لحظه  بروز رسانی 
بابایی
خوشحالخوشحال
بابایی
پست شماره 321022086 از بابایی

{-35-}

بــزن بــــاران
نظرات برای این پست غیر فعال است
همراز
همراز

من کنت مولا فهذا علی مولا حلول عید ولایت و

من کنت مولا فهذا علی مولا حلول عید ولایت و

من کنت مولا فهذا علی مولا
حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان
ا عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه ی شیعیان
تبریک و تهنیت عرض می نمایم

مشاهده همه ی 1 نظر
دریا (مدیر گروه لاله های سرخ)
شادشاد
دریا (مدیر گروه لاله های سرخ)
❤️

❤️

مشاهده همه ی 1 نظر
MEHREG@N
آروم و عادیآروم و عادی
MEHREG@N

در من روحِ درد کشیده و غمگینی‌ست از شمالی‌ترین قطب و

در من روحِ درد کشیده و غمگینی‌ست از شمالی‌ترین قطب و

در من روحِ درد کشیده و غمگینی‌ست از شمالی‌ترین قطب و دورافتاده‌ترین سرزمین
هنوز هم گاهی، سکوت و انزوای یخ زده اش، دنیای مرا به هم می‌ریزد
یانِ خواب‌هایِ هراس انگیزم، در کلبه ی برفیِ متروکه ای کز کرده ام، آتشی روشن کرده و تنهایی‌ام را میانِ سوسوی غریبانه اش، می‌سوزانم
هراسِ من از شب های قطبیِ سرد و ساکتی‌ست، که صبح نمی‌شود
هراسِ من از آسمانِ بی خورشید
هراسِ من از تنهاییِ مرموزی‌ست، که عشق و احساسِ مرا در هم پیچیده ...
در من
روحِ مهربان و سی هزار ساله ای‌ست از قبایلِ سرخپوست
به دنبالِ آرامشی سحر آمیز، به دنبالِ دوستی و صلح
من تنهاییِ کوهستان را خوب می‌شناسم
آوای جنگل به گوشهای خسته ی من، بیگانه نیست
من در دلِ زیباترین خواب‌هایم
جایی میانِ دشت های بِکر، چادری زده ام،
بی هیچ حصار، بی هیچ اجبار و بی هیچ انزجار
آزادی و فراغتم را با فلوتِ کهنه ای، میانِ تار و پودِ طبیعت می‌نوازم
من از چشمانِ وحشیِ گرگ ها و از نگاهِ مغرورِ بوف‌ها نمی‌ترسم !
با خرس‌های ایستاده و اسب‌های وحشیِ کوهستان، عجین شده ام
من تجسمِ روشنی از عبورم
بیزارم از ماندن، از نشستن، از تکرار ...
در من تناقضِ بیگانه و ترسناکی‌ست
گاهی خوبِ خوبم
گاهی درمانده و بی رمق ...
من
نه انزوایِ سردِ قطب را می‌خواهم،
نه وحشت و اضطراب دنیای امروز را
خسته ام
می‌خواهم به قبیله ام برگردم😍😁

🕊♥️🕊

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREG@N
آروم و عادیآروم و عادی
MEHREG@N

هیچوقت بامن خوب نبودی خوب من آنقدر بامن سرد بودی

هیچوقت بامن خوب نبودی خوب من آنقدر بامن سرد بودی

هیچوقت بامن خوب نبودی خوب من
آنقدر بامن سرد بودی که همیشه تنم یخ زده بود.
طوری بامن تا کردی که مچاله شدم در روزگارم.
عاشق دیدنت با لباس سپید روی تخت خوابم بودم حالا ببین که چگونه سیاه بختم جان دلم
من برای داشتنت خدا را التماس کرده بودم تو برای رفتنت نذر کرده بودی بی وفا
تقصیر تو نیست این رفتنت تقدیر من است.
حالا که آب از سر من گذشته هست چه فرقی میکند چه یک وجب باشد یا که هزار کیلومتر.
من دلم را به دست تو داده بودم بی معرفت تو دستت را به که دادی گل من ؟
من که در حسرت داشتنت سوختم ولی تو با سوختن من گرم گرفتی با دیگری.
چشمو دلم سیر نشد از دیدنت ولی نمی دانستم که تو حتی چشم دیدنم را هم نداشتی.
میدانی...
خیلی حرف است...
که تو هر روز در گلویت خاری کشنده احساس کنی
برای کسی که بدانی حتی یک بار در
عمرش به خاطر تو بغض هم نکرده است..🌟

🕊♥️🕊

مشاهده همه ی 1 نظر
نفس
ناراحتناراحت
نفس

( من کنت مولا فهذا علی مولا ) حلول عید

( من کنت مولا فهذا علی مولا ) حلول عید

( من کنت مولا فهذا علی مولا )
حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان
با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه ی شیعیان
تبریک و تهنیت عرض می نمایم

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست
حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست
بر رشته ی محکم ولایت صلوات
بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست
عید سعید غدیر خم مبارک باد

عیدی من به شما دوستان عزیزم ارزو های قشنگ بهترین هارو براتون ارزو دارم 😘

مشاهده همه ی 5 نظر
parisa
مهربونمهربون
parisa
پست شماره 321022061 از parisa

.

مشاهده همه ی 2 نظر
آرش تنهای تنها (مدیر گروه لاله های سرخ)
ناراحتناراحت
آرش تنهای تنها (مدیر گروه لاله های سرخ)

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم
علی گویم علی جویم - در مدح مولایم علی(ع) ( درویش امیر حیاتی)

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم
بجنبد تا رگم در جان علی گویم علی جویم

مشاهده همه ی 3 نظر