افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
1508741497238029_large.jpg

ترجمه متن عکس :
چی میشه اگه بگم ...
عکس سلفی توسط سازمان سیای آمریکا ساخته و در شبکه های اجتماعی باب شد ... اون ها چهره شما و دوستان شما رو در پایگاه داده "تشخیص چهره" اضافه کرده و در نتیجه میتونن در تمامی دنیا چهره شما رو شناسایی کنن و شما هم به راحتی بهشون کمک کردین ...!!!
***********************************************************

شاید این، یکی از چالش های کمرنگ و بی اهمیت در فضای مجازی به نظر برسه اما متاسفانه در سال های اخیر به شدت بین مردم دنیا و کشور خودمون هم دیده شده ...
چالش های بسیاری که جز جهالت و سفاهت چیز دیگری رو در بشریت به اثبات نمیرسونه ...
چالش آب سرد بر سر ریختن ...!
چالش خاک بر سر ریختن ...!
چالش توپ و سطل زباله ...!
و ...
اعمالی که نه چیزی به آدم اضافه میکنه و نه کم ... !
فقط انگار یه عده بدون فکر بایستی هر عملی که باب میشه انجام بدن و تجربه کنن بدون اینکه به عواقب و عقلانی بودن اون کار فکر کنن...

علیرغم چالش های بالا ، چالش های دیگری هم در شبکه های اجتماعی و ایضا همین فضا دیده شد که شاید در نگاه اول هیچ مشکل و موردی نداشته باشه اما به زعم بنده چیزی نیستن جز اینکه همون پایگاه داده سازمان سیا رو کامل کنن ...
برای نمونه یکی دو سال قبل چالشی بین دوستان باب شده بود که چند سوال در مورد علایق و سلیقه ها و بعضا حریم خصوصی طرف پرسیده میشد و در واقع به منزله به چالش کشیده شدن فرد مورد نظر بود ... !
یا چالش دستخط ...
اما امروز که به این قضیه نگاه میکنم و این چالش رو با سلفی بالا در یک راستا قرار میدم ، نتیجه گیری میکنم که با این اطلاعات به دست اومده در پایگاه داده ای که سازمان سیا در سراسر جهان ایجاد کرده به راحتی میتونه خوراک تبلیغاتیِ فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و حتی بیولوژیکی برای مرگ نرم و خاموش مردم دنیا و به ویژه ایرانی ها درست کنه ...

خوراکی که خودمون به راحتی در اختیار دشمن گذاشته تا اون با کمی تجزیه و تحلیل داده ها پی به خلق و خوی ما ایرانی ها ببره و با توجه به هر فرهنگ و نژاد و قبیله و رنگ و سطح اجتماعی و ... خوراکی مناسب همون قشر رو تهیه و مسموم کنه ...
کمکی که شاید ما اصلا فکرشم نمیکردیم که با انجام دادن این چالش های به ظاهر دوستانه و بی غل و غش به دشمن میکنیم ...

اما چالش های جدیدی هم بین بچه مذهبی ها معمول شده که البته این سبک رو بنده به عنوان چالش به شمار نمیارم (چون چالش تعریف خودشو داره)... هرچند که دوستان چالش معرفی میکنن اما مطمئنم نیت خیر دارن اما به نظرم میتونه در همون پازل تعریف بشه .. اما این بار برای پی بردن به سلیقه بچه های مومن و البته در کنار دیگر داده هایی که دشمن از برنامه های دیگر به دست میاره ... تا بعدها بتونه به افکار مذهبیون هم جهت بده ، اون طوری که خودش می پسنده ...!!

*********************************************

با احتیاطِ بیشتر عمل کنیم ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
ظهور1..jpg
رایحه ظهور

پیشنهاد میدم حتما کلیپ بالا رو ببینین ... تاثیرگذاره
***********************************************************

من که دیدم نه راه پس دارم نه راه پیش سر جام واستادم و دو طرف جاده رو نگاه کردن ...
اینجا بود که دیدم همه 10، 15 تا سگه شروع کردن سمتم دویدن ...
و من فقط اون لحظه گفتم :
اُه ... نه ... خدای من ... !!!

