لحظه  بروز رسانی 
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

کنار برگه خاطره ی با پر شکسته

کنار برگه خاطره ی با پر شکسته

کنار برگه

خاطره ی با پر شکسته
مرا به یاد تو انداخت.
خاطره
کنار زلالی اب
هنوز نفس می کشید!!
کنار برگه
در رویا....
چشم انداز غریبی است!!!
گمکشته
پرسه می زنم
در ازدحام ریحان لب برگه....

مشاهده همه ی 3 نظر
✔▒▌▌▌ GiяL ∁!✘◯₮▌▌▌ ▒ ✖
لوسلوس
✔▒▌▌▌ GiяL ∁!✘◯₮▌▌▌ ▒ ✖

و

چه

عطری

بهتر از

رایحه ی ناب تنت

که به صبح دل من ناب ترین ناب شدی {-w74-}

مشاهده همه ی 24 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

نسلی مانده از دوران نسلی گم شدن در باران

نسلی مانده از دوران نسلی گم شدن در باران

نسلی مانده از دوران
نسلی گم شدن در باران
نسلی در قاب اینه های فاخر
نسلی از جنس عابر
نسلی به جا مانده از خویش
نسلی در لباس های فاخر و تهی از خویش
نسلی به جا مانده در بابا
نسلی به دنبال سارا
سارا گم شده در اسباب
بابا گم شده در آب
نه سارا منتظر ان مرد در باران
نه بابا در دست نان
.
.
.
این چنین بود دوران و نسل ما...
نسلی که افسانه ها را با جان و دل شنوا بود ! نا آشنا با نسل قبل و غریب در نسل خویش و مبهوت در نسل اتی
ما گم شدیم در کوچه پس کوچه خاطرات دیگران
...
تقدیم به نسل خویش

مشاهده همه ی 17 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

تلخی روزگار از اون جایی شروع میشه که خیلی

تلخی روزگار از اون جایی شروع میشه که خیلی

تلخی روزگار از اون جایی
شروع میشه که خیلی
چیزا رو میشه خواست
اما نمیشه داشت .

مشاهده همه ی 26 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت می برد

اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت می برد

اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت می برد ؛
محو طبیعت می شود ؛
کمتر سخت می گیرد ؛
می بخشد ؛
می خندد ؛
می خنداند ؛
و با خودش در یک صلح درونی است

او نه بی مشکل است نه شیرین مغز...!

او طوفان های هولناکی را در زندگی پشت سر گذاشته... و قدر آنچه امروز دارد را می داند
او یاد گرفته است که لحظه به لحظه ی زندگی را در آغوش بگیرد

مشاهده همه ی 10 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

می خواهم بنویسم از روزهای اولِ بودن، رفیقهای قدیمی

می خواهم بنویسم از روزهای اولِ بودن، رفیقهای قدیمی



اون روزها روزهای پر از دلهره و شادی و غم ....اصلا هر انچه بود اما رنگ داشت زیبای را رقم میزد حتی برای لحظه....اینجا خانه ی بود که ساخته بودیم برای دور ماندن دمی از دنیای پر هیاهوی غیر مجازی....اری ما مجازی را گاهی بر غیر مجازی ترجیح می دادیم و در کنار هم بدون تمام ضوابط، خانه ی ساخته بودیم برای باهم بودن....



چندین سال گذشت تا الان معنی حسرت را بفهمم...اری حسرت باز گشت به اولین پست و جواب دادن به تمام کامنتهای که مانده بودن اری اولین پست و اولین کامنت، درست ۵ سال و خرده ی.... این یعنی تنهای را دوباره مزمزه کردن این یعنی رجعت به خویشتن ، به دلخوشی های گذشته...



دوباره چراغ را روشن می کنم شاید کسانی مثل من دوباره سری زدن به این دنیای مجازی







Dr_mnaseri : ID telegram@

مشاهده همه ی 51 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

یاد گرفتم آرمان‌ها رو به یاد بیارم نه آدم ها رو

یاد گرفتم آرمان‌ها رو به یاد بیارم نه آدم ها رو

یاد گرفتم آرمان‌ها رو به یاد بیارم نه آدم ها رو ، چون یه آدم ممکنه از بین بره، دستگیر بشه و یا کشته بشه ولی چهارصد سال بعد یه آرمان میتونه دنیا رو عوض کنه.
در عبور از کوچه های خاطرات حس غربت در این فیسنما عبور سالهای بی کسی را به رخ ادمی می کشد ...
انانی که بودند الان فقط خاطره هایشان را در پیامهای خصوصی می یابی یا در نظرات ، همه خوب و عالی زمانهای که بی ریا کنار هم بودیم اما الان فقط غربت را تداعای می کند عبور از کوچه خاطرات....
کاش می شد به گذشته هم سری زد!!!

مشاهده همه ی 10 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

یازدیم سنه بیر شعر اؤزومه سئللر الندی اودلاندی

یازدیم سنه بیر شعر اؤزومه سئللر الندی اودلاندی


یازدیم سنه بیر شعر اؤزومه سئللر الندی
اودلاندی قلمیم دفتریمه حسرتین اندی
اؤزلم بؤرودی هی باخیشی یوللارین اوسته
آچ قوللارینی قویما کی باغریم لئکلئندی

اولدوزدا سؤنوب آی داباتیب دی گئجه میزدن
گئتدین یوخا چیخدین نییه میزدن نجه میزدن
ظلماتلا رینان یولداش اولوبدور یانان عؤمروم
گؤلگن تؤکئنیبدی قاپیمیزدن کوچه میزدن

سؤلقون فیکریمنن بیزه بیر صبح دولانمیر
سیزلار اورییم گؤینییری بیرکس اینانمیر
چوخ گؤزلمیشم آیدین ایشیق پنجرمیزدن
بیلمم نه ادیم سؤگی بیزیم یئرده دولانمیر

مشاهده همه ی 4 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

دلخوشم با نفسی حبه ‌ی قندی چایی

دلخوشم با نفسی حبه ‌ی قندی چایی


دلخوشم با نفسی
حبه ‌ی قندی
چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه‌ ی دنیایی
دل‌ خوشی‌ ها کم نیست
دیده‌ ها نابیناست...

"سهراب‌ سپهری"

مشاهده همه ی 6 نظر