لحظه  بروز رسانی 
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

If you are not doing what you love, You

If you are not
doing what you love,
You are
wasting your time.

مشاهده همه ی 16 نظر
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

آنقدر سیاهیم؛ که یکدیگر را لایق درد میدانیم!

آنقدر سیاهیم؛
که یکدیگر را
لایق درد میدانیم!
و آنقدر
سفیدیم،
که حتی برای
مرگِ ماهی های حوض
دل میسوزانیم ...!!

مشاهده همه ی 3 نظر
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

و اما نیمه شبی من خواهم رفت.از دنیایی كه مال من

و اما نیمه شبی من خواهم رفت...
از دنیایی كه مال من نیست!
از زمینی كه مرا بیهوده بدان بسته اند...

مشاهده همه ی 9 نظر
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

چیزی که مرا به زندگی بندد نیست!

چیزی که مرا به زندگی بندد نیست!

مشاهده همه ی 3 نظر
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

در اوجِ سکوت هم تو را می گویم

در اوجِ سکوت هم تو را می گویم...

مشاهده همه ی 12 نظر
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

آدم هايی كه ميدانند چه ميخواهند را دوست دارم!آدم هايی كه

آدم هايی كه ميدانند چه ميخواهند را دوست دارم!
آدم هايی كه مرز دارند،
كه نه گفتن بلدند،
كه ميتوانند بگويند چه چيز را ميخواهند و چه چيز را نميخواهند.
آدم هايي كه تو را در "هزارتوی ابهام" و "حدس بزن چه چيزی توی دلم دارم" گرفتار نميكنند!
آدم هايی كه...
آدم هايی كه مرزشان مشخص است زندگی را راحت ميكنند...
نگاه ميكنی و ميبينی همپوشانی مرزها بين تو و او چقدر است،
چيزي كه ميخواهد را ميشود به او داد،
چيزي كه ميخواهی را ميتوانی بگيری!
كه اگر نشد نه كسی احساس قربانی بودن ميكند،
نه حس فريب دارد،
نه بار دِين خويش را بر شانه ديگری مي گذارد.
آدم هايی كه مرز دارند غنيمتند!
شفافيتشان شفافيت مي آورد...
نه گفتنشان نه گفتن را آسان ميكند...
خودشان هستند و ميگذارند خودت باشی...
بي قضاوت،
بي دلخوری،
بي رنج....
آدم هايی كه می دانند چه می خواهند،دوستان خوبی می شوند.

مشاهده همه ی 8 نظر
مَتینا
بی‌حالبی‌حال
مَتینا

حرف نزدن دلهره ای بود و حرف زدن و درست فهمیده

حرف نزدن دلهره ای بود
و حرف زدن و درست فهمیده نشدن دلهره ای دیگر

مشاهده همه ی 23 نظر
Pouriya
بی‌حالبی‌حال
Pouriya

از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش

از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود
آرامش مخصوصی در خودم حس می‌کردم.
ص.هـ

مشاهده همه ی 6 نظر