لحظه  بروز رسانی 
آینده......بیتا
خوشتیپخوشتیپ
آینده......بیتا

آنقدر دور شده ای که خبر برگشتن ات بزرگترین دروغ سال

آنقدر دور شده ای


که خبر برگشتن ات


بزرگترین دروغ سال است


دروغتر از تیتر اول ِ "کیهان"


مشاهده همه ی 7 نظر
آینده......بیتا
خوشتیپخوشتیپ
آینده......بیتا

ماجرا های دانشجوی ایرانی! (1)

مشاهده همه ی 9 نظر
آینده......بیتا
خوشتیپخوشتیپ
آینده......بیتا

ماجرا های دانشجوی ایرانی! (1)

مشاهده همه ی 3 نظر
آینده......بیتا
خوشتیپخوشتیپ
آینده......بیتا

ماجرا های دانشجوی ایرانی! (1)

مشاهده همه ی 3 نظر
آینده......بیتا
خوشتیپخوشتیپ
آینده......بیتا

لمس تن تو شهوت است و گناهحتی اگر خدا عقدمان را

لمس تن تو شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببندد

داغی لبت جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیک بختی بخوانند

هم خوابگی ما، هم خوابگی چرک آلودی است

حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد

اگر هزار سال عاشق تو باشم

یک بوسه

یک نگاه حتی

حرامم باد

اگر تو عاشقم نباشی ...


احمد شاملو

مشاهده همه ی 7 نظر
آرش(*_*) به نام تک میکانیک قلبها
آرش(*_*) به نام تک میکانیک قلبها

http://upload7.ir/imgs/2014-01/21595193272614233458.jpg

مشاهده همه ی 1 نظر
آینده......بیتا
خوشتیپخوشتیپ
آینده......بیتا

ﺷﯿﺦ ﺣﺴﻦ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﻧﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺘﺎ : »ﺍﯼ

ﺷﯿﺦ ﺣﺴﻦ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﻧﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺘﺎ :
»ﺍﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎ، ﺍﻓﺴﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ؟
« ﮔﻔﺖ : » ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ، ﻭﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﺆﺍﻟﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ
« ﮔﻔﺖ: » ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻓﺮﺻﺖِ ﭘﺎﺳﺦ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ «
ﮔﻔﺖ : » ﺍﺯ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﯽ، ﺟﺎﻥ ﻣﺎ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﻟﺐ
« ﮔﻔﺖ : » ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ، ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
« ﮔﻔﺖ : » ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ ﺣﺴﻦ؟ ﭘﺲ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﮑﻦ
« ﮔﻔﺖ : » ﻣﺸﻐﻮﻟﻢ، ﻭﻟﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ، ﺭﻩ ﻫﻤﻮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ
« ﮔﻔﺖ: » ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺭﺍ ﺗﺜﺒﯿﺖ ﮐﻦ
« ﮔﻔﺖ : » ﺑﺎ ﺑﺎﺯﺍﺭ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﻗﺪﺭﺕ ﭘﯿﮑﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
« ﮔﻔﺖ: » ﺣﺮﻓﯽ ﻻﺍﻗﻞ ﺍﺯ ﻗﻄﻊ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻧﺰﻥ
« ﮔﻔﺖ : »ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺧﺰﺍﻧﻪ، ﺩﺭﻫﻢ ﻭ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
« ﮔﻔﺖ : » ﭘﺲ ﮐِﯽ ﻣﯿﮕﺸﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﮐﻠﯿﺪﺕ ﻗﻔﻞﻫﺎ؟
« ﮔﻔﺖ : » ﺑﯽﺗﺎﺑﯽ ﻣﮑﻦ، ﺻﺒﺮﺕ ﭼﺮﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ؟
« ﮔﻔﺖ : » ﺻﺒﺮ ﻣﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﯾﻮﺏ ﻫﻢ
« ﮔﻔﺖ : »ﻋﻤﺮ ﻧﻮﺡ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻦ، ﺍﮔﺮ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ
«! ﮔﻔﺖ : » ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺮﻓﺘﯽ، ﭘﺲ ﭼﺮﺍ؟« ﮔﻔﺖ : » ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﺧﺼﺖ ﺍﯾﻦ ﻭﺻﻞ ﺩﺭ ﺍﻧﻈﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
«! ﮔﻔﺖ : » ﭘﺲ ﮐِﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺣﻠﻘﻪﯼ ﺗﺤﺮﯾﻢﻫﺎ؟
« ﮔﻔﺖ: »ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﮐﺎﺭ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ، ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
« ﮔﻔﺖ : » ﺷﯿﺨﺎ ! ﭘﺲ ﭼﻪ ﺷﺪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ؟«
ﮔﻔﺖ : » ﺑﺎ ﺣﮑﻢ ﻗﻀﺎﯾﯽ، ﻫﯿﭻ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ
« ﮔﻔﺖ : » ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﺣﺴﻦ؟
« ﮔﻔﺖ : » ﺳﺎﮐﺖ ﺑﺎﺵ، ﭼﻮﻥ ﺳﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﻌﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ

