افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

حکایت من…حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت…دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت…حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجه نزد…زخم داشت اما ننالید…گریه کرد اما اشک نریخت…حکایت من حکایت کسی بود که…پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

عادت کردم دوست نداشته باشم
عادت کردم به کسی اعتماد نکنم
عادت کردم بتونم فراموش کنم
به خیلی چیزا دیگه هم عادت کردم مثل قرص خواب و سردرد و سردرد و .....بازم سردرد
ظاهرم عاااالیه ولی ......چه خوبه که ما زنا میتونیم موهامونو رنگ کنیم
تک تک تارهای سفید موهام نشون از رد پای ی حس غمگین تو زندگیمه
با اصرار میان تو زندگی ادم و یهو با ی حرف ناراحت میشن و میرن
رفتی
برو
برات ارزوی خوشحالی و سلامتی دارم
من میمونم و خدای خودم
تو بمان و دگران وای به حال دگران

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

عزیزی دارم
جان تر از جان
اما نمیدانم تمام وقتهایی که بینهایت دوستش دارم با چه واژه خاصی تصدقش را بگویم .
نمیدانم لا به لای این حجم از واژه های عاشقانه که برای غریبه ترین ها به کار میبریم نمیدانم چه صدایش کنم که به جانش بنشیند که بداند فقط حرف نیست
واژه نیست
بلکه تمام عاشقانه هایم را در آن ریخته ام
کلمات بیش‌از حد پیش و پا افتاده شده اند به جای عشق، نفس، زندگی
من تو را با نامت و
تشدد واجِ میانیش میخوانم
در این بی ارزشی کلمات نامِ تو هنوز با ارزش ترین است جان تر از جانم . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

به حرف میگیرم هر شب
عکسهایت را ...
تا از زیر زبانشان بکشم
یک " شب بخیر " را ...

مشاهده همه ی 1 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

نه به سرخوشی
فروردینت
نه به خماری اردیبهشتت
نه به دو دلی خردادت
بیا تا قبل از
حکمِ تیر
کارم را یکسره کن ...

مشاهده همه ی 1 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

دوست داشتنِ آدم ها را بلدَم ،
نخواستنِ شان را بیشتر ..
توجه را می دانم ،
بی تفاوتی را بهتر ..
اما برای من ،
خاطره ها
دوستَت دارم ها
بوسه بر دست ها حُرمت دارند عزیزم
اگر این دیوارها
پنجره ها
خیابان ها
ماشین ها ... بی جان نبودند
یقه ات را می گرفتند و
می گفتند ؛
" کجاست مهربانی ات
که به خیالِ مان تمام نشُدنی بود ...؟! "

مشاهده همه ی 1 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

دلم عجیب گرفته بگو که می آیی
بگو که پیش منی , هر زمان و هر جایی

همیشه بغض نفس گیر در دلم دارم
و خسته ام من از این ازدحام تنهایی

به باد می دهم امشب خیال و یادت را
میان سینه ولی زنده ای و پویایی

چه می شود , همه ی واژه های من خیسند
میان گریه ام امشب چه قدر زیبایی

تو از اصالت احساس من نمی دانی
که غرق میشوم هر دم میان شیدایی

دوباره باز غزل بوی درد میگیرد
تو انعکاس همه لحظه های فردایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﺗﻔﻨﮓ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺭﺍ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺳﺖ
ﺍﻭﺳﺖ ﺍﺭﺑﺎﺑﻤﺎﻥ ﺷﺪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﯾﻨﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺩﯾﻨﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺷﺪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻣﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﻤﺎﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺷﺩ
ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺷﺮﻳﻒ ﺷﻮﺩ ، ﺷﺮﺍﻓﺘﻤﺎﻥ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺷﺪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ، ﺁﻗﺎ ﻭ ﺁﻗﺎ ﺯﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺧﻼﺻﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ
ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ
ﺩﻋﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ
ﺩﻋﺎﯼ ﺷﻌﻮﺭ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺑﺒﺎﺭﺍﻥ
به امید فردایی روشن تر....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

بچه عجیب ترین موجود دنیاست ،

می آید ،
مادرت میکند ،
عاشقت میکند ،
رنجی ابدی را در وجودت میکارد .
تا آخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد
و تمام ...!
بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست ؛
وقتی مادر میشوی ،
رنجی ابدی بسراغت می آید؛

رنجی نشات گرفته از عشق ...
مادر که می شوی ،
میخواهی جهان را برای فرزندت آرام کنی .
میخواهی بهترین ها را از آن او کنی .
وقتی می خزد ، چهاردست و پا میرود، راه میرود و می دود ،
تو فقط تماشایش میکنی و قلبت برایش تند می تپد ...
از دردش نفست میگیرد .
روحت از بیماری اش زخم می شود .
مادر که می شوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود .
مادر که می شوی ، کس دیگری می شوی ؛ کسی که وجودش پر از عشق و جنون و دیوانگی
تقديم مامانای عزیز ي که بخاطر بچه هاشون از خيلي چيزا گذشتن ..‍‌‌‌‌‍‍‌‍‍

مشاهده همه ی 1 نظر
mahya
آروم و عادیآروم و عادی
mahya

من کجا باران کجا و راه بی پایان کجا


آه این دل دل زدن تا منزل جانان کجا


هر چه کویت دورتر دل تنگ تر مشتاق تر


در طریق عشق بازان مشکل آسان کجا

مشاهده همه ی 1 نظر