لحظه  بروز رسانی 
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya
پست شماره 319704389 از mahya

.

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

تمام قد می ایستم ؛ به حرمتِ باورهای جسورانه ای

تمام قد می ایستم ؛
به حرمتِ باورهای جسورانه ای که داشته ام و اهداف روشنی که در هزارتوی ذهنم انباشته ام .
با تمام توانم به پیش می روم ؛
زمین می خورم و دوباره می ایستم ، زخمی می شوم و ادامه می دهم .
اگرچه چراغی نیست ، راهی نیست ، پناهی نیست ؛ من آرامم به اینکه سختی ها همیشه مرا قوی تر می کنند .
من آدمِ تسلیم نشدنم ، آدمِ کم نیاوردن ، ایستادن ، فتح کردن ...
وَ همین روزها به مقصد می رسم ،
وَ همین روزها خودم را برای ایستادگی های مدام ، بغل می گیرم و در آغوشِ فراغتی عمیق ؛ نفسی تازه می کنم ، خستگی می تکانم ؛ وَ در امنیتِ هیچ مقصدی متوقف نمی شوم ! من زنده ام به عبور و استمرار و رسیدن ،
زنده ام به کشف کردن ..
به مقصد می رسم اما توقف نخواهم کرد ،
اما ادامه خواهم داد ،
برای من هیچ مقصدی پایانِ راه نیست !

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 2 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya
پست شماره 319691023 از mahya

.

مشاهده همه ی 37 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya
پست شماره 319685684 از mahya

.

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 4 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

سلام به همه دوستان عزیز لازم دونستم ی چیزی

سلام به همه
دوستان عزیز لازم دونستم ی چیزی رو خیلی رک و صریح توضیح بدم
اولا تعداد دنبال کننده و دنبال شونده پیجم به خودم مربوطه
دوما چون‌تعداد بالاست دلیل نمیشه که من با همشون دوست باشم
سوما تایم آنلاین شدن و آنلاین موندنم به هیچ کس ربطی نداره

مشاهده همه ی 8 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

زندگی زیباتر می‌شود به شرطی که به اندازه تمام

زندگی زیباتر می‌شود به شرطی که به اندازه
تمام برگ‌های پاییز ، برای یکدیگر آرزوی خوب داشته باشیم ...

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
مشاهده همه ی 3 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

‏همیشه دلم خواسته بدانم لحظه‌های تو بی من چطور

‏همیشه دلم خواسته بدانم
لحظه‌های تو بی من
چطور می‌گذرد؟
وقتی نگاهت می‌افتد به برگ
به شاخه
به پوست درخت
وقتی بوی پرتقال می‌پیچد
وقتی باران تنها تو را خیس می‌کند!

وقتی با صدایی برمی‌گردی
پشت سرت
من نیستم...

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
مشاهده همه ی 4 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

دلم یک تاب میخواهد و یکـ هل محکم

دلم یک تاب میخواهد

و یکـ هل محکم

کــــه هری بریزد پاییـــن

هرچــه در خودش تلنبـــــــــــــــار کرده است

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
مشاهده همه ی 4 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

تو را سِپید. و هَرچه جز تو را سیاه

تو را سِپید..
و هَرچه جز تو را
سیاه میکشم ... به چَشمِ تو که میرسم
دوبار آه میکشم

گُلی؟ پرنده ای؟
فرشته ای؟
چه ای؟

تو کامِلی
تو را شبيه قُرصِ ماه میکشم.

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
مشاهده همه ی 3 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

پاییز که در خیابان اتراق کرد ، تازه آغاز عاشقی ست

پاییز که در خیابان اتراق کرد ، تازه آغاز عاشقی ست ،
می چسبد کسی را دوست داشته باشی و کسی دوستت داشته باشد ، می چسبد دست هایت را توی جیبت ببری ، در فکر و خیال غوطه ور شوی و نفس های عمیق تری بکشی ...
می چسبد که پنجره را باز بگذاری ، در سرمای اتاق بنشینی ، خودت را در امنیت گرم پتو بپیچانی و نوشیدنی داغت را بنوشی ،
می چسبد که کلاه و شال و بارانی ات را بپوشی ، از خانه بزنی بیرون و آرزو کنی ای کاش باران ببارد که ترکیب باران و پاییز و برگ های خشک ، عجب معرکه ای می شود !
پاییز که باشد ؛ بغل می چسبد ، چای می چسبد ، حتی خیال می چسبد ! مثلا در میان خلوت گذرگاه ها قدم بزنی و خیال کنی پشت درخت های مه گرفته ، قلعه ی اسرارآمیزی ست که انتظار ورودِ تو را می کشد ، پشت ابرها اژدهای پیر و خسته ای با تو حرف دارد و پشت کوه ها دهکده ی پری های کوچکی ست که به جز عاشقی و دوست داشتن ؛ کارِ دیگری بلد نیستند ،
می چسبد دیوانه باشی و خیالبافی کنی ،
اصلا پاییز را برای دیوانگی ساختند !

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
مشاهده همه ی 2 نظر