لحظه  بروز رسانی 
mori
ناراحتناراحت
mori

حرف مرا از چشمی که نمیبینی بخوان از لمس دستم

حرف مرا از چشمی که نمیبینی بخوان
از لمس دستم
از صدای قلبم
از لکنت زبانم
از غلط املایی درون نامه هایم
از حرفهایی که میگویم
لابه لای شعر هایم
لمس کن
بشنو
ببین
احساس کن
مرا از خودت دور نگه دار
آتشی درونم است
میسوزاند مرا
یا آب باش
یا شرابی
آتش افروز
که بسوزانی مرتضی را
که رها کنی خودت را
که آرام کنی عشق را
که رام کنی مرا

که رام کنی مرا
منِ سرکش را
منِ دیوانه را
و منِ مجنون را





به کسی که تازه اومده و آدم جذاب و جالبیه و شعرامو دوس داره(خودش الهام بخش این شعره{-35-})

بــــ ــــهــارنــــ ــارنـــج
مشاهده همه ی 10 نظر
مریم
مریم

غم از دست دادنت یکجا نابود میکند از زندگی به

غم از دست دادنت یکجا نابود میکند
از زندگی به مرگ
هدایت میکند
شاید امروز نباشی
قلبم اما
خاطره ت را
هر روز
مرور میکند

محدثه جان روحت شاد.

مشاهده همه ی 12 نظر
mori
ناراحتناراحت
mori

دیدنت شده خواسته ی من قبل از مرگ دل

دیدنت شده خواسته ی من قبل از مرگ دل

دیدنت شده خواسته ی من
قبل از مرگ
دل به جان آمده
جانم به لب

گر میتوانی به دیدنم بیا
این طناب
بد گرفته
جای دستت را
دور گردنم

نه خفه میکند نه گردن میشکند
مثل بغضِ بی گریه
وقت نفس کشیدن
عذاب میدهد
مرتضی بی تو نفس نخواهد
این دردِ نفس کشیدن را
بیا و تمامش کن
فقط بیا...

بــــ ــــهــارنــــ ــارنـــج
مشاهده همه ی 8 نظر
mori
ناراحتناراحت
mori

📎 #_یک_تکه_کتاب به این باور رسیده‌ام که چیزی

📎

به این باور رسیده‌ام که چیزی را نمی‌توانی جبران کنی و دوباره درست بگذاری‌ سرجایش.

حفره‌های زندگی‌ات همیشگی هستند.
تو باید در اطرافش رشد کنی؛
مثل ریشه‌های درخت که از اطراف سیمان بیرون می‌زنند؛
باید خودت را از لا‌به‌لای شیارها بیرون بکشی.

📕 کتاب : دختری در قطار
✍ اثر : پائولا_هاوکینز

اَرسَمَن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mori
ناراحتناراحت
mori

As I began to love myself, my relationship with everyone changed

As I began to love myself, my relationship with everyone changed

As I began to love myself, my relationship with everyone changed.

از روزی که شروع به دوست داشتن خودم کردم، رابطه ام با بقيه تغيير کرد.

مــلکـــهـــ تنهـــاییـــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mori
ناراحتناراحت
mori

ᎬᏁjᎾᎽ ᏞᎥfᎬ. ᏆhᎬᏒᎬ's ᏢᏞᎬᏁᏆᎽ Ꮎf ᏆᎥmᎬ ᏆᎾ bᎬ

ᎬᏁjᎾᎽ ᏞᎥfᎬ. ᏆhᎬᏒᎬ's ᏢᏞᎬᏁᏆᎽ Ꮎf ᏆᎥmᎬ ᏆᎾ bᎬ

ᎬᏁjᎾᎽ ᏞᎥfᎬ.
ᏆhᎬᏒᎬ's ᏢᏞᎬᏁᏆᎽ
Ꮎf ᏆᎥmᎬ ᏆᎾ bᎬ ᎠᎬᎪᎠ.

از زندگے لذت ببر،
برای مرده بودن وقت زیاد هست

خـلـــــوتـــــ دلــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mori
ناراحتناراحت
mori

چگونه امشب را بی تو سحر کنم چگونه از قرص

چگونه امشب را بی تو سحر کنم چگونه از قرص

چگونه امشب را بی تو سحر کنم
چگونه از قرص ماه بی تو گذر کنم


میروی امشب و میگویی آرام باش
چگونه بی تو دل مجنون آرام کنم

خـلـــــوتـــــ دلــــ
مشاهده همه ی 3 نظر
mori
ناراحتناراحت
mori

وقتي كه فهميدم او به من تعلق ندارد، سعي كردم خودم

وقتي كه فهميدم او به من تعلق ندارد، سعي كردم خودم را از او جدا كنم و او را از افكار و احساسات خودم بيرون كنم. اما تقريبا بلافاصله متوجه شدم كه كار غيرممكني است. حلزون ها چه طور مي توانند خارج از صدف خود زندگي كنند

📕 کتاب : عاشق مترسک
✍ اثر : فیلیس_هستینگز

یادگارِ ماندگار
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mori
ناراحتناراحت
mori

بدون تو کنارم نمیدانی چه محشری رخ داده دست و

بدون تو کنارم نمیدانی چه محشری رخ داده دست و

بدون تو کنارم نمیدانی چه محشری رخ داده
دست و پا و چشم از وصال تو خبر داده

انگار پیش خدایم و حرف مرا باور ندارد
برای آمدن به آغوشت دلم شهادت داده

تو را میطلبند هرکدام از اعضای تنم جداگانه
خدا وعده تو را به من در سی جزءِقرآن داده

برای تو سختی میکشم برایت عابد میشوم
میدانم تو خدایی ، عشقت به من ایمان داده

مرتضی بی دین و ایمان و خدا نیست
یار برایش دین و ایمان و خدا هدیه داده

دلدادگــی
مشاهده همه ی 9 نظر
mori
ناراحتناراحت
mori

اگر روزی بمیرم تمام کتاب هایی را که دوست دارم با

اگر روزی بمیرم تمام کتاب هایی را که دوست دارم با خودم خواهم برد.
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم. دراز می کشم
سیگاری روشن می کنم و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم گریه خواهم کرد اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است .
ترس از اینکه صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو سابیر!
باید برویم سر کار…

📕 میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم
✍ سابیر_هاکا

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید