بازی آنلاین کارتی فوتبالی
لحظه  بروز رسانی 
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611

یک روز سرد صبح سرد در سرمای
شدید مونیخ المان من کودکی 8 ساله بودم لباس هایم هم انقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم خانه مان هم که یک اتاق کوچک بود منو خواهرو برادر و مادرم زندگی میکردیم
من برادر بزرگتر بودم مادرم از سرطان سینه رنج میبرد تا اینکه انروز صبح نفس کشیدنش کم شد اشک در چشمانش جمع شد نمیدانست با ما چه کند سه کودک زیر 9 سال که نه پدر دارند نه فامیل مادرشان هم هم اکنون رو به مرگ است دم گوشم به من چیزی گفت او گفت که تو باید از برادرو خواهرت مراقبت کنی من که هشت سال بیشتر نداشتم قطره اشکم ریخت روی صورت مادرم سریع بلند شدم تا پزشکی بیاورم نزدیک ترین درمانگاه به خانه من درمانگاهی بود که پزشکانش یهودی بودند رفتم التماسشان کردم
میخندیدن و میگفتند به پدرت بگو بیاید تا یک پزشک با خود ببرد انقدر التماس کردم انقدر گریه کردم که تمام صورتم قرمز بود اما هیچکس دلش برای من نسوخت چند دارو که نمیدانستم چیست از ان جا دزدیدم و دویدم ان هاهم دنبال من دویدند وقتی رسیدم به خانه برادرم و خواهرم گریه میکردند دستانم لرزید و برادر کوچک گفت مادر نفس نمیکشد آدلف!
شل شدم دارو ها افتاد ارام ارام به سمتش رفتم وقتی صورت نازنینش را لمس کردم انفدر سرد شده بود که دیگر کار از کار گذشته بود
یهودیان وارد خانه شدند و مرا به زندان کودکان بردند انقدر مرا زدند که دیگر خون بالا میاوردم وقتی بعد چند روز ازاد شدم دیدم خواهرو برادر کوچکم نزد همسایه ما هست همسایه مادرم را خاک کرده بود دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم کارم شبو روز درس خواند و گدایی کردن بود چه زمستان چه بهار چه ...

وقتی رهبر المان شدم اولین جایی را که با خاک یکسان کردم همان درمانگاه مونیخ بود سنشان بالا رفته بود و مرا نمیشناختند اما هم اکنون من رهبر کشور المان بودم التماسم میکردند دستور دادم زمین را بکنند و هر 6 نفر را درون چاله با دست و پای بسته بیاندازند و چاله را پر کنند
تمنا میکردند و میگفتند ما زنو بچه داریم ان قدر بالای چاله پر شده ماندم تا درون خاک نفسشان بریده شود... ❌زندگينامه هيتلر❌

گروه عاشقی
مشاهده همه ی 1 نظر
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611
IMG_20170717_141848_535.jpg

بعضی آدمها دنيارو زيباميکنند
آدمايي که هروقت ازشون بپرسی چطوري؟
ميگن با تو حاااالم عاااالیه!!!
وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی !
میگن بیداربودم !!!
یا میگن خوب شد زنگ زدی...
وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپره...
اگه يخم بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون...
آدم هايي که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پاي درد دلات مي شينن !
همينها هستند که دنيارا جاي بهتري ميکنند
آدمهايي که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان ميشوی، رو برنميگردانند لبخند ميزنند و هنوز نگاه ميکنند...
دوستهايي که بدون مناسبت کادو ميخرند و ميگويند اين شال پشت ويترين انگارمال توبود...
يا گاهي دفتر يادداشتي، کتابي...
آدمهايی که از سرچهارراه، نرگس نوبرانه ميخرندو باگل ميروند خانه,
آدمهاي پيامکهای آخرشب،
که يادشان نميرودگاهي قبل ازخواب؛
به دوستانشان يادآوری کنندکه چه عزيزند...
آدمهاي پيامکهاي پُرمهر بي بهانه،
حتي اگربا آنها بدخلقی و بيحوصلگی کرده باشی...
کسانيکه غم هيچکس راتاب نمياورند و تو رابه خاطرخودت ميخواهند.
آدم هايى كه پيششان ميتوانى لبريز از خودت باشى

مشاهده همه ی 4 نظر
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611
PicsArt_1421840915777.jpg

دوست داشتن به حراج گذاشته شده است
همه به هم بی بهانه می گویند :
دوستت دارم !!!!
برای همین اگر روزی ، جایی ، کسی
از صمیم قلب گفت دوستت دارم . . .
لبخند میزنم و می گویم ....

ممنون !!!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611

فرقـے نمـے کند !!
 
بگویم و بدانـے ...!
 
یا
 
نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری ...!

جایـی که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.:

قلبـــــــــم

دلم هوای دیروز را کرده

هوای بودنت

هر چه دلم را خالی می کنم

باز هم پر می شود از تو ،

چه برکتی دارد دوست داشتنت

.

.

آری

بهانــــه میگیرد دلـــــــــم گاهی

 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611

خدایا دلــــم که برایت تنگ می شود

با آنکه می دانم همه جا هستی اما به آسمان نگاه می کنم

چرا که آسمان سه نشانه از تو دارد :

بی انتهاست ، بی دریغ است

و چون

 یک دست مهربان همیشه بالای سرماست !

 

به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611

 بعضی آدم ها را .... نمی شود داشت ...

فقط می شود .... یک جور خاصی .... دوستشان داشت !

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند...

یا تو برای آن ها !

اصلا به آخرش فکر نمی کنی ...

آنها برای اینند که دوستشان بداری ...

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...!

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم...

در کنج دلت تا ابد یک جور خاص ... دوست داشته خواهند شد ...!

 

تقدیم به همه ی دوستای خوبم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611

  
                 ﺑﻴﻤﺎﺭِ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻯ ﺗﻮﺍﻡ …
           ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺨﻨﺪ …
            عاشق این بیماری ام … 
 
 
      بی تو زتدگی برام هیچ معنی نداره عشقم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohammad_0611
متعحبمتعحب
mohammad_0611

گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست طرفت بهت بگه :
برو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...

همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه
پس برو
قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی...

پس منم میرم ...

مشاهده همه ی 1 نظر