لحظه  بروز رسانی 
─═हई╬ɯɐɹʎɐɯ╬ईह═─
مهربونمهربون
─═हई╬ɯɐɹʎɐɯ╬ईह═─

همین که دیگر من را نداری همین که دیگر کسی

همین که دیگر من را نداری همین که دیگر کسی
دیونه ترین عاشق

همین که دیگر من را نداری
همین که دیگر کسی قدر من دوستت نخواهد داشت
همین که دیگر هیچکس آنقدر پاک و صادقانه صدایت نخواهد کرد
همین که دیگر اولین عاشقانه ی کسی نخواهی بود
همین که دیگر هیچکس روی تو اندازه ی من تعصب نخواهد داشت
همین که هیچکس مثل من شعر و غزلت نخواهد کرد
همین که کسی مثل من بی ریا، درد هایت را به جان لحظه هایش نخواهد خرید
همین که کسی را نداری که مثل من صدایش کنی
همین که خنده های از ته دلم، دلتنگی هایم برای تو نیست
همین که رفیق روزهای بارانی بی چترت نیستم
همین که کسی این همه با عشق خیابان های شهر را محض دوقدم بیشتر باتو،پیاده بالا و پایین نخواهد کرد
همین که هیچ دیوانه ای دیگر نگران و دلواپست نیست هر لحظه
همین که کسی نیست در قنوت هرنمازش لبخندت را آرزو کند
همین که خودم را از تو گرفتم
بزرگترین تاوان تو بود
نفرین هم نیاز نیست حتی؛
همین کافیست!
سال های سال بعد
غرق در روزمرگی های زندگی بی عشقت،
در آغوش هرکه غیر از من،
یاد دیوانه ای خواهی افتاد که لابه لای شبِ چشم های درشت سیاهش،
موهای پریشانش،
شیطنت های کودکانه اش،
بیت به بیت غزل هایش...
زندگی را،
لبخند را،
و عشق را
و عشق را
و عشق را
برای همیشه ای به امتداد ابدیت گم کردی!
همین که من را نداری
برای این جهنم ابدی کافیست!

دلدادگـــی
نظرات برای این پست غیر فعال است