لحظه  بروز رسانی 
mehrab
mehrab

انشای پسربچه به پدر رفتگرش: پدرعزیزم، من به خوبی مى

انشای پسربچه به پدر رفتگرش:

پدرعزیزم، من به خوبی مى فهمم که بسیار باشرف است آنکس که انسان باشد و بین آشغالها نان پیدا کند، تا آنکس که آشغال باشد و بین انسانها نان پیدا کند...!


مشاهده همه ی 3 نظر
mehrab
mehrab

جملۀ سردر دانشگاه آکسفورد:  آینده مکانی نیست که به آنجا

جملۀ سردر دانشگاه آکسفورد:
 آینده مکانی نیست که به آنجا می رویم، جاییست که آنرا به وجود می آوریم. راه هایی که به آینده ختم می شوند، یافتنی نیستند بلکه ساختنی هستند و ساختن آن، هم سازنده و هم مقصد را دگرگون می کند
 جملۀ سردر دانشگاه صنعتی شریف:
 خواهرم حجابت را و برادرم نگاهت را حفظ کن.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mehrab
mehrab

ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ، ﺗﺎ ﺑﭙﺬﻳﺮﻡ ﻧﺮﺥ ﻧﺎن


ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ،
ﺗﺎ ﺑﭙﺬﻳﺮﻡ ﻧﺮﺥ ﻧﺎن و بنزینی ﺭﺍ ﻛﻪ
ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻢ ....

ﻭ ﺷﻬﺎﻣﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ،
ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﻓﻴﺶ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻢ !!!...

ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺩﻩ ﮐﻪ،
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ... !!!

ﻭ ﺑﻴﻨﺸﻲ ﺩﻩ ﺗﺎ،
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩﯼ
ممکنه
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻧﺼﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻢ !!!!!....

ﻭ ﻓﻬﻤﯽ ﺩﻩ ﺗﺎ،
ﻣﺘﻮﻗﻊ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ

مشاهده همه ی 2 نظر
mehrab
mehrab

من به آمار زمین مشکوکم  اگر این سطح پر از


من به آمار زمین مشکوکم
 

اگر این سطح پر از آدم هاست


پس چرا این همه دل ها تنهاست ؟


بیخودی میگویند هیچ کس تنها نیست ، چه کسی تنها نیست ؟


همه از هم دورند ...


همه در جمع ولی تنهایند ...


من که در تردیدم ، تو چطور ؟


                                                                        " سهراب سپهری "

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mehrab
mehrab

ما که از مردی مردیم چیزی ندیدیم از تو کتاب فقط

ما که از مردی مردیم چیزی ندیدیم از تو کتاب فقط اسم رستمو شنیدیم

 اگه اونم امروز بود حتما کراکی بود رستم امروز از جنس بد شاکی بود

رستم اگه بود واسش جرم میساختن تو گردنش افتابه لگن مینداختن

شاید میرفت وجنگ وبرمیگشت احترام داشت درجه دار میشد تو دبی سهام داشت

میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه جک بگه معترض تعبیر بشه

 شاید میرفت اروپا الان دوتا پاس داشت اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت

تو هر عید میرفت تو کنسرتها میرقصید حرف سیاسی نمی زد می ترسید

رستم اگه بود میگفت جدم عرب بود خزر مال روس ها خلیج خلیج عرب بود

رستم اگه بود رستمو از یاد میبرد شاهنومه 20 یا 30 سال روتاقچه خاک میحورد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mehrab
mehrab

پسر بودن خيلي سخته . گوش کن میخوام برات پسر بودن

پسر بودن خيلي سخته ...

گوش کن میخوام برات پسر بودن را تعریف کنم! . . . .

