لحظه  بروز رسانی 
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

نگاهت می کنم ؛ تمامِ ثانیه هایی که حواست نیست

نگاهت می کنم ؛
تمامِ ثانیه هایی که حواست نیست ،
تمامِ لحظه هایی که بی هوا میانِ افکارم پرسه می زنی .
حواسم را از تمام جهان می گیرم و پرتِ تو می کنم ،
که تو تنها لایقِ حواس پرت ترین حالتِ ممکنِ منی !
من هنوز هم به گرمیِ اولین سلامِمان می خواهمت ...
و حیف است سهمِ من نباشی ،
و حیف است رویِ زمین عاشقت باشم !
دارم دنبالِ سیاره ای می گردم
سیاره ای که خالی از همه باشد ،
که تو را با خودم به آنجا ببرم و در غروبِ نارنجی اش ؛
جوری در آغوشت بگیرم که از گرمایِ خواستنم ، داغ شوی ،
جوری ببوسمت که از لمسِ لبانم ، بی حس شوی ،
و جوری عاشقت باشم ؛
که با تک تکِ سلول هایت آن را حس کنی ...
صبر کن و ببین ...
یکی از همین روزها
به تو ثابت خواهم کرد ؛
تویِ لعنتی را آفریده اند ؛
تا منِ دیوانه عاشقت باشم ...
. ❤️❤️❤️
.

متن خیییلی تخیلیه به درد آدم فضاییا میخوره
❤️❤️❤️
.
١٣٩٧/١١/٢۵

مشاهده همه ی 5 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

دست در دست هم پا به پای هم

دست در دست هم
پا به پای هم
می دویم بر روی برگهای جا مانده از پاییز، آن هم در بحبوحه های استخوان سوز بهمن...
من خسته می شوم ، می نشینم
تو..
به عقب بر می گردی ، می نشینی،
سر بر روی شانه ات می گذارم
نوازش می کنی موهایم را،
و من
غرق تماشای تو بودم که
ناگهان
بیدارم کردن ...

مشاهده همه ی 2 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

تو غزال تیز پایی، که شدی به دل شکارم

تو غزال تیز پایی، که شدی به دل شکارم

به دلم سپرده ام دوش که چنین شکار آرم

به نظر نبوده شاید که به بند من بـــــر آیی

خبر از کمان نداری، به دو دست خود بیارم

مشاهده همه ی 3 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

"بخند تصدق لبخندت" تو را کجا ببرم که فقط

"بخند تصدق لبخندت"
تو را کجا ببرم که
فقط تو باشی و من؟ کجا!
که آسمان باشد و نسیمی ‌که موهایت را
به‌رقص در بیاورند
که خدا باشد و تو که
ببیند "چطور جان می‌دهم برایت"

مشاهده همه ی 11 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

دی هم به بهمنش رسید. من اما هنوز به تو

دی هم به بهمنش رسید.
من اما هنوز به تو نرسیده ام.
باز هم شدم کلاغ نفرین شده ی قصه...
انتهای هر روز،هر ماه و هر فصل
دلم میگیرد.
رز قرمز امیدم پلاسیده می شود
و شقایق شعر هایم لابلای روزمرگی هایم، عاشقی را از یاد می برد.
صبح که میشود اما
دوباره امید دیدنت زنده می شود در دلم.
باز هم پشت پنجره منتظرت می نشینم و دل خوش میکنم به فنجان های وارونه ای که هر بار دروغی تازه برای گفتن دارند.
ای آرزو ی شیرین که فقط در دنیای تلخ و وارونه ی فنجان های قهوه کنارم هستی!
به من بگو در کدامین فصل برمی گردی؟
آوار چند بهمن تنهایی دیگر و دود شدن چند اسفند به آمدنت مانده؟
اردیبهشت من!
تا فتح بهشت آغوشت ،سپاه دلم چند بار دیگر باید شکست بخورد؟
و غرورم چقدر باید ویران شود؟

مشاهده همه ی 2 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya
شب برفی ماسوله

شب برفی ماسوله

مشاهده همه ی 4 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

اگر می شد صدا را دید چه گل هایی!

اگر می شد صدا را دید
چه گل هایی!
که از باغ صدای تو
به هر آواز می شد چید.
اگر می شد صدا را دید...

مشاهده همه ی 1 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

وقتى براى كودكانتان اسم انتخاب ميكنيد خيلى دقت كنيد مخصوصاً

وقتى براى كودكانتان اسم انتخاب ميكنيد خيلى دقت كنيد
مخصوصاً اگر دختر بود ،ماه ها بشينيد و فقط فكر كنيد
اسمى كه انتخاب ميكنيد
مى شود نقطه ضعفى براى ناز كردن هايش
مى شود خنده گوشه لبش در هنگام ناراحتى
مى شود بهترين حس دنيا وقتى از دهان عشقش مى شنود
حواستان باشد اسمى انتخاب كنيد
كه كَسْرِه ،زياد به آن نيايد
و اِلا دخترتان را با هر كسره ،مال خودشان ميكنند
اما تا ميشود اسمش همراه با "ميم" مالكيت زيبا شود
چون دخترتان روزى چندصدبار ميتواند از نو عاشق شود.

مشاهده همه ی 1 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

می توانی بروی قصه و رویا بشوی راهی دورترین گوشه

می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین گوشه ی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق، خودت می دانی
من زمینگیر شدم تا تو مبادا بشوی

آی…مثل خوره این فکر عذابم می داد
چوب من را بخوری ورد زبانها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

بعد از این، مرگ نفسهای مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی..

مشاهده همه ی 3 نظر