مشاهده همه ی 3 نظر
جمال حمدانی
خوشتیپخوشتیپ
جمال حمدانی

باید از محشر گذشت این لجنزاری که

bogzar-nabasham-98love.jpg

باید از محشر گذشت
این لجنزاری که من دیدم سزای صخره هاست 
گوهر روشن دل از کان جهانی دیگر است 
عذر می خواهم پری
من نمی گنجم در آن چشمان تنگ 
با دل من آسمان ها نیز تنگی می کنند 
روی جنگل ها نمی آیم فرود
شاخه زلفی گو مباش
آب دریاها کفاف تشنه ی این درد نیست
بره هایت می دوند 
جوی باریک عزیزم راه خود گیر و برو
یک شب مهتابی از این تنگنای
بر فراز کوهها پر می زنم
می گذارم می روم ناله ی خود می برم 
درد سر کم می کنم
چشمهایی خیره می پاید مرا 
غرش تمساح می آید به گوش
کبر فرعونی و سحر سامریست
دست موسی و محمد با من است 
می روی ، وعده ی آنجا که با هم روز و شب را آشتیست 
صبح چندان دور نیست

مشاهده همه ی 1 نظر
جمال حمدانی
خوشتیپخوشتیپ
جمال حمدانی

  شمع های رفتن تو فوت     بغضم ترک ترک شده

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد 

شمع های رفتن تو فوت

 

  بغضم ترک ترک شده مثل چشمای توی قاب

یه اسم فقط مونده ازت صفحه اول کتاب

 
 
 
گل های خشک پرپر و بوی قدیمی تنت
 
یه خط کهنه روی کارت مبارکه اومدنت
 
 
 
یه چاردیواری سوت وکور یه خونۀ غرق سکوت
 
امشب تولد منه شمع های رفتن تو فوت
 
 
 
این قلب مردنی من باخته همش توی غمت
 
امشب تولد منه تو سالگرد رفتنت
 
 
 
نمیدونم چند سالمه ولی غمت 3 ساله شد
 
پیر شده تو نبودنت یه قلب زخمی و کبود
 
 
 
3سال آزگاره که دارم بی تو سر میکنم
 
دست میکشم روی کتاب غصه هامو تر میکنم
 
 
 
با این سه شمع نیمه جون فوت میکنم رفتن تو
 
امشب میام به زندگی یا که منو میکشی تو
 
 
 
تموم شده امشب بازم غمت داره نو میشه
 
یه سال مونده روبرو نزار غمت 4ساله شه
 
 
 
یه سال مونده روبرو یه خونۀ غرق سکوت
 
غمت دیگه بزرگ شده شمع های رفتن تو فوت
 
 
 
یه چاردیواری سوت وکور یه خونۀ غرق سکوت
 
امشب تولد منه شمع های رفتن تو فوت
 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید