لحظه  بروز رسانی 
mary
مهربونمهربون
mary

ً☎مدت زمان مکالمه ها پسر به پدر : 00:00:27 پسر به

ً☎مدت زمان مکالمه ها

پسر به پدر : 00:00:27
پسر به مادر : 00:15:30
پسربه دوست دختر : 2:30:59
دختربه دختر : 5:50:23
مرد به همسر : 00:00:01
زن به شوهر:
10 تماس بی پاسخ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mary
مهربونمهربون
mary

میدونستید چرا خیلی از ما ها تنهاییم ؟ چون حوصله اسباب

میدونستید چرا خیلی از ما ها تنهاییم ؟
چون حوصله اسباب بازى شدن نداریم …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sahar♡
کتک خوردهکتک خورده
sahar♡

میخواهم عوض شوم …  چرا باید دلتنگ باشم ؟ تو باید

میخواهم عوض شوم …

 چرا باید دلتنگ باشم ؟

تو باید دلتنگ شوی …

 می خواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم ،
 
در دورترین نقطه … 

دقت کن رسیدن به من آسان نیست !

اگر همتش را نداری آسیب به درخت نرسان ، 

به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mary
مهربونمهربون
mary

هرچــــــــه میخواهــــی بـــاش. آخــــرش چـــــهار سطر نوشته ی روی مـــرمـــر یک

هرچــــــــه میخواهــــی بـــاش...
آخــــرش چـــــهار سطر نوشته ی روی مـــرمـــر یک متــــری خواهــی شــــــــــــــد!{-31-}{-31-}{-31-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mary
مهربونمهربون
mary

پوز زنی شیطان بازنشست شد ! امروز ظهر شیطان را دیدم

پوز زنی شیطان بازنشست شد ! امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت… گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند… شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم:… به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟ شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید