بازی آنلاین کارتی فوتبالی
لحظه  بروز رسانی 
حمید(ارشد عاشقانه ها)
خجالتیخجالتی
حمید(ارشد عاشقانه ها)

توی لیست دوستان که میگشتم یه اسم هایی رو پیدا کردم که ماها خیلی باهم صمیمی بودیم


ولی الان بیشترشون یا نیستن یا من رو فراموش کردن...


به هرحال من تاجایی که زمان داشته باشم هرکی بیاد پروفایلم بازدیدش رو جواب میدم...

الانم خوشحالم خیلیاتون رو دوباره پیدا کردم{-29-}{-49-}{-23-}


اصلا دلیل اینکه تو لیست دنبال خیلیا گشتم این بود که مثل هزار بار قبل میخواستم از فیسنما برم{-77-}

واقعا خسته شدم از تکرار اینکه هر روز پست بذاریم و لایک کنیم..ولی اگه موندم و بمونم دلیلش شما دوستای خوبم هستین

باور کنین اینجا برام دلگیر شده چون همه دوستای قدیمیم رفتن و امروزم که صبا حذف کاربری زد ..اولین مدیری که حدودا 4 سال قبل گروه عاشقانه هارو باهم پیش بردیم


سـلـام بـر قـلـب هـایی کـه جـز دوسـت داشتـن چیزی نیاموخته اند
ســلـام بـر روح هـای پـاکی کـه جـز سـادگی قـالـب دیـگـری نـدارنـد
ســـلـام بـر تــن هـایی کـه مـحـبـت لباس آنهاست و صداقت زیـنـتـشان
ســــلـام بـر مـهـر و تـواضـع آدمـی کـه بـالاترین سـرمـایه اوسـت ….

مشاهده همه ی 288 نظر
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

هر وقت به کسي اعتماد کردي ...
.
.
.
.
.
.
.
يا " دوستي " ميشه واسه زندگيت!
يا " درسي " ميشه واسه زندگيت!

مشاهده همه ی 1 نظر
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

تن تن : یه خبر خوب دارم یه خبر بد!!
هادوک :خبر بد چیه ؟
تن تن : همش فقط یه گلوله داریم .
هادوک: و خبر خوب ؟
تن تن : ما هنوز یه گلوله داریم .
"ماجراهای تن تن "

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

روزی ﺳﮕﯽ داﺷﺖ در ﭼﻤﻦ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮرد. ﺳﮓ دﯾﮕﺮی از ﮐﻨﺎر ﭼﻤﻦ ﮔﺬﺷﺖ. ﭼﻮن اﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮه را دﯾﺪ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮد و اﯾﺴﺘﺎد، آﺧﺮ ھﺮﮔﺰ ﻧﺪﯾﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺳﮓ ﻋﻠﻒ ﺑﺨﻮرد. اﯾﺴﺘﺎد و ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﯽ ھﺴﺘﯽ؟ ﭼﺮا ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮری؟
ﺳﮕﯽ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮرد ﻧﮕﺎھﺶ ﮐﺮد و ﺑﺎد در ﮔﻠﻮ اﻧﺪاﺧﺖ و ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ؟ ﻣﻦ ﺳﮓ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎن ھﺴﺘﻢ!
ﺳﮓ رھﮕﺬر ﭘﻮزﺧﻨﺪی زد و ﮔﻔﺖ: ﺳﮓ ﺣﺴﺎﺑﯽ! ﺗﻮ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮری؛ دﯾﮕﻪ ﭼﺮا ﺳﮓ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎن؟ اﮔﺮ ﻻاﻗﻞ ﭘﺎره اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ ﺟﻠﻮت اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد ﺑﺎز ﯾﮏ ﭼﯿﺰی؛ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮری دﯾﮕﻪ ﭼﺮا ﺳﮓ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎن؟
ﺳﮓ ﺧﻮدت ﺑﺎش...!
▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬
برگرفته از کتاب "زﻣﺴﺘﺎن ﺑﯽ بهار" | اﺑﺮاھﯿﻢ ﯾﻮﻧﺴﯽ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

آدم‌ ها عاشق ما نمی ‌‌شوند ،
آدم ‌ها جذب ما می‌‌ شوند.
در لحظه‌ ای حساس حرف ‌هایی‌ را می‌‌ زنیم که شخصی‌ نیاز به شنیدنش داشته.
در یک لحظه ی حساس طوری رفتار می ‌‌کنیم که شخص احساس می ‌‌کند تمام عمر در انتظار کسی‌ مثل ما بوده!
در یک لحظه ی حساس حضور ما، وجودِ شخص را طوری کامل می ‌‌کند که فکر می ‌کند حسی که دارد نامی‌ جز عشق ندارد.
آدم ‌ها فکر می‌‌ کنند که عاشق شده اند. آدم‌ ها فکر می ‌‌کنند بدون وجود ما حتی یک روز دوام نمی‌‌ آورند.
آدم‌ ها فکر می ‌‌کنند مکمل خود را یافته اند...
آدم‌ ها زیاد فکر می ‌‌کنند.
آدم‌ ها در واقع مجذوب ما می ‌شوند و پس از مدتی‌ که جذابیت ما برایشان عادی شد، متوجه می ‌‌شوند که چقدر جایِ عشق در زندگی ‌‌شان خالی ست...

"نیکی فیروزکوهی"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

خودم را در آغوش گرفتم؛
نه چندان با لطافت،
نه چندان با محبت،
اما وفادار ...
وفادار !!

"ساموئل بکت"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود داشت. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» .
مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد.
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.
یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی می گوید : دوچرخه!

گاهی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی
از موضوعات اصلی غافل می کند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

ﻣﻤﻠﮑﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ "
بعضی مﺮﺩﺍﻧﺶ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻣﯿﮑﻨند ...!
ﺑﻘﻮﻝ ﺑﻬــﺮﻭﺯ ﻭﺛﻮﻕ : . ﯾﻪ ﻣــــــﺮﺩ ﻧﺸﻮﻧﻢ ﺑﺪﯾﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﺯﻧـــــــﺶ ﺑﺸﻢ ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

آدم ها در اصل توان تحمل خوشبختی را ندارند! طالبش هستن، بی تردید.. ولی همین که به آن برسند، حرص و جوش می زنند و خواب چیزهای دیگری را می بینند.

مارگریت دوراس | باغ گذر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ Mohamad ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ Mohamad ღ

هیچ غمی بزرگتر از این نیست كه نتوانی كسی را برای گفتگو پیدا كنی...

داشتن و نداشتن _ ارنست همینگوی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید