لحظه  بروز رسانی 
محمد
محمد
می ماند

می ماند

مشاهده همه ی 6 نظر
محمد
محمد
بریم . هیشکی نیس

بریم . هیشکی نیس

مشاهده همه ی 16 نظر
محمد
محمد

مثل من چشم به قلاب جهانت داری ماهی کوچک گندیده

مثل من چشم به قلاب جهانت داری ماهی کوچک گندیده

مثل من چشم به قلاب جهانت داری
ماهی کوچک گندیده دریاچه شور
مثل من منتظر تلخ ترین ثانیه ای
جغد ویرانه نشین ، بوف زمین خورده کور

گرچه دستان تو سیب از وسط خاطره چید
گرچه از خون خودم خوردی و فتحم کردی
شانه بر شاخ کشیدی و شکستم دادی
هر بلایی که دلت خواست سرم آوردی

گرچه داغم زده ای باز زنیّت داری
پرچم عشق همین گوشه پیراهن توست
من که آبستن دنیای پر از تشویشم
خوش به حال تو که آسودگی آبستن توست

مشاهده همه ی 14 نظر
محمد
محمد

زندگی. از دروغ تا سوگند، خسته از زیر

زندگی.....

از دروغ تا سوگند، خسته از زیر و روی رو در رو
زیر صورت هزارها صورت، خسته از چهره‌های تو در تو



بی‌گناه از شکنجه‌ها زخمی، پشتِ هم اتهام‌ها خوردن
هق هق از درد و اَلکَن از گفتن، انتهای کلام را خوردن



غرقه در موج‌های پیش‌آمد، گوشه‌ی گوش‌های دور از من
پشتِ سکان خدا نشست اما، باز هم ناخدا پرستیدن



دل به دریای هر چه بادا باد، قایقم را به بادها دادم
ناگزیر از گریز از ماندن، توی شیبِ مسیر افتادم



بادبادن پاره،عرشه بی‌سکان، قایقم رفت و قبلِ ساحل مُرد
پیکرش داشت وقتِ جان کندن، روی گِل‌ها تلو تلو می‌خورد



دستم از هر چه هست کوتاه است، از جهان قایقی به گِل دارم
بشنو اِی شاهِ گوش ماهی‌ها، دل اگر نیست،درد و دل دارم



با زبان، با نگاه، با رفتن، زخم جز زخم‌های کاری نیست
پای اگر بود پایِ رفتن بود، دست اگر هست دستِ یاری نیست

مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد
پست شماره 312271464 از محمد


مشاهده همه ی 6 نظر