لحظه  بروز رسانی 
مه سیما
آروم و عادیآروم و عادی
مه سیما

‌گفتم : «گیله مرد! توی سبزه‌ها چی دیدی که رفتی تو

‌گفتم : «گیله مرد! توی سبزه‌ها چی دیدی که رفتی تو

‌گفتم : «گیله مرد! توی سبزه‌ها چی دیدی که رفتی تو فکر؟!»
کمی سکوت کرد و گفت: «به این دونه‌های سبز شده نگاه کن. چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند.
گفتم خب!
گفت: «سیصد و شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود؛ می‌ترسم رشد که نکرده باشم هیچ، افت هم کرده باشم!
دونه ای که نخواد رشد کنه؛ هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر می‌گنده.


تلنگر !
اول به خودم ...

مشاهده همه ی 4 نظر
مه سیما
آروم و عادیآروم و عادی
مه سیما

دلم را دست به دست برسانید به دست خدا. بگویید

دلم را دست به دست برسانید به دست خدا. بگویید

دلم را دست به دست برسانید به دست خدا.
بگویید بیش از اندازه تنگ است ،
مدام میگیرد، با یک اسم خاص میریزد،
با یک اخم میشکند و زحمت جمع کردن تکّه هایش می افتد روی دوش چشم هایم‌.
برسانید دستش بگویید فلانی سلام رساند ،یک دل تازه خواست .😔

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مه سیما
آروم و عادیآروم و عادی
مه سیما

❄⛄❄⛄❄⛄❄⛄❄⛄❄ ✔"به روز رسانی "🔍 را که

❄⛄❄⛄❄⛄❄⛄❄⛄❄

✔"به روز رسانی "🔍
را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه های کامپیوتری نگذاشته اند …
گاهی هم آدم ، باید افکارش را به روز کند!
طرز فکرش را ارتقا بدهد…
حال و هوایش را تازه کند …
مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم و اندوه ندارد
رها کند بعضی وابستگی ها را که حال و روزش را به هم میریزند
افسوس ها را …
غصه ها را …
نگرانی ها را …
و تمام تلخی هایی که بوی کهنگی گرفته اند
گاهی باید
یک گوشه ی دنج نشست ؛
زندگی را نو کرد
و یک "من" تازه ساخت
با باورهایی جدید
و افکاری رو به رشد …
باور کن
لازم است هر از گاهی خودمان را هم "به روز رسانی" کنیم …!♥🍃

مشاهده همه ی 6 نظر
مه سیما
آروم و عادیآروم و عادی
مه سیما

محمدجعفر خیاطی عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب

محمدجعفر خیاطی
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...

امتحاناتی که هر هفته می‌گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می‌کرد...

آن هم نه در کلاس،در خانه...

دور از چشم همه
اولین باری که برگه‌ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...

نمی‌دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...

فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه‌ها برگه‌هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده‌اند به جز من...

به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...

من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...

بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می‌کردم تا در امتحان بعدی نمره‌ی بهتری بگیرم...

مدت‌ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه‌ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت...

چهره‌ی هم کلاسی‌هایم دیدنی بود...

آن ها فکر می‌کردند این امتحان را هم مثل همه‌ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می‌کنند...

اما این بار فرق داشت...

این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...

فردای آن روز وقتی معلم نمره‌ها را خواند فقط من بیست شدم...

چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می‌گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی‌کردم و خودم را فریب نمی‌دادم...

زندگی پر از امتحان است...

خیلی از ما انسان‌ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می‌گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ...

تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم...

اما یک روز برگه‌ی امتحانمان دست معلم می‌افتد...

آن روز چهره‌مان دیدنی ست...

آن روز حقیقت مشخص می‌شود و نمره واقعی را می گیریم...

تا می‌توانی غلط‌های
خودت را بگیر قبل از اینکه
غلطت را بگیرند....

مشاهده همه ی 13 نظر
مه سیما
آروم و عادیآروم و عادی
مه سیما

گاهی نباش . خودت را بردار و کمی دورتر از

گاهی نباش . خودت را بردار و کمی دورتر از

گاهی نباش ...
خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،
وجودت را از همه ی آدم هایِ اطرافت دریغ کن ...
ببین چه کسی نبودنت را حس می کند ؟!
چه کسی حواسش به حال و احوالاتِ توست ؟!
سکوت کن و منتظر بمان و ببین کدام آدمِ با معرفتی برایِ پیدا کردنِ تو ، پس کوچه هایِ تنهایی ات را زیر و رو می کند ؟!
کدامشان نگرانت می شود ؟!
و اصلا چه کسی ، برای نگه داشتنِ تو ، به خودش زحمت می دهد ؟!
اگر نبودی و دیدی آب از آبِ روزمرِگی هایشان تکان نخورد ، تعجب نکن !
رسمِ آدم ها همین است ؛
اگر بودی که هیچ ...
اگر نبودی ، دیگران هستند !!!
این تویی که باید عاقل باشی و خودت را برایِ چنین جماعتِ بی تفاوت و بی عاطفه ای ، خرج نکنی ... !

مشاهده همه ی 3 نظر
مه سیما
آروم و عادیآروم و عادی
مه سیما
دلم گرفته

دلم گرفته...

مشاهده همه ی 4 نظر