افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
m h dideban
m h dideban
DSCF6686.jpg

دیدار از آسایشگاه اعصاب روان جانبازان به همراه شرکت کنندگان در همایش ایثارگران صنعت آب و برق استان اردبیل سال 1392

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
m h dideban
m h dideban

@ttn

با سلام

من هوادارتون شدم اگر مایل بودید شما هم مرا بپذیرید .

با تشکر حسین

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
m h dideban
m h dideban

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

بسمه تعالی


جناب حجت الاسلام حمید رسایی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی زیده توفیقاته
    با سلام و تحیات، حضرتعالی و برخی دیگر از برادران و خواهران اصولگرا به رویارویی شدیدی با توافق ژنو برخاسته اید. ظرف چند روزگذشته شماری از طرفداران آقای احمدی نژاد و اعضاء جبهه پایداری با تعابیری همچون " هولوکاست "، " ترکمنچای " ،" ذلت بار" ، " تسلیم" ، "سازش" ، "خفت آور" و ... یاد کرده اند. حتی در اخبار آمده بود که بیش از 60 تن از نمایندگان مجلس در مخالفت با ژنوآقای دکتر ظریف را به مجلس احضار کرده اند. حاجت به گفتن نیست که این جزء حق مسلم نمایندگان است تا بر عملکرد قوه مجریه نظارت داشته و به اصطلاح " مو را از ماست بکشند". در سطحی وسیع تر البته، این هم حق آحاد ملت است که در خصوص همه امور کشور از جمله توافق هسته ایی به بررسی و اظهارنظر موافق یا مخالف بپردازند. بعبارت دیگر، حق اظهار نظر در خصوص برنامه هسته ایی کشور صرفا محدود و منحصر به مخالفین توافق ژنو نمی تواند بشود. یقینا جنابعالی و دوستانتان تصدیق می فرمائید که همانطور که شما از این حق برخوردارید که تغییر در برنامه های هسته ای کشور و کند شدن آنها را " ذلت بار" ، " ترکمنچای" و ... ارزیابی نمایند، دیگران هم علی القاعده می بایستی از این حق همچون شما و همفکرانتان برخوردار باشند که در خصوص این برنامه ها اظهارنظر نمایند.
جناب رسایی، یقینا انگیزه شما و همفکرانتان برای مخالفت با ژنو می بایستی بواسطه منافع ملی بوده باشد. شما باور دارید که فعالیت های هسته ایی برای ایران منافع مهمی در بر دارد و چون توافق ژنو محدودیت هایی برای این فعالیت ها ایجاد کرده لاجرم با آن به مخالفت برخاسته اید.سئوال بنده هم از جنابعالی و همفکرانتان دقیقا همین است: جناب رسایی، آن منافع و خیرات و مبراتی که برنامه هسته ایی برای کشور داشته کدام بوده است؟ این هزینه سنگینی که متجاوز از یک دهه است چه بصورت مستقیم و چه چندین برابر آن بصورت غیر مستقیقم ( بواسطه تحریم ها) برای برنامه هسته ایی مان می پردازیم، چه سود و چه حاصلی برای مصالح و منافع ملی و اقتصادی کشور در بر داشته ؟ ظرف یک دهه گذشته بسیاری از مسئولین محترم کشور هزاران بار در جریان مصاحبه ها، سخنرانی، همایش، مقالات ، میزگردها و غیره پیرامون پیشرفت های هسته ایی کشور و اینکه چگونه این دستاوردها مایه فخر و مباهات ایران شده اند، حجم انبوهی از مطالب را فرموده اند. اما سئوال بنده خیلی ساده است: مابه ازاء این دستاوردها برای توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور کدام بوده است؟ 