و اما ادامه ماجرا :
اینجا بود که برای اولین بار از جانوری به نام سگ ترسیدم ...!
اما بازم سعی کردم خونسردی خودمو حفظ کنم تا بهانه ای دست سگ ها ندم ...!
یادمه اولین کاری که کردم این بود چادرمو جمع کردم گاز نگیرن و نکشن ...!
چون خیلی سریع بهم رسیدن، نتونستم موقعیتم رو تغییر بدم ... فقط تو فکر این بودم که تحریکشون نکنم ...فکر میکردم که چطوری میتونم از مهلکه نجات پیدا کنم ...!
یکی از سگ ها از بقیه شون سمج تر بود ... یه سگ قهوه ای با قد متوسط ...
اولش بهم نزدیک شد ...و شروع کرد منو بو کشیدن ... هر چی به سمت چپ و راست میرفتم به همراه من میومد ... بجز سگ قهوه ای بقیه در فاصله نیم متری تا 1 متری دور من پخش بودن ...
دیدم ول کن نیست ، شروع کردم به حرف زدن: "ولم کن ... کاری ندارم ... برو کنار و ... !!!"
از اون ور هم با خودم فکر میکردم این حیوون زبون نفهم چطور میخواد متوجه بشه من چی میگم ... خدایا ! نکنه منو تکه پاره کنن ...!
تو این فکرای وحشتناک بودم که یکهو پوزه شو روی پاهام حس کردم ... ! دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و چند بار به فاصله کوتاهی فریاد زدم ... سگای اطراف همینطور پارس می کردن و من هم فریاد ...
حتی یادمه چند متر جلوتر ، جلوی یکی از خونه ها یه ماشین پارک بود ... همینطور که با سگها تقلا میکردم، در عین حال یه چشمم به اطراف بود که ببینم کسی پیداش میشه ... اما دریغ از یه نفر آدمیزاد ... !
برای چند لحظه احساس اضطرار خیلی شدیدی داشتم ... تنهایی و ترس ...
بدجوری گیر افتاده بودم ... تو همین بین که با خودم میگفتم: وای خدا میخواد چی بشه ؟! که دیدم سگ داره میاد بالاتر ... همون لحظه بود که بلندترین فریادمو زدم ... دچار استیصال شدید که چه خاکی به سر کنم ... ناگهان صدای مردی از دور شنیده شد ... و آنی سگ قهوه ای خودشو کشید کنار ... و بقیه هم کمی دور شدن ...
هر چی اطراف رو نگاه کردم ، هیچ کی رو ندیدم ... و هیچوقت هم نفهمیدم کی بود ... !
وقتی دیدم دارن دور میشن ... قدم هامو آروم برداشتمو و دور شدم ...
*****************************************
شب موقع خواب:
همش قیافه سگ ها و احساس اضطراری که داشتم جلو چشمم میومد ... از این سگ ها تو ذهنم زامبی هایی ساخته بودم که از سر و کولم بالا میرفتن ...!
همش به این فکر میکردم که احساس ترس و استیصال و ناامیدی چقدر وحشتناکه ...
فکر آدمایی که دزدیده میشن ، بهشون تجاوز میشه و به قتل میرسن...حالا میخواد توسط خفاش شب باشه یا زودیاک ...!
اون لحظه چه اضطرار و ترسی رو تجربه میکنن ...
فکر زنان و مردانی که دست داعشی ها میفتن ، سرشون بریده میشه یا به عنوان برده فروخته میشن که هزار جور بلا سرشون بیاد ...
اون لحظه چه اضطرار و ترسی رو تجربه میکنن ...
فکر اینکه الان رو سرت بمب میریزن و همه جا میره رو هوا ...
اون لحظه چه اضطرار و ترسی رو تجربه میکنی ...
فکر اینکه قحطی زده ای و لاشخوری که بالاسرته، منتظر مرگت هست...
اون لحظه چه اضطرار و ترسی رو تجربه میکنی ...
فکر اینکه الان میخوان زنده زنده بسوزوننت ...
فکر اینکه برای یه عده ای جانور کثیف و خونخوار، عروسک لولیتا شدی و...
می خوام بگم به خاطر اضطرار تمامی آدمای دنیا که شاید تابحال یک صدم اضطرارشون رو تجربه نکردیم به خدا بگیم : اَین المُضطرّالّذی یُجابُ اِذا دعی ...
شخص مضطرّی که تو دعای ندبه به اندازه تمام آدم های روی زمین از 1110 سال قبل تا به الان مضطر هس... مضطرّی که میگه با شادی شیعیانش شاد و با ناراحتی هاشون ناراحت میشه... اینکه خبر احوال شیعیان بهش می رسه ... خبر تمام اتفاقات دنیا بهش می رسه که ما یک هزارمش هم نمیدونیم ... یک چشم اشک و یک چشم خون داره ...
امامی که از دست شیعیانش مضطره ... امامی که تو دعای عهد، می گیم که: اَللّهمََ اجعَلنی مِن المُسارعینَ اِلیه فی قَضاءِ حَوائِجِه ...
خدایا مارا از شتابندگان به سویش در برآوردن حاجتش قرار بده ...
و این چه جمله و تکلیف سنگینی هست اگه بفهمیم ...
و معنی ساده اش اینه که قراره ماها، امام زمانمون رو حاجت روا کنیم...!

عزیزان ، خواهشا احیای نیمه شعبان در مساجد رو فراموش نکنین ... که هیچ چیزی در زندگی الانمون واجبتر از این نیست ...
مراسمی که داره جهانی میشه ...خیلی بده ما که مدعیان صف اول هستیم جا بمونیم .... !

امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف: برای فرج من زیاد دعا کنید که فرج (گشایش در کار) شما در فرج من است ...

اللهم عجّل لولیک الفرج ...

مشاهده همه ی 14 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
روزهای سگی.jpg

روزهای سگی ...!!!

بعضی روزا واقعا خوب شروع نمیشن ...
اما نمیدونم چرا اصرارم دارن که خوب هم تموم نشن ...!
اینم قصه زندگی پرغصه آدماست که از رو هر کدومش میشه فیلم ساخت ...!
اما امان از استیصال ... استیصال ... !
**********************
عصر یکی از روزای اول بهار 97 ...
حالم خوب نبود، به یه بهانه ای از خونه زدم بیرون که یه خرده حالم عوض شه ... تو راه یه موقعیتی پیش اومد که مجبور شدم از یه مسیری رد بشم که قبلا از اونجا رد نشده بودم ... و نمیدونستم چی در انتظارمه ...!
موقعیت سوق الجیشی:
یه جاده خاکی که سمت راستش قابل رفتن نبود، نیزار بود ... اما از سمت چپ، جاده خاکی ادامه داشت که در یک طرفش بازم نیزار و بوته بود و طرف دیگه اش هم خونه هایی قدیمی و بعضا متروک ...
با خودم فکر کردم : برم یا نه یا مسیر دیگه ای رو انتخاب کنم ...
لحظه ای مکث ... و خلاصه قدم گذاشتم تو جاده ...
کمی جلوتر که رفتم دیدم 5، 6 تا سگ ولگرد برا خودشون لم دادن ... بی توجه از کنارشون رد شدم ...
همون لحظه یادم اومد که اگه دوستم اینجا بود حتما سکته میکرد... چون همیشه بهم میگفت که خیلی شجاعت به خرج میدی و از سگها نمی ترسی ... منم استدلالم همیشه این بود که اگه تحریکشون نکنی ، نترسی کاری بهت ندارن مخلوقات خدا ... اما اگه بفهمن ترسیدی و شروع کنی به دویدن ، دنبالت میکنن ... !
داشتم اینا رو تو ذهنم مرور میکردم که دیدم یکی دوتاشون بلند شدن و به فاصله نیم متری، بنده رو اسکورت کردن ...!
منم عین خیالم نبود و با آرامش از کنارشون رد شدم ... اونا هم دیدن من توجهی نمیکنم راهشونو کج کردن و رفتن و دوباره رو زمین لم دادن ...
با خودم گفتم : بیا... دیدی کاری به آدم ندارن و مسیرم رو ادامه دادم ...
چند متری نگذشته بودم که دیدم 6، 7 تا سگ دیگه هم جلوتر دراز کشیدن ... و منم انگار دارم از مناطق ممنوعه اراذل و اوباش رد میشم ...!!
تو دلم گفتم : ماشاالله ... این همه سگ ولگرد یه جا ندیده بودم ... و با همون آرامش بهشون نزدیک شدم ... !!!
تو همین بین سگ داخل یکی از خونه های به فاصله 30 الی 40 متری شروع کرد به پارس کردن ... به گمونم بوی من رو حس کرده و تحریک شده بود ...
اما پارس کردن سگ داخل خونه همانا و تحریک کردن سگ های ولگرد تو جاده هم همانا...!!!
یک باری دیدم اراذل دو طرف جاده همه با هم قیام کردن و شروع کردن به پارس کردن ... !!!
(هنوز صدای پارس اون همه سگ تو گوشمه...)
من که دیدم نه راه پس دارم نه راه پیش سر جام واستادم و دو طرف جاده رو نگاه کردن ...
اینجا بود که دیدم همه 10، 15 تا سگه شروع کردن سمتم دویدن ...
و من فقط اون لحظه گفتم :
اُه ... نه ... خدای من ... !!!
ادامه دارد ...

مشاهده همه ی 31 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
امام.jpg

تو خیابون در حالی که سینی چای رو به طرفش گرفته بودم ، گفتم: بفرمایید، نذر سلامتی امام زمانه ، صلوات یادتون نره ...
جواب داد: بله حتما، خدا شفا بده ...!!!
از حرفش جا خوردم و لحظه ای بهش خیره شدم ... !!!
با خودم فکر کردم دو حالت بیشتر نداره : یا درست متوجه جمله من نشده و خواسته چیزی گفته باشه... یا اینکه داشته مسخره میکرده ... البته بعید میدونم منظورش دومی بوده باشه ...!!!
به دو نفری که کنارم واستاده بودن گفتم : ببینین تو رو خدا چی میگه؟!
این قضیه گذشت ، اما تو راه برگشت به خونه ، همش داشتم به این جمله اش فکر میکردم ... ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود ...
با خودم فکر میکردم :
آره ، خدا باید شفا بده منتها ...
ای کاش خدا این قلب های بیمارمون رو شفا بده ...
کاش این ذهن مریضمون رو شفا بده...
برای همینه که حالمون خوب نیست و هیچوقت هم خوب نمیشه ...
چرا به خودمون دروغ بگیم:
رستاخیز طبیعت هر سال اتفاق میفته و حال ما الی احسن الحال نمیشه...
چون بدون اون نباید حالمون خوب باشه ... ، تعارف که نداریم ...
بچه شیعه ای که بدون امامش حالش خیلی خوبه ، باید بهش شک کرد...!
ان شاءالله که رستاخیز انسانی هم هر چه زودتر اتفاق بیفته تا حال همه مردم حقیقت جوی دنیا خوب بشه ...

اللهم عجّل لولیک الفرج
------------------------------------------------------------------
برای همه تو سال جدید دعای خیر دارم ، حتی اگه اتفاق به ظاهر خوبی نباشه ... یادمون باشه بچه شیعه زیاد مبتلا میشه ... این جزوی از عبودیت و نمودی از عهد الهی ای هست که بستیم...
عیدتونم مبارک ...

مشاهده همه ی 24 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
زن بودن.jpg

می گویند زن ریحانه است ...
مبادا بگذاری زود پژمرده شود ...
زن امانت خداست پیش تو ... چه مادر باشد چه همسر باشد چه خواهر یا دختر ...
زن یعنی زندگی و زایایی ...
زن یعنی تو در کنارش احساس مردی و مردانگی، قدرت و تملک کنی ...
تو برای او مرد باش ... او خود زنانگی را بلد است ...!
قدرش را بدان .. چه اینکه خود او نیز در این دنیای وانفسا بیشتر بایست قدر خودش را بداند ... اینکه هر کسی لیاقت دیدن زیبایی هایش را ندارد ... نه صرفا زیبایی های جسمی، بلکه زیبایی های اخلاقی ، معنوی، مادرانه ، همسرانه و در کل زیبایی ها و ظرافت های زنانه اش ...
این قدرشناسی بابت خلقتش، میشود گرانبها کردن خودش در برابر مرد؛ و آنگاهست که آتش عشق مرد را تیز تر میکند و مرد این عزت و استغنا و بی اعتنایی او را می ستاید ...
این قدرشناسی یعنی اینکه در تاریخ همیشه پای یک زن در میان بوده است و چه خوب است که از نوع فاطمه اش باشد ... کسی که مرکز ثقل است در این صلوات خاصّه ...!!
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامی‌اش و فرزندان عزیزش [و آن رازی که در وجود او به ودیعه نهادی]، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد.
و هم اوست که برای پدرش کوثر است ...
هنگامی که در خانه پدر است موجب رحمت میشود ، وقتی به خانه همسر میرود نیمی از دینش را کامل میکند و وقتی مادر میشود بهشت زیر پای اوست ... و از دامن اوست که مرد به معراج می رود ...

زنان سرزمینم ، یادتان باشد ...
زن بودن یعنی خیر کثیر ...
------------------------------------------------------------------
با تبریک به تمام زنان و مادران سرزمینم به ویژه مادر خودم ...

مشاهده همه ی 10 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
 لینک
مدیریت استراتژیک.jpg

مدیریت استراتژیک ...

