لحظه  بروز رسانی 
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

بزن بر دف تو ای مطرب که من دیوانه ام,

10.gif

بزن بر دف تو ای مطرب
که من دیوانه ام, مستم

بزن بر دف, مرا عاشق تر از این کن که هستم
بزن بر دف که شاید با نوای دف
دلم آزاد گردد از ستون پوچ بودن های حسرت بار و متروک

بزن بر دف
که این دف عاشقی را خوب می داند
ومن دیوانگی کردن.

بزن آن نی
بده ساقی کمی زان می
که من در حسرت این باده مستم
بدون جرعه ای می!

بزن بر دف
بکوبان پای
رقصان تو بزن هم کف
که-من-مستم...
که من مستم...



1449475017138096_large.jpg
10.gif

مشاهده همه ی 21 نظر
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

من نمی گویم درین عالم گرم پو، تابنده، هستی

10.gif

من نمی گویم درین عالم
گرم پو،
تابنده،
هستی بخش
چون خورشید باش

تا توانی
پاک،
روشن
مثل باران
مثل مروارید باش

"فریدون مشیری"

%D8%B5%D8%AF%D9%81_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8
10.gif

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
مشاهده همه ی 81 نظر
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

به دریا شِکوه بردم از شب دشت وز این عمری

10.gif

به دریا شِکوه بردم از شب دشت

وز این عمری که تلخِ تلخ بگذشت


به هر موجی که می گفتم غم خویش

سری می زد به سنگ و باز می گشت



10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

مـژدگـانی ای خیابان خواب هـا مـی رسـد تـه مـانده

10.gif

مـژدگـانی ای خیابان خواب هـا
مـی رسـد تـه مـانده ی بشـقاب ها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نـان به نـرخ روز خـوردیم ای دریغ
صحبت از عدل و عدالت نابجاست
سود دربـازار ابـن الـوقـت هاسـت
ای که می آیـد صــدای گریـه ات
نـیـمـه شـب ها از پـس دیـوارهـا
گـیر خـوا هـد کـرد روزی روزیـت
درگـلـوی مـال مـردم خـوارهـا


10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

خيلي محشره اين متن : گله هارابگذار! ناله هارابس

10.gif

خيلي محشره اين متن :
گله هارابگذار!
ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه تو هي شِكوه كني!
زندگي چشم ندارد كه ببيند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتي نيست كه صرف گله وناله شود!
تابجنبيم تمام است تمام!!
مهرديدي كه به برهم زدن چشم گذشت....
ياهمين سال جديد!! بازكم مانده به عيد!! اين شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نيست كه نيست!!
زندگي گاه به كام است و بس است؛
زندگي گاه به نام است و كم است؛
زندگي گاه به دام است و غم است؛
چه به كام وچه به نام وچه به دام...
زندگي معركه همت ماست...زندگي ميگذرد...
زندگي گاه به نان است و كفايت بكند؛
زندگي گاه به جان است و جفايت بكند‌؛
زندگي گاه به آن است و رهايت بكند؛
چه به نان و چه به جان و چه به آن...
زندگي صحنه بي تابي ماست...زندگي ميگذرد...
زندگي گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگي گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگي گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
چه به راز و چه به سازو چه به ناز...
زندگي لحظه بيداري ماست...زندگي ميگذرد...

10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

قلمت را برداربنويس از همه خوبيها ، زندگي ،

10.gif

قلمت را برداربنويس از همه خوبيها ،
زندگي ، عشق ، اميد
و هر آن چيز که بر روي زمين زيبا است
گل مريم ، گل رز
بنويس از دل يک عاشق بي تاب وصال
از تمنا بنويس
از دل کوچک يک غنچه که
وقت است دگر باز شود
از غروبي بنويس که چون
ياقوت و شقايق سرخ است
بنويس از لبخند
از نگاهي بنويس که پر از عشق به
هر سوي جهان مي نگرد
قلمت را بردار ، روي کاغذ بنويس
زندگي با همه تلخي ها شيرين است


10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

زندگی رویا نیست، زندگی زیباییست می توان بر درختی تهی

10.gif

زندگی رویا نیست، زندگی زیباییست

می توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی

می توان در دل این مزرعه ی


خشک و تهی بذری ریخت

می توان از میان فاصله ها را برداشت

هر دو بیزار از این فاصله هاست!

"
حمید مصدق"




10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

در پشت چارچرخه فرسوده اي كسي خطي نوشته بود: "من

10.gif

در پشت چارچرخه فرسوده اي
كسي خطي نوشته بود:
"
من گشته ام نبود !
تو ديگر نگرد
نيست!"...
گر خسته اي بمان و اگر خواستي بدان
ما را تمام لذت هستي به جستجوست.
پويندگي تمامي معناي زندگي ست.
هرگز
"
نگرد! نيست"
سزاوار مرد نيست...
"فريدون مشيري"


10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم

10.gif

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم
که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
اما حرفش هیچ‌وقت از یادم نمی رود، می گفت:
زندگی مثل یک کلاف کامواست،
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
گره می خورد، می پیچد به هم، گره گره می شود،
بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی،
زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می شود، کورتر می شود،
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد،

باید سر و ته کلاف را برید،
یک گره ی ظریف کوچک زد،

بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
محو کرد، یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره های توی کلاف

همان دلخوری های کوچک و بزرگند،
همان کینه های چند ساله،

باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...

10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است
мαѕтαηєн
آروم و عادیآروم و عادی
мαѕтαηєн

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی

10.gif

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود
ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

thumb_HM-2013506785685316001407709628.99
10.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است