جناب احمدی نژاد پس از آغاز ریاست جمهوری شان در سال 1384 یکی از نخستین گام هایی که بر داشتند توقف برنامه " کج دارو مریز " اصلاح طلبان در برنامه های هسته ایی کشور بود. همچون جنابعالی و همفکرانتان که امروز ژنو را " مصیبت عظما" می نامید، ایشان یک گا م هم از شما جلوتر رفته و برنامه " کج دار و مریز" دوران خاتمی به سرپرستی آقای حسن روحانی بعنوان مذاکره کننده ایران با غربیها را " خیانت" اعلام کردند. آن " برنامه خائنانه " را متوقف نمودند و اعلام داشتند که منبعد برنامه هسته ایی ایران با تمام توان و سرعت به پیش خواهد رفت. غرب، شرق، شمال و جنوب هم هرکاری می خواهند بکنند. بنده قصدم در اینجا تشریح مصیبت هایی که آن سیاست ظرف 8 سال گذشته بر سر ایران آورده نیست. بلکه می خواهم اشاره ای به شاه بیت استدلال ایشان بنمایم که چرا گذشتگان را در خصوص هسته ایی " خائن" می دانستند. به اعتقاد جناب آقای احمدی نژاد ، برنامه های هسته ایی ایران باعث می شوند تا 250 صنعت و رشته اقتصادی دیگر در کشور فعال شوند. بنده ظرف 8 سال گذشته بارها و بارها در نوشته ها ، سخنرانی ها و مناظره هایم ( از جمله با خود حضرتعالی) تقاضا نمودم که طرفداران فعالیت های هسته ایی ایران ، 250 که جای خود دارد، 5 تا از آن صنایع و رشته های اقتصادی جدید را که بواسطه فعالیت های هسته ایی در کشور بوجود میامدند را نام ببرند؟ اگر هدف ما تولید سلاح هسته ایی می بود ، در آنصورت اصرار بر اینکه این همه هزینه نمائیم توجیه می داشت. چرا که هیچ کشوری حاضر نیست به ما سلاح هسته ایی بفروشد. از صدر تا زیل آنرا خودمان می بایستی درداخل کشور می ساختیم. اما مقام معظم رهبری موکدا فرموده اند که ایران به هیچ روی در صدد ساخت سلاح هسته ایی نیست. هدف ما از برنامه هسته ایی مان استفاده صلح آمیز و تولید اورانیوم 5 درصد غنی شده برای نیروگاه بوشهر و سایر نیروگاههایم هسته ایی تولید برق که در آینده در کشور خواهیم ساخت می باشد.
با این پیش فرض که هدف ما از فعالیت های هسته ایی تولید برق می باشد، در اینصورت این سئوال از منظر اقتصادی مطرح می شود که این مخارجات سرسام آوری که تولید سوخت نیروگاه هسته ایی در کشور داشته، هزینه برق تولید شده در بوشهر را چه کسی می بایستی بپردازد، مردم یا دولت؟ اگر هزینه برق تولید شده در بوشهر را وزارت نیرو بخواهد از مصرف کننده بگیرد، آیا هیچ مصرف کننده ایی توان پرداخت آنرا خواهد داشت؟ وقتی سوخت نیروگاه بوشهر می تواند توسط آژانس با هزینه ایی که هزاران

