرخ
و یک دعای خیر
و یک آرزوی زیبا
هدیه به آنکه دوستش داریم

زندگی ؛
لذتِ مهربانی هاست

مشاهده همه ی 2 نظر
SpłЯłtŁΞss
SpłЯłtŁΞss

✍پيامبر اکـــرم (صلی الله علیه و آله) :

✍پيامبر اکـــرم (صلی الله علیه و آله) :

✍پيامبر اکـــرم (صلی الله علیه و آله) :

هنگامے که آخر شب مي شود خداوند سبحان می فرمايد: آيا دعاکننده اي هست تا دعايش را اجابت کنم؟ آيا استغفارکننده ای هست تا گناهانش را ببخشم؟

📚امالي صدوق

💠: @momenane313🌷

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ⓢ♄♗↳ꍏ
آروم و عادیآروم و عادی
ⓢ♄♗↳ꍏ

موهای یک زن خلق شده برای مردش

موهای یک زن خلق شده برای مردش

موهای یک زن

خلق شده برای مردش

که بنشیند شانه‌ اش کند

ببافد و دیوانه شود

عطر موهای یک زن

فراموش شدنی نیست

نظرات برای این پست غیر فعال است
ⓢ♄♗↳ꍏ
آروم و عادیآروم و عادی
ⓢ♄♗↳ꍏ

شب از يک ساعتى به بعد ديگر شب

شب از يک ساعتى به بعد ديگر شب

شب از يک ساعتى به بعد

ديگر شب نيست

تكرار ممتد آرزوى بودن

چشم و صداى توست

نظرات برای این پست غیر فعال است
Nᴏʙᴏᴅʏ Cᴏᴜʟᴅ Eᴠᴇʀ RᴇᴘʟᴀᴄᴇU
Nᴏʙᴏᴅʏ Cᴏᴜʟᴅ Eᴠᴇʀ RᴇᴘʟᴀᴄᴇU

بعضی از آدم‌ها پاهایشان را به روی قلبت می‌گذارند وقتی دست‌هایشان

بعضی از آدم‌ها پاهایشان را به روی قلبت می‌گذارند وقتی دست‌هایشان
..

بعضی از آدم‌ها پاهایشان را به روی قلبت می‌گذارند وقتی دست‌هایشان نمی‌تواند گلویت را بفشارند
این آدم ها همان آشنای غریبه‌اند.!
همان که وقتی جایی حرفی از او به میان آمد
سرت را پایین می اندازی
چرا که خوب میدانی
لکه‌ی ننگ آشنا، همیشه آشناست!
بعضی از آشناها آنقدر غریبه‌اند که...
بُگذریم ...!
آشنا که آشناست،
غریبه هم غریبه است
امان از روزی که درد دلت
دردِ یک آشنایِ غریبه باشد .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nᴏʙᴏᴅʏ Cᴏᴜʟᴅ Eᴠᴇʀ RᴇᴘʟᴀᴄᴇU
Nᴏʙᴏᴅʏ Cᴏᴜʟᴅ Eᴠᴇʀ RᴇᴘʟᴀᴄᴇU

ای کاش مردم از عقربه های ساعت می آموختند

ای کاش مردم از عقربه های ساعت می آموختند

ای کاش مردم
از عقربه های ساعت
می آموختند که وقتی
از کنار هم رد می شوند
به همدیگر تنه نزنند.

نظرات برای این پست غیر فعال است