لحظه  بروز رسانی 
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

رها شده در خلاء چهار فصل

رها شده در خلاء چهار فصل



رها شده در خلاء
چهار فصل
از دروازه قرنها
می گذریم
بر گرده ی ما
زخم زبانه می کشد
بی مرهمی
دست می ساییم
بر یال سپید صبح...

مشاهده همه ی 25 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
ای ابر اندکی آهسته


ای ابر
اندکی آهسته ...

اما تو ای باران
درنگ بایدت

قول....!

صبح
بگیر از من
زمینت را
خیس خیس

مشاهده همه ی 13 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

به باور پندارهای خویش نشستن و قصه های

به باور پندارهای خویش نشستن و قصه های

به باور پندارهای خویش نشستن

و قصه های در وهم ساختن

دریغا

دریغا که پندار صداقت

تا عریان واقعیت

سیری

بلاهت بار است

مشاهده همه ی 5 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

شرمنده ام قلم که تو را به واسطه ی

شرمنده ام قلم که تو را به واسطه ی

شرمنده ام قلم
که تو را به واسطه ی فاحشگی زبانم
به هر متنی میفشارم
تا شاید ارضا شود
این هرزگی زبان
و من خوشحال باشم
که امروز هم کسی نفهمید
تو را وادار به نوشتن کردم
و من همچنان تو را
به بردگی میکشم...

مشاهده همه ی 37 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

نوار خاطرات را مروری باید شاید در خاطر

نوار خاطرات را مروری باید شاید در خاطر

نوار خاطرات را مروری باید

شاید در خاطر کسی مانده باشم...

مشاهده همه ی 7 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

چه سخت سکوت آخرین انتخاب باشد و

چه سخت سکوت آخرین انتخاب باشد و

چه سخت

سکوت آخرین انتخاب باشد و ...

آرام بودن تنها راه!!!!!

مشاهده همه ی 15 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
گاهی تمام عشق 
 به

گاهی تمام عشق


به دور ایستادن است.....

مشاهده همه ی 6 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

کنار برگه خاطره ی با پر شکسته

کنار برگه خاطره ی با پر شکسته

کنار برگه

خاطره ی با پر شکسته
مرا به یاد تو انداخت.
خاطره
کنار زلالی اب
هنوز نفس می کشید!!
کنار برگه
در رویا....
چشم انداز غریبی است!!!
گمکشته
پرسه می زنم
در ازدحام ریحان لب برگه....

مشاهده همه ی 6 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

نسلی مانده از دوران نسلی گم شدن در باران

نسلی مانده از دوران نسلی گم شدن در باران

نسلی مانده از دوران
نسلی گم شدن در باران
نسلی در قاب اینه های فاخر
نسلی از جنس عابر
نسلی به جا مانده از خویش
نسلی در لباس های فاخر و تهی از خویش
نسلی به جا مانده در بابا
نسلی به دنبال سارا
سارا گم شده در اسباب
بابا گم شده در آب
نه سارا منتظر ان مرد در باران
نه بابا در دست نان
.
.
.
این چنین بود دوران و نسل ما...
نسلی که افسانه ها را با جان و دل شنوا بود ! نا آشنا با نسل قبل و غریب در نسل خویش و مبهوت در نسل اتی
ما گم شدیم در کوچه پس کوچه خاطرات دیگران
...
تقدیم به نسل خویش

مشاهده همه ی 37 نظر