لحظه  بروز رسانی 
Neginrahman
Neginrahman
پست شماره 320260282 از Neginrahman
،

{-25-}{-25-}{-25-}

مشاهده همه ی 42 نظر

یه چیزهایی هست که آدم دوست داره فقط با

یه چیزهایی هست که آدم دوست داره فقط با

یه چیزهایی هست که
آدم دوست داره فقط
با یه نفر داشته باشه ،
با یه نفر که اهلش باشه !
حالا بگو در حد یه چایی خوردن... !
با اهلش که باشی ،
دلت هم اهل میشه.
حالت رو به راه میشه.
دوتا اهل که با هم باشن ،
ریزترین چیزا هم از دستشون در نمیره.
ریزهای همدیگرو پیدا میکنن
و به هم
گره اش میزنن .

بــــ ــــهــارنــــ ــارنـــج
مشاهده همه ی 2 نظر
پست شماره 319938465 از

.

بــــ ــــهــارنــــ ــارنـــج
مشاهده همه ی 1 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼِ ﻻﮐﭽﺮﯼ ﻭ ﻭﺭﮊﻥ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻣﺎ

ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼِ ﻻﮐﭽﺮﯼ ﻭ ﻭﺭﮊﻥ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻣﺎ
می زند باران به شیشه-فتعلی اویسی

ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼِ ﻻﮐﭽﺮﯼ ﻭ ﻭﺭﮊﻥ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ
ﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻤﺎﻥ ﺳﻨﺘﯽ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖِ ﺳﺎﺩﮔﯽ
ﺩﻭﺭ ﺯﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﯼ ﻣﺸﮑﻼﺗﻤﺎﻥ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ !
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻫﻔﺖ ﺧﻄﯽ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺘﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﮐﻼﻩ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﮐﻤﯽ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﻣﺤﺒﺘﻤﺎﻥ ، ﻗﻔﻞِ ﺍﺳﺎﺭﺗﻤﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ
ﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﺮﺩﻡِ ﺍﯾﻦ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﺑﯿﺘﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﮐﺴﯽ ﺟﻨﺒﻪ ﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﺳﺎﺩﮔﯽ ، ﺧﻄﺎﯼِ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ
ﻭ " ﺍﺻﺎﻟﺖ "
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭَﺩ
ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ " ﺑﺪ " ﺑﻮﺩ
ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ
ﭼﺎﺷﻨﯽِ ﺣﯿﺎﺗﯽِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ
.

.
روزبخیر

مشاهده همه ی 14 نظر
رویا
عصبانیعصبانی
رویا
.

{-w17-}{-w17-}

مشاهده همه ی 15 نظر
رویا
عصبانیعصبانی
رویا
پست شماره 319936348 از رویا

.

مشاهده همه ی 9 نظر
آرش تنهای تنها (مدیر گروه لاله های سرخ)
ناراحتناراحت
آرش تنهای تنها (مدیر گروه لاله های سرخ)

یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما

یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما

یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما دوره گرد، داد می زد: کهنه قالی می خرم، دست دوم، جنس عالی می خرم، کوزه و ظرف سفالی می خرم، گر نداری، شیشه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست، عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست، اول ماه است و نان در سفره نیست، ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!! سوختم، دیدم که بابا پیر بود، بدتر از او، خواهرم دلگیر بود، بوی نان تازه هوش اش برده بود، اتفاقا مادرم هم، روزه بود، صورت اش دیدم که لک برداشته، دست خوش رنگ اش، ترک برداشته، باز هم بانگ درشت پیرمرد، پرده اندیشه ام را پاره کرد...، دوره گردم، کهنه قالی می خرم، دست دوم، جنس عالی می خرم، کوزه و ظرف سفالی می خرم، گر نداری، شیشه خالی می خرم، خواهرم بی روسری بیرون دوید، گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!

مشاهده همه ی 7 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ، ﺯﻳﺮ ﺳﻨﮕﻴﻨﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻫﻢ، ﻭﻗﻴﺤﻨﺪ

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ، ﺯﻳﺮ ﺳﻨﮕﻴﻨﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻫﻢ، ﻭﻗﻴﺤﻨﺪ

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ،
ﺯﻳﺮ ﺳﻨﮕﻴﻨﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻫﻢ،
ﻭﻗﻴﺤﻨﺪ
ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺣﻴﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ
ﻭ ﺁﺑﺮﻭ ﺭﺍ ﻗﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
و مصداق بارز
رابطه پنهانی در عمق
با هرگونه ادم و حشرو حشم
هستند
ولی
ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ،
ﺑﺎ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﯽ
ﻣﻮﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﺠﻴﺐ و خوب
ﻭﻗﺎﺣﺖ ﻭ ﻧﺠﺎﺑﺖ ﺩﺭ ﺫﺍﺕ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﺳﺖ
ﻣﻦ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ
ﻛﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺷﺒﻴﻪ ﺧﺪﺍﺳﺖ
ﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺷﺒﻴﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﺵ ﺷﺒﻴﻪ ﺍﺑﺮﻳﺸﻢ،
ﻭ ﻟﺒﻬﺎﺵ ﺷﺒﻴﻪ ﻛﻨﺪﻭ،
ﻭ ﻭﻗﺎﺭﺵ ﺷﺒﻴﻪ ﺁﺏ
ﻭ ﻧﺠﺎﺑﺘﺶ ﺷﺒﻴﻪ ﻣﺎﻩ
حرف که میزند
باد از شمال می‌وزد
و پرندگان
از جنوب باز می‌گردند ..!

ویرایش متن
اشکان م
.
شبتون آرام

مشاهده همه ی 17 نظر
saraaaa
شیطونشیطون
saraaaa
پست شماره 319833720 از saraaaa

مشاهده همه ی 3 نظر