لحظه  بروز رسانی 
matin
مهربونمهربون
matin

@_sahra_ سلام.چطور میتونم جستجوی پیشرفته کاربر رو انجام بدم.گزینش کدوم قسمت

@_sahra_
سلام.
چطور میتونم جستجوی پیشرفته کاربر رو انجام بدم.
گزینش کدوم قسمت است؟

مشاهده همه ی 3 نظر
matin
مهربونمهربون
matin

رفیق رو دو جا میشه شناخت. 1-تو جمعی که جنس

رفیق رو دو جا میشه شناخت...
1-تو جمعی که جنس مخالف حضور داشته باشه.....
2-تو جمعی که رفیقای رفیقت باشن...
تو این دو جمع اگه تنها نموندی رفیق خوبی داری...
اگه تنها موندی بــــــــــــنــــــــدازش دور..

مشاهده همه ی 2 نظر
matin
مهربونمهربون
matin

خدایا، حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر

خدایا، حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن،

تا درهایی را که به سویم می گشایی، ندانسته نبندم

و درهایی که به رویم می بندی ، به اصرار نگشایم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
matin
مهربونمهربون
matin

از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت

از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت

زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است

و خدا همچنان لبخند میزد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
matin
مهربونمهربون
matin

خدایاااااا به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز


خدایاااااا
به دل نگیر اگر
گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد....
تقصیری ندارد.....
قاصر است
کم میآورد دربرابر بزرگی ات....
لکنت می گیرد واژه هایم در برابرت!!!

در دلم اما همیشه....
ذکر خیرت جاریست....
من برای بندگی تو هزارویک دلیل می خواهم
ممنونم که بی چون وچرا برایم خدایی میکنی.....


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
matin
مهربونمهربون
matin

خدا پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است،

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است، پس اوراآزاد کرد،،پادشاه گفت حاجتی بخواه !درویش گفت :وقتی خدایی دارم که نیمه شب تورابیدارمیکندتامراازبند رها کنی،، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم،،،


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
matin
مهربونمهربون
matin

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن…

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن…

.
زانـوهـایـت را بغـل بگـیـر و یک دل سـیـر گــریـه کـن…

.

god

.

شــایـد لازم باشــد میـان گــریه هـایـت بگــویی

.
.:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ::.

.
خــدایا! ببخـش آن گـناهـانم را کـه دعــایم را حــبـس کــرده اسـت

مشاهده همه ی 3 نظر
matin
مهربونمهربون
matin

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله با تبسم رو به

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله با تبسم رو به سلمان كرد و فرمود: سوگند به آن آفريدگارى كه جانم در دست اوست، فاطمه عليهاالسلام را در آن روز بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت سوار مى‏كنند، جبرئيل و ميكائيل به ترتيب از راست و چپ او حركت مى‏نمايند. اميرالمؤمنين پيشاپيش و حسن و حسين از پشت سر، وى را همراهى مى‏كنند، تا بدين طريق فاطمه عليهاالسلام از پل‏صراط مى‏گذرد و پس از گفتگوهاى زياد، آنگاه خطاب مى‏رسد: فاطمه! هرچه مى‏خواهى بخواه. دخترم عرض مى‏كند:


بار الهى! از تو مى‏خواهم علاقه‏مندان خود و فرزندانم حسن و حسين را در آتش مسوزان. خطاب مى‏رسد: يا فاطمه! سوگند به عزت و جلالم، دو هزار سال پيش از خلق آسمانها و زمين، بر خودم لازم كرده‏ام كه اين حاجت تو را برآورم

مشاهده همه ی 1 نظر