مشاهده همه ی 1 نظر
m h dideban
m h dideban

اکانت توییتری که منتسب به حسن روحانی رئیس جمهور ایران است پیام های متفاوتی در فضای مجازی از جمله تبریک سال نو یهودیان منتشر کرده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
کوارتز نوشت: اکانت توییتری که منتسب به حسن روحانی رئیس جمهور ایران است پیام های متفاوتی در فضای مجازی از جمله تبریک سال نو یهودیان منتشر کرده است.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»،‌ در چندین ماه گذشته گزارش های متفاوتی در مورد ارتباط روحانی با این اکانت توییتر منتشر شده است.

روحانی امروز گفت که او خود توییت نمی کند اما به ظاهر با گفتن اینکه «دوستانش» مسئول اینکار هستند پیام های منتشره در آن را تایید کرد.

رئیس جمهور ایران در جمع خبرنگاران در داووس گفت: نه، من توییت ها را شخصا نمی نویسم. 

وی افزود: بنابراین آنچه در توییتر و فیس بوک به نقل از من می خوانید توسط من نوشته نشده و توسط دوستانم نوشته می شود.

روحانی در اجلاس داووس وعده ی تعامل بیشتر ایران با جهان و توانایی قرارگیری ایران در جمع 10 اقتصاد برزگ دنیا در آینده را داد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
m h dideban
m h dideban

پس از کمایی ۸ ساله
«آریل شارون» قصاب «صبرا و شتیلا» مُرد

«آریل شارون» نخست‌وزیر اسبق رژیم‌صهیونیستی که به «قصاب صبرا و شتیلا» معروف بود، بعد از کمایی 8 ساله، در سن ۸۵ سالگی مُرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، «آریل شارون» نخست‌وزیر اسبق رژیم‌صهیونیستی بعد از آنکه در چند روز گذشته با افت شدید علایم حیاتی روبرو شد، دقایقی قبل در مرکز درمانی «شبا» در سن 85 سالگی جان داد.

رادیو رژیم صهیونیستی نیز لحظاتی پیش خبر مرگ اریل شارون را تائید کرد.

شارون از سال 2006 و در حالی که نخست‌وزیری رژیم‌صهیونیستی و رهبری حزب تازه‌تأسیس «کادیما» را بر عهده داشت، بعد از دو سکته مغزی به کما رفت و از آن زمان با صرف هزینه‌های فراوان زندگی نباتی داشت.

اواسط این هفته وضعیت شارون رو به وخامت گذاشت و پنج‌شنبه پزشکان اعلام کردند وضعیت وی «بسیار وخیم» است و در ساعات پایانی عمر خود به سر می‌برد.

شارون که از نوجوانی با عضویت در «هاگانا» فعالیت علیه فلسطینی‌ها را آغاز کرده بود، یکی از بدنام‌ترین حاکمان اسرائیلی به شمار می آید. کشتار «صبرا و شتیلا» که در سال 1982 و در زمان تصدی وزارت جنگ توسط وی در جنوب لبنان رخ داد، از جمله سیاه‌ترین نقاط کارنامه سیاسی و نظامی او به شمار می‌آید. در این کشتار که تحت حمایت نیروهای اسرائیلی انجام شد، صدها غیرنظامی فلسطینی به دست «فالانژ»‌ها کشته شدند. همین حادثه بود که لقب «قصاب صبرا و شتیلا» را برای او به ارمغان آورد.

شارون پیش از آن هم در پاییز سال 1953 به همراه نیروهای نظامی تحت امرش موسوم به «یگان 101» کشتار روستای «القبیه» در شمال قدس و در اراضی تحت اختیار اردن را مرتکب شده بود. این حمله به نابودی کامل روستا و مرگ ده‌ها تن از اهالی آن منجر شد. این کشتار به حدی بی‌رحمانه بود که شورای امنیت سازمان ملل هم به آن واکنش نشان داد و اقدام صهیونیست‌ها را محکوم کرد.

شارون در 26 فوریه سال 1928 در کفار ملال در فلسطین اشغالی به دنیا آمد و اسم خانوادگی اصلی وی شانرمان بوده است. خانواده وی از یهودیان اشکنازی است که از شرق اروپا مهاجرت کرده بودند.

شارون در سال 2001 نخست وزیر رژیم صهیونیستی شد و سیاست ترور بارزترین رهبران فلسطینی را در پیش گرفت و دیوار حائل را بین سرزمین‌های اشغالی و کرانه باختری و غزه بنا کرد.

وی در سال 2005 طرح عقب‌نشینی کامل از غزه را اجرا کرد. همین اقدام با اعتراض راستگرایان اسرائیلی منجر شد و او را به خروج حزب «لیکود» و تأسیس حزب «کادیما» در 21 نوامر 2005 وادار کرد. او در سال 2006 در حالی که سال پایانی نخست‌وزیری‌اش را می‌گذراند، بعد از سکته مغزی به کما رفت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
m h dideban
m h dideban

نامه سرگشاده ی دکتر زیباکلام به روحانی و پرسش از تفاوت 9 دی پارسال و امسال

اگر مردم تبلیغات چهارساله را باور کرده بودند، جلیلی رئیس جمهور می شد

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و از حامیان حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در واکنش به اظهارات وی درباره ۹ دی، در نامه ای گلایه آمیز اظهار داشت: اصولگرایان – که همه‌ تریبونهای رسمى کشور را در کف دارند – بیش از چهار سال و نیم، شبانه‌روز و لاینقطع، هر اتهام و جرم و تهمت و هر افترا و نسبتی را که متصوّر مى‌توانستند بود به معترضان نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ نسبت دادند. خودشان بریدند؛ خودشان دوختند؛ خودشان قواره کردند؛ دریغِ آنکه حتی یک‌بار به معترضان اجازه دهند ایشان هم روایت خودشان را بگویند. به نظر شما اگر مردم این طوفان تبلیغاتی چهارساله را علیه فتنه و فتنه‌گران باور کرده بودند، هفت ماه پیش دکتر سعید جلیلی ۴ میلیون و دکتر حسن روحانى قریب به ۱۹ میلیون رأی آورده بود؟

زیباکلام با یادآوری اینکه ۹ دی پارسال که نیاز به مشارکت مردم در انتخابات بود چندان جوش و جلا نداشت و با اشاره به اتهام زنی های جدید به رهبران در حصر جنبش سبز، افزود: اما امسال که فعلاً انتخاباتی در پیش و بالتّبَع تحبیب قلوبى هم نیاز نیست تا به بالا بردن مشارکت مردمى بینجامد، سنگ تمام براى ٩ دى مى‌بایست گذاشت تا مبادا احدى در صدد رفع حصر برآید.

وی همچنین با اشاره ای ظریف به حقوقدان بودن رئیس جمهور، پرسید: نمی‌دانم به عنوان «یک حقوقدان» نظر حضرتعالى دربارهء بازداشت سه‌سالهء دکتر زهرا رهنورد و همسرشان و جناب کروبی، بى که هیچ محکمهء صالحی به اتهاماتشان رسیدگی کرده باشد، چیست. مفسد و محارب و باغی و طاغی و دیگراتهاماتی که به سهلىِ آب نوشیدن به آنان نسبت داده شده و می‌شود نزدِ کدام مرجع صالح و بی‌طرف و – بالاتر از همه – مستقلى به اثبات رسیده است؟

متن کامل نامه صادق زیباکلام به رئیس جمهور روحانی را به نقل از فیس بوک شخصی وی در ادامه بخوانید:

بسمه تعالی

سرور ارجمند، جناب آقای دکتر حسن روحانی،

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، دامت شوکته

پس از سلام و ارادت و تحیت،

اظهارات حضرتعالی در خصوص «۹ دی» بى‌درنگ بر صدر رسانه‌های اصولگرا نشست و همان اندازه که براى ایشان دلخواه و دلنواز بود، کسرِ قابل توجهی از دل‌‌سپردگانتان را سرد و ناامید کرد. اگرچه فهم مى‌توان کرد که دایرهء وسیع تلاش و تقلاهای اصولگرایان چو نقطه در میانتان گرفته بود – که مصمم بودند داستان «فتنه» و «۹ دی» را امسال هرچه باشکوه و جلال‌تر برگزار کنند – و حضرتعالى ناگریزانه و ناگزیر می‌بایست محض خالی نبودن عریضه هم که شده نظرى اظهار کنید.

پوشیده نیست که ٩ دى سال پیش چندان جوش و جلا نداشت و اصولاً ضرورتى هم نداشت، از سرِ آنکه انتخابات ۲۴ خرداد در پیش بود و همدلی و وفاق ملی نیاز بود تا مشارکتِ هرچه بیشتر رأی‌دهندگان را و انتخاباتى پرشور را رقم بزند. این شد که به استثناء یکی از نامزدهای اصولگرا که کوشید از نمد فتنه کلاهی تمام‌پشم ببافد و توفیق یارش نبود، مابقی اصولگرایان رامشگرانِ سمفونیِ وحدت بودند و ترنمِ وفاقِ ملى بر لبانشان بود؛ اما امسال که فعلاً انتخاباتی در پیش و بالتّبَع تحبیب قلوبى هم نیاز نیست تا به بالا بردن مشارکت مردمى بینجامد، سنگ تمام براى ٩ دى مى‌بایست گذاشت تا مبادا احدى در صدد رفع حصر برآید. خاصّه که اصولگرایان پس از گذشت چهار سال و نیم اسناد و مدارک جدید

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید