لحظه  بروز رسانی 
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ
مهربونمهربون
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ

گودزیلای داییم (سه سالشه)اومده بهم میگه تو که قدت از مامانه

گودزیلای داییم (سه سالشه)اومده بهم میگه تو که قدت از مامانه من بلند تره پس چرا هنوز ازدواج نکردی؟گفتم مگه به قده.گفت پس به عقله؟گفتم اره.بعد با کمال پرویی برگشته بهم میگه پس بعد من ازدواج میکنی.
فک و فامیله من دارم {-15-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ
مهربونمهربون
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ

پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد

پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد مغازه منم گفتم پول ندارم اونم گفت پس شلوار بده
:ندارم
:پس کت بده
:ندارم
میگه یه نگاهی بهم کرد گفت پس مغازه رو ببند با هم بریم گدایی
من:|
اون:)

مشاهده همه ی 3 نظر
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ
مهربونمهربون
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ

مورد داشتیم تیم رو واسه قهرمانی بستن . . .

مورد داشتیم تیم رو واسه قهرمانی بستن
.
.
.
.
.
.
اما از هفته چهارم داره واسه سقوط نکردن میجنگه{-7-}

مشاهده همه ی 3 نظر
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ
مهربونمهربون
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ

اعتراف می کنم که  داداشم 11سالشه  تاکید میکنم 11سالشه رفته دوربین

اعتراف می کنم که 
داداشم 11سالشه 
تاکید میکنم 11سالشه
رفته دوربین رو جاسازی کرده توی اتاقم 
و رمز لپ تاپم رو دیده 
بعدش رمزو داده به بابام برای چکاپ لپ تاپ
.
.
.

از همین تریبون به مسئولین اعلام میکنم که
مراقب داداش من باشین
این داداش من اگه مسئولیت اداری یا دولتی داشته باشه 
اسرار مملکتی رو به فنا میده.......
(از من گفتن بود نگید نگفتی){-15-}

مشاهده همه ی 1 نظر
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ
مهربونمهربون
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ

13 ﺳﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ  ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ  ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﺭﻓﺖ

13 ﺳﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ 
ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ 
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﻣﻦُ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺑﺒﺮﻥ 
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ روز ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﺒﺮﻩ ﻣﻨﻢ ﺩﯾﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑُﺮﺩ :|

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ
مهربونمهربون
ღ مهــ Palang ــربــ Maho ــان ღ

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم کارتون سفرهای میتی کومان رو میداد

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم کارتون سفرهای میتی کومان رو میداد , موقع جنگ داداش کایکو با دشمنا , میرفتم پشت ستون خونمون قایم میشدم , یوقت داداش کایکو منو کتک نزنه , فک کنم اون موقع کارتونا رو سه بعدی میدیدم :)))
اصن ایده تلویزیون 3بعدی از من بود :|

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید