لحظه  بروز رسانی 
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 120 گفت : برگرد

بی حرکت 120


گفت : برگرد اینجا !

گفت : دست های مرا بگیر !

گفت : تویی تویی . . .

" به کجا می روم آخر ننمایی وطنم ؟ "


مازیار

مشاهده همه ی 2 نظر
زلیخا
آروم و عادیآروم و عادی
زلیخا

تو مرا در سر داری ؟ یا در

تو مرا در سر داری ؟ یا در

تو
مرا در سر داری ؟
یا در دل ؟

من از سر تو به دل نمی رسم
من از دل تو به سر نمی رسم

مرا در دست هایت داشته باش .

میرعظیم رفیق نیا

مشاهده همه ی 4 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 119


خواب

فاصله های دور را هاشور می زند

دلم

از این فاصله ها شور می زند .

چشم بر روی چشم می گذارم

دست در دست تو می نهم

پرواز را با تو زمزمه می کنم .


مازیار

مشاهده همه ی 4 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 118 تو که از

بی حرکت 118


تو که از آنسوی فصول می آیی

باران را با خود بیاور

ما برای جشن و آفتاب

نه آفتاب جوشان می خواهیم

نه باران یخ زده .


تو که از آنسوی احساس می آیی

گلبول های سفید ، سرخ می شوند و

عشق در لبخندهای ما می روید.


مازیار

مشاهده همه ی 2 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 117 خاک و حتی

بی حرکت 117

خاک
و حتی زمین نیز
لرزیدند
چون دل مادران صبح
چون شانه پدران کوه
چون دست دخترکان چشمه
چون پای پسرکان رود . . .

ابر
و حتی باران نیز
باریدند
چون اشک زمان
چون بلای آسمان . . .

این همه را نه من
و نه کلمات
نمی توانند بشمارند
جز او . . .

مازیار
پ.ن: سبلان ( کوه اردبیل ) لرزید
و هیچ کس ندانست که
او خود لرزید
و یا او را لرزاندند.

مشاهده همه ی 2 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

انرژی 23 تو در من شکل

انرژی 23

تو در من
شکل یک فرمول عشقی
و من در تو
اتمها را ردیفم .

مازیار

مشاهده همه ی 2 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 116


می آید
می رود . . .

نمی دانم
فقط سوت حضورش
مرا در خود بیدار می کند.

بیدارم
و او باید بیاید.

مازیار

مشاهده همه ی 7 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 115 بگذار لیست سفیدت

بی حرکت 115

بگذار
لیست سفیدت را
سیاه کنم
آنقدر که مرا
از سیاهی پاک کنی.

بگذار
برای یک لحظه هم که شده
کنارت بنشینم و اوج بگیرم
آنقدر
که آسمان زیر پای من بماند.

بگذار
تو را
همیشه داشته باشم
آنقدر
که دیگر به کسی نیاز نداشته باشم .

مازیار

مشاهده همه ی 4 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

بی حرکت 114 راه افتاده ام

بی حرکت 114


راه افتاده ام
و خوب می دانم
انتهای این راه بال درخواهم آورد
خوبتر می دانم
آخر این راه ، آغاز من خواهد بود .

راه افتاده ام
و خوب یادم هست
این فصل های کنار جاده
چقدر
مواظب پاهای من بودند
خوبتر می دانم
چقدر
مواظب چشم های من هستند
و ایمان خواهم آورد به اینکه
چقدر
مواظب قلب من خواهند بود . . .

راه افتاده ام ...


مازیار

مشاهده همه ی 4 نظر
maaziyaar
مهربونمهربون
maaziyaar

انرژی 22 حدی نخواهد داشت اگر

انرژی 22

حدی نخواهد داشت اگر

"دل" آدم

دست های "سر" آدم را بگیرد و

میل به خدا کند.

مازیار

مشاهده همه ی 3 نظر