لحظه  بروز رسانی 
M_M
قبراققبراق
M_M

و هیچکسِ دیگری وجود نداشت! و آدمی هر آنچه با

و هیچکسِ دیگری وجود نداشت! و آدمی هر آنچه با

و هیچکسِ دیگری وجود نداشت!
و آدمی هر آنچه با دیگران کرد به خود بود!
آموختم،
آرامش همان لحظاتی ست که خویش را پذیرفتم و در هر آدمی تکه ای از خود را یافتم.
آنوقت غم و شادی را جور دیگری فهمیدم.
خاموشی دارویِ عجیبی ست!
یک روز دلت برای چیزهایی تنگ می شود که فکر میکردی همیشه هستند!
امروز،ساعت را بُکش!
فقط "امروز" را تماشا کن
و یادت نرود
تو همه ی آدم هایی هستی که دوستشان داری یا نداری!
تو همه ی آنهایی!
خودت را در آغوش بگیر!
و آنوقت است
که نه می رنجی و نه می رنجانی.

مشاهده همه ی 4 نظر
M_M
قبراققبراق
M_M

خورشید که می‌تابد، آرام‌تر می‌شوم، انگار جوانه‌ی تازه‌ای در دلم می‌روید

خورشید که می‌تابد، آرام‌تر می‌شوم، انگار جوانه‌ی تازه‌ای در دلم می‌روید

خورشید که می‌تابد، آرام‌تر می‌شوم، انگار جوانه‌ی تازه‌ای در دلم می‌روید و ستاره‌های امیدم پر نورتر می‌شوند، انگار که آسمان با هر طلوع، هزار بار متولد می‌شود و کسی به هزاران زبان کشف نشده گوشزد می‌کند که "شب ماندگار نیست".
خورشید که می‌تابد، نهال سبزی میان باورم می‌کارم و به خودم یادآور می‌شوم که همیشه خورشیدی ورای هر تاریکی، برای طلوعی غافلگیرانه در کمین نشسته.
همیشه خورشیدی‌ هست که مشتاق است برای طلوع کردن و همیشه نوری هست تشنه‌‌ برای تابیدن.
خورشید که می‌تابد، دوباره سبز می‌شوم، چونان بهار که با شکفتن اولین گل خاطره‌ی هزار هزار زمستان را با اشتیاق به زمین می‌ریزد، چونان نوزاد که با تولد، خاطرات تاریک زهدان مادر را...
که شاید لازم است قدری در سیاهی و تاریکی سر کنی تا به نور و به آفتاب برسی.

مشاهده همه ی 2 نظر
M_M
قبراققبراق
M_M

مبادا آدمى در اين شهر باشد، كه تو را بيشتر

مبادا آدمى در اين شهر باشد، كه تو را بيشتر

مبادا آدمى در اين شهر باشد،
كه تو را بيشتر از من دوست داشته باشد
كه تو را بيشتر از من بلد باشد
كه بتواند به چشم بهم زدنى،
با زمزمه ى كلمه اى كنارِ گوشَ ت،
لبخند را به لبانت هديه كند
كه مبادا بداند حالِ خرابت،
چگونه خوب شدنى ست
من همانقدر كه دوستت دارم،
چند برابرش را حسودم جانم
حسادت ميكنم به تمامِ آدمهايى كه بيشتر از من
كنارَت هستند

مشاهده همه ی 2 نظر
M_M
قبراققبراق
M_M

آدمها به دنبال لیاقتشان می روند. اینکه با چنگ و

آدمها به دنبال لیاقتشان می روند...
اینکه با چنگ و دندان بخواهید یک نفر را
نگه دارید و او هیچ تلاشی
برای ماندن نکند ،
فقط وقتتان را تلف کرده اید!
بگذارید تا جایی که "می مانند" بمانند...
دستشان را باز بگذارید
اگر کسی نخواست کنارتان باشد
خودتان کفشهایش را جفت کنید
راه را باز کنید تا بدون شما به زندگی ادامه دهد...
یادتان باشد :
آدم ها
به جایی می روند که لیاقتش را داشته باشند...

مشاهده همه ی 2 نظر
M_M
قبراققبراق
M_M

هركسي در رابطه اش تا يكجايي پيش قدم ميشود تو

هركسي در رابطه اش تا يكجايي پيش قدم ميشود تو

هركسي در رابطه اش تا يكجايي پيش قدم ميشود
تو حرف نميزني ، او ميزند
تو سراغي نميگيري، او ميگيرد
تو دلتنگش نميشوي، او ميشود
تو دوستت دارم نميگويي، او ميگويد