در همه جای دنیا انقلاب ها با نام رهبرانشان شناخته می شوند ... انقلاب هند با نام گاندی و نهرو ،کوبا با فیدل کاسترو و چه گوارا 1، چین: مائو ، ایران: امام خمینی و ...
جدای از درست یا غلط بودن تفکرات و نظریات این افراد ، رهبران نقش بسیار مهمی را در مدیریت و جهت دهی انقلاب ها بر عهده دارند ...
در نتیجه رهبرانی که تاثیر زیادی در جوامع انسانی داشته باشند توسط دشمنان آن انقلاب ها بیشتر رصد میشوند ... دشمنان خوب میدانند که ترور شخص رهبران، بیشتر از آن ها قهرمان میسازد برای همین سالها به دنبال سانسور آن ها در رسانه ها یا تخریب و ترور شخصیت شان بوده اند...
ایران امروز و مدیریت 28 ساله رهبر فرزانه انقلاب2 اسلامی نیز قطعا از این رصد و تخریب ها بی نصیب نبوده است !
خصوصا اینکه در انقلاب اسلامی نیز تاکید بر مدیریت علوی (و کارآمد) بوده و هست که دشمنان زیادی دارد... و رهبران خوانشی که علما از مذهب تشیع دارند را عملی ساخته و پیاده می سازند ...
دشمنان انقلاب اسلامی نیز از مدیریت منطقه ای و بین المللی رهبر انقلاب اسلامی مستاصل شده و در طی سالیان متمادی به تخریب ایشان پرداخته است ...
چه اینکه بین توده های مردم نیز به دلیل تاثیر رسانه های خبری انگلیسی و آمریکایی، این تخریب با واژه ها و عباراتی نظیر دیکتاتور ، ناکارآمد، بدل رهبر ، یهودی و انگلیسی بودن رهبر !!! و ... وجود دارد و در عوض آن، آخوندهای شبکه های ماهواره ای شیعه انگلیسی (به یاد آخوندهای درباری!!) در اقدامی بسیار نادر و عجیب جهت تطهیر از ملکه انگلیس (این ام الفساد و ام الخبائث) از وی به نام سادات هاشمی یاد میکنند...!!!
و ...
اما در ادامه استاد عباسی در سخنرانی مدیریت علوی تنها به 4 بخش مدیریتی اخیر ایشان که باعث استیصال دشمنان شده اشاره میکند:
1) مدتی پس از شروع درگیری های سوریه و کشیدن شدن آن در منطقه (تشکیل گروهک های داعش و جبهة النصره و...) که در واقع توسط آمریکا_انگلیس و جبهه عبری_ عربی و ایادی شان برنامه ریزی و هدایت میشد، رهبر انقلاب به آیت الله اراکی ماموریت دادند تا با برگزاری همایش هایی جهت آگاهی دادن به متفکرین مذهب تشیع و تسنن و اعلام برائت آنها از گروه های تکفیری، خود را از فتنه بزرگ برادرکشی جدا نمایند . فتنه ای که به گفته ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجه آمریکا قرار بود به صورت جنگ مذهبی 30 ساله باشد که خوشبختانه با تدبیر به موقع رهبری ابتر ماند.
2) رهبر انقلاب با قبول مذاکرات منطقه ای (پس از برجام) منتها این بار نه به وسیله وزارت امور خارجه بلکه با دادن ماموریت به سردار باقری جهت دیدار با نظامیان ارشد دول روسیه و ترکیه جهت دخالت در درگیریهای سوریه و ذینفع بودن آنها، باعث شد که پیش بینی ها در براندازی دولت سوریه به وقوع نپیوندند و نقشه های دشمن جهت تسلط بر سوریه، عراق و سپس ایران نقش بر آب شود. (ولی فقیه با توجه به وظایف رهبری مشخص شده در قانون اساسی در بخش جنگ و صلح میتواند به طور مستقیم دخالت کند)3
3) رهبر انقلاب پیشرو در جنگ ارزی در برابر دلار بی پشتوانه ی آمریکا (که استفاده از آن ایجاد تورم میکند) و پیشنهاد ایشان به روسای جمهور روسیه و چین در عدم استفاده از دلار در معاملات. کشورهای طرف معاهده بریکس (BRICS) 4 از همین روش در معاملات استفاده میکنند (در دولتهای نهم و دهم نیز معاملات با استفاده از پول رایج بین دو کشور انجام میشد5 و در بسیاری از موارد با اخذ طلا انجام میگرفت.)6
4) همچنین رهبر انقلاب یک تنه در برابر علوم تثلیثی غرب ایستادند و تاکید کردند که پایه علوم غربی غیر توحیدی است و بایست یک تحول بزرگی در دانشگاه های انسانی لیبرال کشور ایجاد کرد (که باعث تربیت مدیران سکولار و لیبرال میگردد) ، برخلاف آنچه که رئیس جمهور فعلی اظهار میداشتند که مگر علوم یهودی ، مسیحی و اسلامی داریم؟! و با توجه به سخنان ایشان متفکرین انقلابی شروع به تحقیق و مطالعه کرده و اثبات میکنند که پایه های علوم غربی تثلیثی است.7

جهت دریافت کامل سخنرانی 100 دقیقه ای ، لینک بالا
توضیحات: مدیریت علوی-استاد عباسی-کرمانشاه-آذر 96 ...
------------------------------------------------------------------
1_ چه، آرژانتینی بود منتها وقتی دیدند انقلاب کوبا را به کشورهای دیگر آمریکای لاتین صادر میکند ، وی را کشتند
2_ تا به حال به این فکر کرده اید که چرا از ایشان هم با نام رهبر انقلاب اسلامی یاد میشود نه رهبر جمهوری اسلامی ؟!
3_ این گفته در برابر اعتراض عده ای است که میگفتند مذاکرات صرفا باید به دست قوه مجریه باشد.
4_ شامل کشورهای برزیل ، روسیه ، هند ، چین و آفریقای جنوبی
5_ اشاره شده در مستند رازهای پول ....
6_ برخلاف آنچه که دولت یازدهم ادعا میکرد با خزانه خالی مواجه است ...!
7_ مراجعه شود به سخنرانی کامل استاد با نام علوم انسانی و تثلیثی در دانشگاه تهران

مشاهده همه ی 2 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
idea-2.jpg

زوج فرهیخته و سکه 10 هزارتومانی ...!!!

چند وقت پیش سوار یه تاکسی شدم که راننده اش رو به خاطر داستان های جالبی که گاها تعریف میکنه، خوب میشناسم ... چون آدم فهمیده و منطقی ای هست بسیار برای من قابل احترامه ...
شنیدن این داستانش هم که میخوام بگم خالی از لطف نیست ...!
یه روز سوار تاکسی اش شدم و دیدم با مسافر کناری اش گرم گرفته و مشغول حرف زدنه ... پس از چند دقیقه ساکت شد و با این جمله که آخه چرا مردم ما یه ذره از فکرشون استفاده نمیکنن دوباره شروع به صحبت کرد...
بقیه ماجرا از زبان راننده :
" چند روز پیش دو تا مسافر خانم و آقا (که زن و شوهر بودند) سوار تاکسی ام شدند و داشتند در مورد ضرب سکه 10 هزار تومانی که خبرش رو تو فضای مجازی خونده بودند بحث میکردند ... منم وارد بحشون شدم و گفتم مگه همچین چیزی ممکنه ؟!
آقاهه که یه مقداری از این حرف من ناراحت شده بود، قیافه ی حق به جانبی به خودش گرفت و گفت: من خودم این خبرو خوندم و عکس سکه 10 هزار تومنی رو هم دیدم ...
من گفتم: آخه آقا ، نمیشه که ... قانونش جور در نمیاد ... ما آخرین سکه ی رایجی که داریم ، 500 تومنی هست ... منطقی اینه که اول سکه 1000 تومنی ضرب بشه بعد سکه 5000 تومنی و بعد بشه 10 هزار تومنی ... نمیشه که یکهو از سکه 500 تومنی رفت رو سکه 10 هزار تومنی ... یه چیزی تو فضای مجازی پخش شده قرار نیست که درست باشه ...
این زوج جوون که از این حرف من بیشتر ناراحت شده بودند لب به اعتراض باز کردن و گفتند : ما خودمون فوق لیسانس داریم و تحصیل کرده هستیم*، شما میخوای به ما یاد بدی که چی درسته چی غلط ؟ خود بانک مرکزی هم اعلام کرده ... خودمون عکسشو دیدیم ...
و در ادامه خانم به سمت همسرش برگشت و گفت: ولش کن ، آدم با این بی سوادا که دهن به دهن نمیاد ...!!!
من از این حرف غیرمنصفانه و بی ادبانه اش خیلی ناراحت شدم اما چیزی نگفتم ... خلاصه پیاده شدند ...
اما فردای اون روز، متوجه شدم که اون زوج جوان تو خیابون دربدر دنبال من میگردن برای عذرخواهی ... چون کاشف به عمل اومد همون شب رئیس بانک مرکزی در صدا و سیما رسما اعلام کرده که ضرب سکه 10 هزار تومنی کذب هست و بانک مرکزی همچین سکه ای رو ضرب نکرده و اون عکسی که در فضای مجازی پخش شده ساختگی هست یا اگر سکه ای در بازار با این ظاهر یافت شده ، تقلبیه ...!!!
خلاصه با شرمندگی از حرفای دیروز از من عذرخواهی کردند ...
گفتم: خواهش میکنم ،مسئله ای نیست ... اما شما اگه یه مقدار منطق و استدلال درست رو به خبر اضافه میکردین ، برای شما هم باورپذیر نبود ...
گفتن: شما باید آدم تحصیل کرده ای باشین که اینطور استدلال کردین ... منم گفتم: بله من لیسانس دارم منتها لیسانس زمان شاه ... " !! {-29-}

------------------------------------------------------------------
* پ.ن : جسارتی به دوستان تحصیل کرده نشه ... اما تفکر درست همیشه رابطه مستقیمی با تحصیلات نداره ...

