افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
کاربرانی که مایل به مشارکت در اداره گروه هستند به شرط ارسال مطلب و دعوت اعضای جدید،جزء مدیران گروه خواهند شد.از مدیران و کاربران فعال گروه تقدیر خواهد شد.
بروز رسانی 
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

چه سکوتی دنیا را فرا می گرفت...

اگر هر کسی

تنها به اندازه ی صداقتش

سخن می گفت...!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید ایلیا، مدیر گروه ناب نوشته ها
سید ایلیا، مدیر گروه ناب نوشته ها

محرم خیلی خوب است، ما محرم را دوست داریم
چون که
اکبر بلا هر شب با دوست دخترش به هیئت می آیند چون تنها این روزها اجازه می دهند دوست دخترش تا آخر شب بیرون باشد!
..
قدرت سامورایی، شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند
[و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری]
..
آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند
[و تا آخر سال هم مشتری‌ هایش را]
..
گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يك ماه تکیه راه می‌ اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد..!
[و یازده ماه هم سرشان شیره]
..
جوادی رییس شرکت لبنیات و شیر!
سی شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد
[و سیصد و سی و پنج روز هم با اضافه کردن آب, شیرشان را می‌دوشد]
..
حاج منصور مداح بعد از محرم یک خانه جدید می خرد
و پس از یک ماه عزاداری یک سال به ریش مردم می خندد

پس نتیجه می گیریم محرم خیلی خوب است

حسین را نمیشناسم ولی وقتی ازراننده تاکسی خواستم ظبطش را روشن کند گفت:جوان مگه مسلمان نیستی؟امروز روز اول محرم است!!
فکر کنم بخاطر همین کرایه ام را دو برابر حساب کرد!
حسین را نمیشناسم ولی گویا حاجی سر کوچه خوب او را میشناخت که تا نیمه شب چنان بر طبل میکوبید تا کودکی ک از زور گرسنگی به سختی خوابش برده بوده باز بیدار شود... حسین را نمیشناسم ولی شاید فردا سراغش را از پیرزن کارتن خوابی که تا صبح
جلوی حسینیه به خود پیچیده بود گرفتم...
شاید نباید سراغ حسین را در سرزمینی بگیرم که مردمانش نعره هایشان را برای خار پای کودکان فلسطین سر میدهند و نه پاشیدن اسید بر سر و صورت ناموس مملکتشان...
حسین را نمیشناسم ولی عده ای را میشناسم که نعشه میکنندو برای زنجیر زدن آماده میشوند
حسین را نمیشناسم ولی میشناسم بسیاری را که ماهها میدزدندو میچاپند و چند روز نذری میدهند تا این را به آن در کنند

بیاییم امسال منطق حسین را داشته باشیم و حسین وار زندگی کنیم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

♥تنها ؋ـردے ڪـہ

لایق عشق است؛

ڪسے است ڪـہ معنے

حر؋ـهاے نزدہ ات را

بهتر از خودت بـ؋ـهمد...!♥

مشاهده همه ی 2 نظر
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

✨ تو فرمانده لحظہ هاے زندگےات هستے🌸🍃
ثانیہ ها مأمورند خوشبختے💖 را بہ تو برسانند

"شـروع کن"
خوشبختے💖 جایش
همینجاست...
ڪنار تو🌸🍃

نگذار زندگے از مقابل چشمانت بگذرند💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

خدا را لمس باید کرد.....
خدا را می توان در باوری جا داد،
که در احساس وایمان غوطه ور باشد....!
خدا را می توان بویید.......!!
واین احساس شیرینی است،
که ما از بیکران مهربانیها برای خود،
خدایی لا مکان وبی نشان سازیم..........!!
خدا را در زمین وآسمان جستن ،
ندارد سودی ای آدم...........!!
تو !!
باید عاشقش باشی......!
باید گوش بسپاری،
به بانگ هستی وعالم........
خدا زیباترین معشوق انسان هاست..........!!
خدا را نیست همزادی...........
که او یکتاترین .......
عاشق ترین ........
معبود انسان هاست..........

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

همه ی دختر ها

یکبار

یک روز

یک جا

تمام گذشته شان را

با موهایشان تراشیده اند...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

اگر اندك ...



اندك ...



دوستم نداشته باشي



من نيز تو را از دل مي‌ برم



اندك ...



اندك ...



اگر به يكباره فراموشم كني ،



در پي من نگرد !!!



زيرا



پيش از تو فرامو شـــــــــــــــــت كرده ام ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

باور کن تو را پنهان خواهم کرد...



در آنچه که نوشته‌ام ،



در نقاشی‌ها و آوازها و آنچه که می‌گویم...



تو خواهی ماند و کسی نه خواهد دید...



و نه خواهد فهمید زیستن ات را در چشمانم



خواهی دید و خواهی شنید...!



گرمای تابناک عشق را...



خواهی خفت و برخواهی خاست...



روزهای پیش رو را خواهی دید !



که نخواهند بود چون روزهای گذشته...



آنطور که زیسته بودی



در افکارت غرق خواهی گشت...!



فهمیدن هر عشقی گذران یک عمر است...



سپری خواهی‌اش کرد



تو را وصف ناپذیرزندگی خواهم کرد...



در چشمانم خواهم زیست!



در چشم‌هایم ، تو را پنهان خواهم کرد



روزی تنها زبان به سخن خواهی گشود...



خواهی نگریست...



من چشم‌هایم را فرو خواهم بست...



در خواهی یافت...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sayeh
آروم و عادیآروم و عادی
sayeh

روزهای رفته زندگی را ورق میزنم
چه خاطراتی که زنده نمیشوند
چه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشود
چه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشت
چه فکرها که ارامم کرد
چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بست
چه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شد
چه آدمها که دلم را گرم کردند وچه آدمها که دلم را شکستند
چه چیزها که فکرش را هم نمیکردم وشد
چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان
وچه........
وسهم من از این همه , یادش بخیر میشود
کاش ارمغان روزهایی که گذشت
آرامشی باشد از جنس خدا
آرامشی که هیچگاه تمام نشود.....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید