لحظه  بروز رسانی 
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

مانا ، بگو سلام مجالي هنوز هست يك آه ، يك

مانا ، بگو سلام مجالي هنوز هست

يك آه ، يك نگاه ، سؤالي هنوز هست

حالا كه آسمان خيالم دو چشم توست

از شوق ديدنت پر و بالي هنوز هست

از ياد رفته اي؟ نه... بجان خودت قسم

هر شب بساط گريه و فالي هنوز هست

از چارشنبه در غم تقويم گم شده ،

‏هر شب عبور گنگ خيالي هنوزهست

چيزي نمانده است برايم ولي ببين

يك آرزوي دور و محالي هنوز هست

ديگر به باغ وسوسه ات سرنمي‌زني؟

شايد كه سيب نارس وكالي هنوزهست

من رنگ چشم‌هاي تو را مي‌برم زياد

اما براي گريه ملالي هنوز هست

هر گريه نذر آمدنت شد نيامدي ،

نه... چشم غم گرفته ولالي هنوزهست‏

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

چشمهایت را ببند ،در دلت با خدا سخن بگو

چشمهایت را ببند ،

در دلت با خدا سخن بگو ،

به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛

هرچه میخواهی بگو ، او میشنود . . .

شاید بخواهی تورا ببخشد ،

یا آرزویی داری ،

شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،

بــگو میشنود . . .

این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن ؛

پــرواز دلـت را حـس خواهـی کـرد . . .

به “تدبیرش” اعتماد کن ،

به “حکمتش” دل بسپار ،

به او “توکل” کن ؛

و به سمت او “قدمی بردار” ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی…

 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

از کودک فال فروش پرسیدم:چه میکنی؟گفت از حماقت انسان ها

از کودک فال فروش پرسیدم:

چه میکنی؟

گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم

اینها از منی که در امروز خودم مانده ام

فردایشان را می خواهند !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

دلم خوش است که مینویسیم …و دیگــران می خـواننــد …و

دلم خوش است که مینویسیم …

و دیگــران می خـواننــد …

و عــده ای می گـوینــد ؛

چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند

و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــ خـوش اســت … !

به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت

بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــ دل بســوزاند

دلمــ خـوش می شــود ..

و لی چــه ســــاده می شـکــنیم …

همــــه چیـــز را…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم 
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم


سوختم اما نه چون شمع طرب دربین جمع 
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم


همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب 
سوختم درپیش مه رویان وبیجا سوختم 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

بامن باش ‎بامن عاشق‎بامن مجنون‎بامنی که نفسم بند شده  به چشمانت

بامن باش ‎
بامن عاشق‎
بامن مجنون‎
بامنی که نفسم بند شده  به چشمانت به نگاهت‎
همین دم را توبامن باش‎
شاید فردایی نباشد
میدانی رفیق . . . .
سردش بود . . .
دلم را برایش سوزاندم . . .
گرمش که شد با خاکسترش نوشت  :
خداحافظ . . .
و رفت . . .

مشاهده همه ی 2 نظر
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

ای روزگار این رسمش نیست

ای روزگار این رسمش نیست.................

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

حالا نگاه کن اگه من دختر بودم به اندازه موهای سر

حالا نگاه کن اگه من دختر بودم به اندازه موهای سر برام لایک میذاشتن اما حالا................

مشاهده همه ی 1 نظر
MIG.MIG
آروم و عادیآروم و عادی
MIG.MIG

دوستان گلم این دوتا پست اخر که پشت سرهمن طراحی

1386007129955024_large.jpg


دوستان گلم این دوتا پست اخر که پشت سرهمن طراحی های خودمه لطفا نظرتونو بدید....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید