لحظه  بروز رسانی 
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

تبسم را نه مي توانيم بخريم، نه مي توانيم قرض کنيم

فقط مى توانيم هديه بدهيم

میسپارمت به لبخند ها

در مسير باد بمان تا بوى مهربانيت تسخير کند اين شهر را

لبخندبزن دوست من

تنور دلت گرم …

مشاهده همه ی 3 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ

ﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﺪ

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ

ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ …

ﺍﮔﺮ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎﺷﯿﺪ

ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ

ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ …

ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﭘﮋﻭﺍﮎ ﻧﯿﺴﺖ

مشاهده همه ی 1 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر".

طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: "پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام".

ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بی.آی و افسران پلیس محلی در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟

پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام بدهم".

نکته:
در دنیا هیچ بن بستی نیست.

مشاهده همه ی 2 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

ما اسیر قصه‌های ذهنِ خویشیم
آنچه زندگی ما را به تنگنا می‌افکند، واقعی نیست
بلکه از جنسِ قصه‌ است؛ قصه‌ای ذهنی
رهایی از قصه‌های ذهن،
تجربه‌ی قدرتِ بی‌منتهای درون،
و تجربه بی کرانگیست . .

مشاهده همه ی 1 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالی که گویی ایستاده بودم ،

چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد

در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،

دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”

و اگر نخواهد “نمی شود”

به همین سادگی …

کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم

فقط او را می خواندم و بس …

مشاهده همه ی 1 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

از قورباغۀ کوچکی که ته چاهی زندگی می کرد،
پرسیدند: آسمان چیست؟
گفت: دایرۀ کوچکی به رنگ آبی …
مفهوم هر چیزی، در خود آن نیست،
در نگرش ما نسبت به آنها نهفته است …
دیدگاهتان را تغییر دهید تا زندگیتان متحول شود!

588445b1f091976p.jpg

مشاهده همه ی 1 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

انسان نیروی تبدیل شدن به نغمه عشق و رقص عشق را داراست.اما اندک کسانی این نیروی نهان را آشکار می کنند.اغلب انسانها بذر بدنیا می آیند و بذر می میرند.

5888e25c622b0i24.jpg

مشاهده همه ی 2 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

fYC1q.jpg
ساده که می شوﻱ همه چیز خوب می شود؛
خودت،
غمت،
مشکلت،
غصه ات،
هواﻱ شهرت،
حتی دشمنت!
یک آدم ساده که باشی همیشه لبخند
بر لب دارﻱ.
بر روﻱ جدول هاﻱ کنار خیابان راه می
روﻱ.
زیر باران، دهانت را باز می کنی و قطره
قطره می نوشی.
آدم برفی که درست می کنی
شال گردنت را به او می بخشی.
انسان هاﻱ ساده بوﻱ ناب انسان می دهند…


مشاهده همه ی 2 نظر
مهشید ( پرنسس طلای ناب )
شادشاد
مهشید ( پرنسس طلای ناب )

590d5aca16fd77xf.jpg

هر كدام از ما چیزی را از دست می دهیم
که برایمان عزیز است.
فرصت های از دست رفته،
امکانات از دست رفته،
احساساتی که هرگز نمی توانیم
برشان گردانیم.
این بخشی از آن چیزیست
كه به آن میگویند زنده بودن!

مشاهده همه ی 3 نظر