پسر بودن یعنی نافتو که بریدن روش 2 سال حبس هم بریدن

پسر بودن یعنی فقط تا اخر دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه

پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول نشی

پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سربار

پسر بودن یعنی استرس سربازی و حسرت درس خوندنه بدون استرس

پسر بودن یعنی بعد بابا مرده خونه بودن سنم نمیشناسه یعنی چی؟؟

یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله

پسر بودن یعنی حفظ خواهر و مادر و همسرت از هر چی هیزیه

پسر بودن یعنی آزادی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آخرش همش مسئولیته و حصار

پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ناموسته

پسر بودن یعنی یه سگ دو زدن واسه یه لقمه نون که جلو زن و بچه کم نیاری

پسر بودن یعنی واسه عید لباس نخری که دخترت واسه خریده لباس هر چی دوست داره
بخره
پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی

پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل

پسر بودن یعنی " مرد که گریه نمیکنه "

پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه
پسر بودن یعنی بعد سربازی روز اول کلی تحویلت میگیرن روز دوم به چشه زالو نگات میکنن
پسر بودن یعنی .­......... مسئولیت مسئولیت

 سرتون رو درد نمیارم خلاصه اخر اینکه

پـــــســر بــایــد بــاشــی تــا بــفــهمــی پــول گــرفــتــنــ ازپــدر
چــقــدرســ

مشاهده همه ی 2 نظر
mehrab
mehrab

آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند، همان آب

آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند،
همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند.
مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست.
مهم این است درون خود چه داری...!!!!
مردم موهای صافشان را فر می‌زنند
و آنها که موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می‌کنند
عده‌ای جلای وطن کرده به خارج می‌روند
و آنها که خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانه‌ها می‌سُرایند
مجردها می‌خواهند ازدواج کنند
متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند
عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می‌کنند
و عده‌ای دیگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شــــدن هستند
لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند
و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌کشند
شاغلان از شغلشان می‌نالند
بیکارها دنبال شغلند
فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند
ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند
افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند
مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند
سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند
سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:

"قدر داشته‌هایت را بدان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mehrab
mehrab

مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر

مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن ٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده ٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی میکنند

اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!!

و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو میکنند...

مشاهده همه ی 4 نظر
mehrab
mehrab

صادق هدایت " جرم جهنمیان زنا و مشروب بود, و پاداش

صادق هدایت "
جرم جهنمیان زنا و مشروب بود,
و پاداش بهشتیان زنا و مشروب
آیندگان ما به سادگی ما میخندند...
ﺗﻮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟
ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ !
ﻓﺮﻕ ﺣﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟
ﻳﮑﯽ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﺪﺍ ...
ﺧﺪﺍﻳﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻭﺍﻧﺶ ﺣﻮﺭﯼ ﺭﺷﻮﻩ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﻭ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ !
ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺑﯿﮕﻨﺎﻫﻨﺪ؟
ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﺎﭼﺎﺭﯼ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺷﮑﻤﺶ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ؛،؛
ﯾﺎ ﺣﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻟﺬﺕ ﺗﻨﺶ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟
ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ؟
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ !

 

مشاهده همه ی 5 نظر
mehrab
mehrab

باز جنيني ميان زباله هاي شهر رها شد باز دختري عفتش

باز جنيني ميان زباله هاي شهر رها شد
باز دختري عفتش را به گمان عشق به هوس باخت و زن شد
باز پسري به بهاي يک هوس پدر شد
باز سطل زباله اي در شهر جايگزين آغوش مادر شد
باز پسري به بهاي هوسي آني بار گرگ صفتي و نامردي به دوش کشيد
باز دختري به جرم يک شب يک عمر فاحشه شد
باز پسري به تجربه يک لذت نامشروع به هرزگي خو گرفت
باز جنيني نارس در گوشه اي از شهر تاوان هوس را با جانش داد
و باز کودکي بار حرامزادگی بر دوش کشيد...
در اين شهر چه ميگذرد؟
تاوان اين هوسها را چه کسي ميدهد ؟
پدري هرزه ...مادري فاحشه...يا جنيني بيگناه با جانش؟

مشاهده همه ی 5 نظر