اما
يكجا با هميشه فرق ميكند
تو نميروي، او ميرود!
ميداني هر آدمي تا يكجايي
در رابطه اش پاپيش ميگذارد،
تا رابطه را حفظ كند
اما هرچيزي كه يك طرفه باشد
خسته كننده ميشود و آدم جا ميزند!
و از يكجايي به بعد
ميفهمد تلاش بيهوده است و رفتن بهترين راه...
آنجاست كه ديگر فقط تو ميماني و تو!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
M_M
قبراققبراق
M_M

‌ از چی می‌ترسی، از جای پاهات رو برف؟ می‌ترسی


از چی می‌ترسی، از جای پاهات رو برف؟ می‌ترسی بفهمن کجا بودی و کجا میری؟ نترس ، صبح که آفتاب بزنه همه برف‌ها آب میشن همه جای پاها پاک میشن ؛ از جای پاهات رو دل ها بترس ! گرمای آفتاب که چیزی نیست ، گرمای جهنم هم نمی‌تونه پاکشون کنه ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
M_M
قبراققبراق
M_M

ما آدم‌ها شباهت عجیبی به آینه‌های کروی داریم گاهی

ما آدم‌ها شباهت عجیبی به آینه‌های کروی داریم
گاهی استعداد زیادی در بزرگنمایی داریم و گاهی خیلی چیزها را کوچکتر از اندازه واقعی‌شان نشان می‌دهیم
مثلا بعضی وقت‌ها از یک آدم معمولی معشوقه میسازیم، بی دلیل بزرگش می‌کنیم و پزش را به عالم و آدم می‌دهیم
گاهی یک حضور را چنان در زندگیمان پررنگ جلوه می‌دهیم که حواسمان به دیگر بودن‌های اطرافمان نیست…
و برعکس گاهی به بعضی‌ها کمتر از ارزش واقعی شان اهمیت می‌دهیم، خیلی دوست داشتن های ناب کنارمان هست و کمتر از آنچه که باید قدرشان را می‌دانیم..!
ما شبیه آینه ها هستیم
گاهی محدب و گاهی معقر …

👤فرشته رضایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
M_M
قبراققبراق
M_M

ما انسان ها گاهی دیر قدر همدیگر را میدانیم! وقتی

ما انسان ها گاهی دیر قدر همدیگر را میدانیم!
وقتی یک نفر را از دست میدهیم تازه یادش میکنیم، خوبی هایش از جلوی چشمانمان میگذرد، مینشینیم خاطراتی که با او رقم خورده را مرور میکنیم، غصه میخوریم، بغض میکنیم و با خود میگوییم کاش بودی، کاش به همین راحتی از دست نمیدادمت.
خلاصه کنم رفیق
اگر خواستی به کسی بی مهری کنی،
یک لحظه
با خودت
به نبودن اش فکر کن
به نبودن اش برای همیشه.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
M_M
قبراققبراق
M_M

اما او را دوست بدار شاید تو اولین عشق او

اما او را دوست بدار
شاید تو اولین عشق او نباشی،
همچنانکه شاید آخرین عشق او.
اما آیا مهم است؟ وقتی که می‌دانی اکنون تو را دوست دارد؟
بله! او کامل نیست.
همچنانکه تو هم کامل نیستی.
همچنانکه تو و او هم کنار هم، هرگز کامل نخواهید بود.
همچنانکه هیچکس و هیچ چیز در هیچ جا و هیچ زمانی، کامل نبوده است.
اما، اگر در تلخی لحظه‌ها، می‌تواند شیرینی لبخند را بر لبانت پدیدار کند،
یا تو را به مرور دوباره شادی‌ها و زیبایی‌ها، دعوت کند،
چرا او را دوست نداشته باشی؟
کنارش باش و هر چه می‌توانی نثارش کن.
شاید تمام احساسش مال تو نیست،
شاید تمام لحظه‌‌های روز به فکرت نیست،
اما یادت باشد که او، بخشی از وجودش را در اختیار تو قرار داده است،
که می‌داند در شکستن آن، بسیار توانمندی:
او قلبش را به تو داده است.
پس مراقب باش تا به او آسیبی نزنی.
تلاش نکن تغییرش دهی، یا تحلیلش کنی
یا بیش از آنکه می‌تواند در اختیار تو قرار دهد،‌ از او انتظار داشته باشی
دوستی و رابطه، می‌تواند دشوار نباشد.
رابطه، قرار است به ما بیاموزد که هیچکس کامل نیست و قرار نیست باشد.

مشاهده همه ی 3 نظر
M_M
قبراققبراق
M_M

به تو فکر می‌کنم  و تو همیشه در عجیب ترین

به تو فکر می‌کنم  و تو همیشه در عجیب ترین

به تو فکر می‌کنم 
و تو همیشه در عجیب ترین زمان 
و غریب ترین مکان ها  در قلب منی 
چه احساس زیبایی است 
که ناگهان  با فکر زیبای تو 
غافلگیر شوم ...!

مشاهده همه ی 1 نظر