مشاهده همه ی 17 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
سانچی....jpg

حادثه دلخراش سانچی رو (البته با تاخیر) به همه تسلیت میگم و از خدا طلب مغفرت برای کشته شدگان و طلب صبر برای خانواده های گرامی شون دارم ...

این چهار تن هم از همشهری های عزیز ما بودند ...

در کنار این عزیزان هم سروان تک آور بیژن زارع (فرزند شهید) هم در حادثه ناوچه دماوند به درجه رفیع شهادت نائل شدند ...

روحشون قرین رحمت الهی ...

مشاهده همه ی 13 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
mavademokhader.jpg

بخش دوم: مخدر به مثابه دارو ...!
در نوشته قبل ذکر شد که جنگ (از منظر ابرقدرت های دنیا) به مانند مصرف ماده مخدر است که به نیروی نظامی _ پس از کشتار و قلع و قمع _ سرخوشی پس از مصرف دست می دهد .
در حقیقت نیز به سربازان آمریکایی در جنگ ها به اعتراف کریس هجزآمفتامین تزریق می شود تا بر روی بخش مربوط به هیجانات مغز تاثیر بگذارد که رابطه مستقیمی با تخلیه هیجان و کشتار بی رحمانه آن ها دارد.
و اما ...
آمفتامین ها :
آمفتامین یک محرک و کاهش دهنده اشتها است. این دارو با افزایش مواد شیمیایی خاصی در بدن، سیستم اعصاب مرکزی (مغز و اعصاب) را تحریک می کند. این دارو همچنین میزان ضربان قلب و فشار خون را افزایش می دهد و باعث کاهش اشتها نیز می شود.
بی قراری، لرزش، تنفس سریع، گیجی، توهم، وحشت، پرخاشگری، تهوع، استفراغ، اسهال، ضربان قلب نامنظم و تشنج از نشانه های مصرف بیش از اندازه آمفتامین می باشد.

همانطور که مشخص شد آمفتامین ها نقش بسزایی در ایجاد توهم و خشونت دارند ، در نتیجه سربازان آمریکایی زمان رودردرویی با دشمن (فرضی!!) ، شخص را به شکل انسان نمی بینند بلکه آن ها را که بی رحمانه می کشند ، در نظرشان هیولایی بیش نیست...!!!
ابرقدرتی نظیر آمریکا از مواد مخدر برای غلبه سرباز بر ترس و ایجاد هیجان (شجاعت کاذب) و خشونت استفاده نموده تا در جنگ ها نیروهای نظامی اش به راحتی دست به کشتار بزند...
در این بین همسو با خط مشی سردمداران نظامی، متفکرین علوم انسانی ، رسانه و سینمای غرب نیز نه تنها استفاده از مواد مخدر را بد و مضر نشان نمی دهند بلکه آن را موجب باز شدن ذهن می دانند. چه اینکه در کتاب های روانشناسی اذعان دارند که زیگموند فروید _پدر علم روانشناسی نوین_ پیش از شروع نظریه پردازی هایش ، کوکائین مصرف می کرده است...!2
نمونه شیطنت آمیز چنین تفکری نیز در فیلم "لوسی" به نمایش گذاشته شد که شخصیت اصلی داستان پس از اینکه کیسه محتوی مواد مخدر (جدید) که در بدنش جاسازی و بر اثر حادثه ای پاره و مواد توسط بدنش جذب شده بود، اتفاقات عجیبی برایش رخ می دهد و ظرفیت مغزش از درصد بسیار جزئی با گذشت زمان به 100 % می رسد بطوری که بر تمامی علوم و تکنولوژی و زمان و مکان احاطه دارد و نوعی خداگونه می شود...!3
یا در فصل چهارم "شرلوک" ، پس از مصرف مواد مخدر، مغز وی به طرز عجیبی شروع به فعالیت کرده و چنان استنتاج و استدلال میکند که انگار ذهنش جلوتر از خودش حرکت کرده و در جمله ای عجیب می گوید:
" نمی دونم، همین جوری خودش اتفاق میفته ... مثل یه واکنش غیر ارادیه ، نمی تونم جلوش رو بگیرم ...!!!"

