لحظه  بروز رسانی 
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

میچکد از همه ی پنجره ها تاریکی این شب تلخ

میچکد از همه ی پنجره ها تاریکی این شب تلخ

میچکد از همه ی پنجره ها تاریکی
این شب تلخ
از این کوچه
گذر خواهد کرد...؟!

مشاهده همه ی 1 نظر
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

عاشقم، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری که

عاشقم، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری که

عاشقم،
اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من ِدیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره ی باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

هیچ کس به این خانه نمی آید ، پنجره های این

هیچ کس به این خانه نمی آید ، پنجره های این

هیچ کس به این خانه نمی آید ، پنجره های این خانه

به کوچه ی بن بستی باز میشود ، که تو از آن سالهاست

کوچ کرده ای، این شعرها برای هیچ کس نیست برای هیچ

کداممان، برای سال هایی ست که پشت پنجره هدر دادیم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

گفت : زندگی مثل یک استکان چای است !

گفت : زندگی مثل یک استکان چای است !

گفت :
زندگی مثل یک استکان چای است !
به ندرت پیش می‌آید که ،
هم رنگش درست باشد
هم طعمش و هم داغی‌اش
اما هیچ لذتی ، با آن برابر نیست ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

‌حالا ‌که رفته‌ام هرروز پشت پنجره می ایستی

‌حالا ‌که رفته‌ام هرروز پشت پنجره می ایستی

‌حالا ‌که رفته‌ام
هرروز
پشت پنجره می ایستی
فکر میکنی
که شاید دوباره برگردم ...
و‌ نمی دانی
هیچکس به اشتباه
دوبار به کوچه ی بن بست نمیرود..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

غم تنهای وبی کسی را شاید هیچ کس اندازه دل خودت

غم تنهای وبی کسی را شاید هیچ کس اندازه دل خودت

غم تنهای وبی کسی را شاید هیچ کس اندازه دل خودت ازش خبر نداشته باشه پس حداقل راز نگهدار دل خودت باش هرکس لایق این شنیدن این راز نیست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

کاش تا دل می گرفت و می شکست،

کاش تا دل می گرفت و می شکست،

کاش تا دل می گرفت و می شکست،

دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش می شد روی هر رنگین کمان

می نوشتم مهربان با من بمان!!!

کاش می شد قلب ها آباد بود

کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت

نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی

تا شود در پشت قاب بندگی

کاش می شد کاش ها مهمان شوند

در میان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود

ردّ پای کینه ها رنگین نبود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
maryam مدیر گروه دختر غمها
آروم و عادیآروم و عادی
maryam مدیر گروه دختر غمها

‌پشت هر دلغمی پنهان شد،که دل از هرچه خوشی بودرهاند.‌پشت هر

‌پشت هر دلغمی پنهان شد،که دل از هرچه خوشی بودرهاند.‌پشت هر

‌پشت هر دلغمی پنهان شد،که دل از هرچه خوشی بودرهاند...‌پشت هر...

پشت هر دل
غمی پنهان شد،
که دل از هرچه خوشی بود
رهاند...

پشت هر پنجره اما
قفسی شاید هست
که نگهدار خوشی باشد و
غم دور شود...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید