لحظه  بروز رسانی 
nazanin
مهربونمهربون
nazanin

خدا فعال و پویاست. نرفته بشینه یکجا و قایم بشه. لحظه

خدا فعال و پویاست. نرفته بشینه یکجا و قایم بشه. لحظه به لحظه میجوشه و حضور داره و هست و خلق میکنه و اجابت.
بدترین چیزی که تو ذهن ما کردند و خودمون کردیم اینه که اولا خدا همه چیز رو آفریده ثانیا رفته اون بالا نشسته و بیکار و داره نگاه میکنه یا نگاه نمیکنه ثالثا دنبال مچگیریه رابعا کاری به کار ما نداره و ما باید دنبالش بدویم.
نه عزیز مگه تو بچه به دنیا میاری و بچه دار میشی اون میاد دنبال تو؟ تو فارغ از خوب یا بد بودنش تا آخر عمر میدوی دنبالش تا خواسته هاشو اجابت کنی...
ما هم خلق خداییم. چک کن ببین چه کارا کرده و چیا خواستی شده...
بعد میبینی همه چیز برق میزنه همه چیز نو شده. انگار تازه داری دنیارو میبینی...




💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
nazanin
مهربونمهربون
nazanin

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد


📓 مولانا_دیوان شمس

مشاهده همه ی 6 نظر
nazanin
مهربونمهربون
nazanin
👣👣

👣👣

مشاهده همه ی 3 نظر
nazanin
مهربونمهربون
nazanin

«من معلّم هستم» هر شب از آينه ها می‌پرسم

«من معلّم هستم» هر شب از آينه ها می‌پرسم

«من معلّم هستم»
هر شب از آينه ها می‌پرسم :
به کدامين شيوه ؟
وسعت ِيادِ خدا را
بکشانم به کلاس؟
بچه ها را ببرم تا لب ِدرياچه یِ عشق؟
غرق ِدریایِ تفکّر بکنم؟
با تبسّم يا اخم؟

«من معلّم هستم»
نيمکت ها نفس گرم ِقدم‌هایِ مرا می‌فهمند
بال هایِ قلم و تخته سياه
رمز ِپرواز ِمرا می‌دانند
سيب ها دست ِمرا می‌خوانند....

«من معلّم هستم»
درد ِفهميدن و فهماندن و مفهوم شدن
همگی مال من است....

🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 8 نظر
nazanin
مهربونمهربون
nazanin
📝📝📝

📝📝📝

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 3 نظر
nazanin
مهربونمهربون
nazanin
🔑📓🔗

🔑📓🔗

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
nazanin
مهربونمهربون
nazanin

همه شب نالم چون ني که غمي دارم ، که

همه شب نالم چون ني
که غمي دارم ، که غمي دارم
دل و جان بردي از ما
نشدي يارم ، يارم
با ما بودي ، بي ما رفتي
چو بوي گل به کجا رفتي؟
تنها ماندم ، تنها رفتي

چو کاروان رود ، فغانم از زمين بر آسمان رود ، دور از يارم ، خون مي بارم
فتادم از پا ، به ناتواني ، اسير عشقم ، چنان که داني
رهايي از غم ، نميتوانم ، تو چاره اي کن ، که ميتواني

گر ز دل برآرم آهي
آتش از دلم ريزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشين ريزد

چو کاروان رود ، فغانم از زمين بر آسمان رود ، دور از يارم ، خون مي بارم

نه حريفي تا با او غم دل گويم
نه اميدي در خاطر، که تو را جويم
اي شادي جان ، سرو روان ، کز بر ما رفتي
از محفل ما ، چون دل ما سوي کجا رفتي،
تنها ماندم ، تنها رفتي

به کجايي غمگسار من ، فغان زار من بشنو و بازآ، بازآ
از صبا حکايتي ز روزگار من بشنو و بازآ ، بازآ سوي رهي
چون روشني، از ديده ما رفتي
با خاطره باد صبا رفتي
تنها ماندم
تنها رفتي


مشاهده همه ی 9 نظر
nazanin
مهربونمهربون
nazanin
♥♥♥

♥♥♥

مشاهده همه ی 17 نظر
nazanin
مهربونمهربون
nazanin
♥♥♥

♥♥♥

مشاهده همه ی 8 نظر