و نمونه های بسیاری از این دست که بیننده را وا می دارد تا حداقل یک بار هم که شده، ماده مخدر را امتحان کند!
گذشته از این، جنگ پیش رو جنگ بین کارتل های مواد مخدر است که در ساخت مواد آرایشی ، بهداشتی ، خوراک ، پوشاک، داروها و ...با استفاده از مخدر و صادرات آن ها به تمامی دنیا با هم رقابت دارند ...!
رقابتی که برای به تسخیر در آوردن جسم و روان بشریت خواهد بود.

==============================================
1. کتاب "جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد".
2. بدین گونه فروید پس از مصرف کوکائین ، دچار توهم شده و نظریه های شیطانی خود در باب لا قیدی در روابط جنسی را مطرح میکرده است!
3. بعید نیست که بسیاری از این دست فیلم ها با سفارش کارتل های مواد مخدر ساخته شود.

مشاهده همه ی 5 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
American forces.jpg

بخش اول: جنگ به مثابه مخدر...!

کریس هجز، خبرنگار آمریکایی در کتاب "جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد":

" ما ، کارآمدترین آدمکشان روی زمین را تعلیم می دهیم و مجهزشان می کنیم...!"

کریس هجز خبرنگاری که در جنگ های آمریکا علیه ویتنام، عراق، افغانستان و جنگ های بوسنی و فلسطین اشغالی و ... حضور داشته، از تجربیات خود پیرامون جنگ به مثابه ماده مخدری برای نیروهای نظامی بالاخص سربازان آمریکایی سخن به میان می آورد.

وی یادآوری میکند که در این پروسه انسان به جنگ معتاد میشود؛ زیرا جنگ و خشونت در شخص ایجاد هیجان نموده و بعد از کشت و کشتار ، این هیجان تخلیه شده ‌و در ظاهر به شخص احساس سرخوشی بعد از مصرف مواد مخدر دست می دهد.

لازم به ذکر است که این اثرات اولیه بعدها تبدیل به رفتارهای غیر انسانی نظیر دیگر آزاری ، خودآزاری و خودکشی و دیگر کشی می شود.

(نکته: در نتیجه سردمداران آمریکایی از وجود هیجان در فطرت آدمی و تخلیه بجا و درست آن سواستفاده کرده و جنگ و تجاوز به کشورهای ضعیف را محلی برای تخلیه هیجانات می سازند)

(در روان‌شناسی هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند. زیرا ریشه بسیاری از اختلال‌های روانی را تشکیل می‌دهند. حتی سلامتی انسان را تضمین می‌کنند)

البته هجز ، رسانه ها و مطبوعات آمریکایی را نیز در فریبندگی خشونت و تقدس سازی جنگ و اهداف و اغراض شیطنت آمیز ناسیونالیستی مقصر می داند. وی به اسطوره های ناسیونالیستی در شدت جنگ ها انتقاد دارد که باعث زیاده روی در فساد و خونریزی می شود.

چه اینکه وی اعتراف میکند : "ما برای آزاد کردن کویت به عراق نرفتیم بلکه برای نفت ارزان قیمت بود اما این را نمیتوان به عنوان یک هدف مقدس جنگی برای مردم بازگو کرد...!!!
"

یا در جایی دیگر می گوید: "سربازهای آمریکایی در جنگ ویتنام دریافتند که نیت والایی در این جنگ وجود نداشت"

پس در رسانه هانیز هماهنگ با مقاصد دولت، کشوری که از منظر آن ها متخاصم است تبدیل به دشمن مطلق و اهریمن می شود و هجز نیز معتقد است که متجاوزان جنگی (خصوصا آمریکایی ها)هرگز نمیخواهند که در جنگ ها ، سرباز صفت های انسانی دشمن را تشخیص دهد ...!

ادامه دارد...

_________________________________________________________
پ.ن:
همانطور که می دانید هرگز جنگی در آمریکا یا در مرزهای جغرافیایی آن در نگرفته ، و آمریکا به بهانه اینکه شاید روزی فلان کشور برای منافع ما ایجاد خطر کند به دیگر کشورها تجاوز کرده و یا اگر زور نظامی اش به آنان نچربد ، تحریمشان میکند و با استفاده ازفیلم ها ، اشعار ، آهنگ ها و ...ی ناسیونالیستی و تعصب فرد بر میهن اش آنان را وادار به تجاوز و جنگ طلبی میکند در عین حال که نیروهای نظامی از سیاست پس پرده دولتشان بی خبرند.

مشاهده همه ی 9 نظر