لحظه  بروز رسانی 
♤

خدای مهربانم دلم به مهربانیت قرص است. به

خدای مهربانم
دلم به مهربانیت قرص است...
به تمام آن لحظات آخری ڪه
تو به داد دلم رسیدی...

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

روے دیوار دل خود بنویسید خدا هست

روے دیوار دل خود بنویسید
خدا هست...

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

آرام باش ماهِ من ! درست می شود . نه

آرام باش ماهِ من ! درست می شود ...
نه هیچ شبی ، و نه هیچ زمستانی دائمی نیست !
آفتاب می تابد ،
شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار ؛ متولد خواهند شد ...
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب ، نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار ، نمی مانَد ،
که حصار ؛ جای ماه ، آسمان ؛ جای سیاهی و باغ ؛ بسترِ شاخه های خشک و سرمازده نیست !
نور ، سپاه سیاهی را می درد ؛ حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد ،
و بهار ؛ هزار هزار زمستان را سبز می کند ،
روزهای سخت ، رو به پایان است ماهِ من ؛
آرام باش ...

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

دوام بیاور . حتی اگر طنابِ طاقتت به باریک ترین

دوام بیاور ...
حتی اگر طنابِ طاقتت به باریک ترین رشته اش رسید
حتی اگر از زمین و زمانه بریدی
حتی اگر به بدترین شکلِ ممکن ، کم آوردی .
در ذهنت مرور کن ؛
تمامِ آرزوهایِ محال دیروز را که امروز ، زیرِ دست و پایِ روزمرگی ات ، جولان می دهند
تمامِ آن ثانیه هایی که مطمئن بودی نمی شود ، اما شد !
تمامِ آن لحظه هایی که فکر می کردی پایانِ راه است ، اما نبود !
می بینی ؟! خدا حواسش به همه چیز هست ؛
دوام بیاور ...

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

باید کسی در آغوشم می‌کشید، باید کسی آرامم می‌کرد. من قوی

باید کسی در آغوشم می‌کشید، باید کسی آرامم می‌کرد. من قوی بودم اما دردها از من قوی‌تر شده‌بودند، من جسور بودم اما روزگار از من جسورتر شده بود، سیل اندوه را به سمتم روانه می‌کرد و می‌خواست بایستم و قوی باشم، اما دوام آوردن و ایستادگی در نهایت اندوه محال بود! من باید تنه‌ی درختی را محکم می‌گرفتم تا دوام بیاورم، و حوالی من هیچ درختی برای پناه بردن نبود!
همه‌ی ما از یک جایی به بعد از شدت بیچارگی‌، ریشه در زمین می‌کوبیم و درخت می‌شویم، سنگ می‌شویم، سخت می‌شویم و می‌ایستیم.
حقیقت این است که ما قوی بودیم؛ چون چاره‌ای به جز قوی بودن نداشتیم ...

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

خدایا ما را به غصه‌های معمولی‌مان برگردان، به قسط‌های عقب افتاده،

خدایا ما را به غصه‌های معمولی‌مان برگردان، به قسط‌های عقب افتاده، امتحانات پایان ترم، ترافیک‌های طولانی، خیابان‌های شلوغ، دغدغه‌های زیاد، هدف‌های سخت، خستگی‌های مفرط... به همان روزها که همدیگر را قضاوت می‌کردیم و به قضاوت‌های هم توجهی نمی‌کردیم! به همان روزها که دنیا هنوز اینقدر آلوده نبود، که آلوده بود و حاد نبود، که آلوده بود و از آلودگی‌اش نمی‌مردیم. که دلواپس حالِ عزیزان‌مان بودیم، نه جان‌شان!
ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریزپا نبود، که می‌شد لابه‌لای همین مشکلات و دغدغه‌های ریز و درشت، با خیالی آسوده فنجانی برداشت، چایی ریخت، کنار پنجره‌ای ایستاد و در کمال اطمینان و آرامش، نفسی عمیق کشید. که می‌شد کسی را به آغوش کشید و آرام شد، می‌شد دستان کسی را گرفت و بدون هراس، تمام شهر را قدم زد و غصه‌ها و دردها را فراموش کرد.
دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند، یک خیال تخت...
دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی...
خدایا در آغوشمان بگیر که خسته‌ایم،
خودت حال زمین را خوب کن.

نرگس_صرافیان_طوفان

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

تقصیر مـا نیست ؛ بعضی هـا خودشـان دوست

تقصیر مـا نیست ؛ بعضی هـا

خودشـان دوست دارنـد کـه

یـادگار باشنــد ،

نـه مـاندگـار ...!!!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

سلامتی کسی که انقد به یادشیم که

سلامتی کسی که انقد به یادشیم

که اگه به یاد خدا بودیم

نصف بهشت مال ما بود

‌‌‌‌‌‌‌‌‌

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

تـــنهآیـے مَـن پآ ندارِهـ وَگرنَه

تـــنهآیـے مَـن

پآ ندارِهـ وَگرنَه

اونمـ مے رَفتـ

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♤

به بعضیام باید بگیم . ببخشید

به بعضیام باید بگیم ..

ببخشید

آدم حسابت کردم تکرارنمیشہ...

‌‌‌‌‌‌‌‌

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید