افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
حمید
ناراحتناراحت
حمید

مشاهده همه ی 1 نظر
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...

ادامه..

چک سفید امضاء

در واقع هاشمي ، تعبير ويژه رهبري در آخرين روزهاي مسئوليتش را مبني بر اينكه "هيچ كس براي من مثل هاشمي نمي شود " فراموش كرد و خاتمي هم  از ياد برده بود كه بيشترين حكم حكومتي در دوران دولت او از رهبري گرفته شده است (ديدار رهبري با نمايندگان ستاد كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري در خرداد 88 ) . آنان كماكان مخالف بودند كه تبلور خاص آن در قضاياي فتنه 88 قابل نمود بود .

با روي كار آمدن دولت اعتدال همان سياست توسط رهبري دنبال شد :

"من عقيده‌ام اين است كه از همه‌ي دولتها و از جمله دولتي كه منتخب است و ان‌شاءالله تا يكي دو هفته‌ي ديگر رسماً تشكيل و مشغول كار خواهد شد، بايد حمايت كرد، بايد كمك كرد، بايد همكاري كرد. " ( 6 مرداد 92 ديدار با دانشجويان )

ايشان با تاكيد بر سياست دائمي حمايت از دولت ها ، در حالي كه حب و بغض ها با گردش مسئوليت اجرايي فروكش كرده و فضا را براي زدودن گرد مظلوميت از سيماي صبورشان مهياتر از هميشه هست ، آنچه را كه عده اي در طول هشت سال نمي شنيدند مجددا بازگو كردند :

"اين را همه بدانند، بنده دولت را حمايت ميكنم. من از همه‌ي تواني كه در اختيارم هست استفاده خواهم كرد براي كمك به دولت؛ دولت را تأييد ميكنم، حمايت ميكنم، مثل همه‌ي دولتهاي گذشته. نسبت به مسئولان بلندپايه‌ي دولت -  آنهايي كه ميشناسم - اعتماد دارم. همه‌ي دولتهايي كه بعد از انقلاب سر كار آمدند، دولتهاي منتخب مردمند و بنده در همه‌ي اين دوره‌ها - آن‌وقتي كه مسئوليّت داشتم - از همه‌ي اين دولتها حمايت كردم. همه‌ي دولتها هم نقاط مثبتي دارند، [هم] نقاط منفي‌اي دارند؛ هيچ دولتي نيست كه بگويد من همه‌ي نقاطم مثبت است يا كسي بگويد همه‌ي نقاطش منفي است؛ نه، مثبت و منفي مخلوط است. البتّه نسبت به دولتهاي گذشته، بهتر اين است كه نقد به صورت كارشناسي انجام بگيرد؛ نقد در منبرهاي عمومي خيلي مصلحت نيست؛ نسبت به دولت كنوني هم نقد بايد منصفانه، محترمانه، دلسوزانه باشد؛ به معناي مچ‌گيري، به معناي اذيّت كردن نباشد . "( 16 تير 93 مسئولان نظام)

در نهايت وضعيت ويژه در دوران اعتدال ، عبارت است از فشار تحريم ها ، بيشينه شدن فشار بر حلقه هاي محور مقاومت در منطقه و نيز ايجاد تفكر غالب گرايش به سازش با غرب در برخي نخبگان ، مسئولين و مردم ، لذا  براي غلبه بر چالش ها و نيز افزايش بصيرت عمومي نسبت به تبعات سازش با غرب ، علاوه بر حمايت هاي جاري ، خيلي زود اولين اختيار خاص براي دولت اعتدال رقم مي خورد ، يعني تغيير يكي از خطوط قرمز نظام كه عبارت است از مذاكره مستقيم با امريكا در سطح وزير امور خارجه !

علاوه بر آن در طول بيست سال نامگذاري سالها در دوران زعامت آقا براي اولين بار عنوان "همدلي و همزباني مردم و دولت " انتخاب مي گردد و حتي در گذشته مضامين مشابهي با اين صراحت هم بكار نرفته است و شايد نزديك ترين مضمون ها اتحاد ملي و همبستگي ملي است كه به صورت كلي مطرح شده است .

ايشان در بيان مناسبات دولت و منتقدين ضمن بيان چهارچوب نقد و نيز حقوق منتقدين طرف ها را از برخوردهاي خشم آلود و اهانت برحذر مي دارند :

" البتّه هر دولتي منتقديني دارد، اين دولت هم منتقديني دارد، دولتهاي قبلي هم هركدام انتقادكنندگاني داشتند؛ تا اينجاي قضيّه هيچ اشكالي ندارد. كساني هستند كه اين روش را قبول ندارند، اين رفتار را قبول ندارند، اين حرف را قبول ندارند، اين سياست را قبول ندارند؛ اينها منتقدند و انتقاد ميكنند، مانعي ندارد؛ امّا انتقادها بايد در چهارچوب منطقي باشد. خود بنده هم به دولتهاي گوناگون انتقادهايي داشتم، اين انتقادها را همواره هم تذكّر داده‌ام، در هيچ موردي از آنچه به نظر من عيب بوده و جاي انتقاد بوده است، از تذكّر خودداري نكردم؛ منتها اين تذكّرات را در وضع مناسب و در موقعيّت مناسب و با شكل مناسب داديم؛ يا پيغام داديم، يا حضوري گفتيم، يا اصرار كرديم. تذكّر‌دادن هيچ اشكالي ندارد امّا اين تذكّر بايستي جوري باشد كه اعتماد عمومي را از كساني‌ كه مسئولند و مشغول كارند، سلب نكند؛ تذكّر دادن بايد جوري باشد كه موجب بي‌اعتمادي عمومي نشود، اهانت وجود نداشته باشد و روشهاي خشم‌آلود وجود نداشته باشد؛ همه با برادري اسلامي به مسئله‌ي ارتباطِ ميان دولت و ملّت نگاه كنند و با آن شيوه ‌رفتار بكنند. " (1 فروردين 94)

اما سخن آخر را ايشان در حرم امام رئوف بيان كردند :

"من اين را صريحاً به ملّت عزيزمان عرض ميكنم – قبلاً هم گفتم – من از همه‌ي دولتها در دوران مسئوليّت خودم حمايت كردم؛ از اين دولت هم حمايت ميكنم. هرجا هم لازم باشد تذكّر ميدهم؛ البتّه چك سفيد امضا هم به كسي نميدهم. " (1 فروردين 94)

شايد بتوان موضع ايشان در ديدار با معلمان مبني بر اينكه " با مذاكره زير شبح تهديد موافق نيستم" را در همين چهارچوب ارزيابي كرد .




برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...

ادامه...

چک سفید امضاء

دولت : سازندگي

تعداد سفر : 11

نام استان ها : مازندران ، ايلام ، لرستان ، بوشهر ، چهار مهال ، آذربايجان شرقي، كهكلويه ، مازندران ، آذربايجان غربي ، خوزستان ، هرمزگان

دولت : اصلاحات

تعداد سفر : 15

نام استان ها : هرمزگان ، مازندران ، جنوب خراسان ، اردبيل ، مركزي ، خراسان ، قم ، گيلان ، اصفهان ، همدان ، سيستان ، زنجان ، قزوين ، بم ، همدان ، كرمان ،

دولت : مهرورزي

تعداد سفر : 8

نام استان ها : سمنان ، يزد ، مشهد ، فارس ، كردستان ، قم ، كرمانشاه ، خراسان شمالي

در دولت مهرورزي ، باز هم مقام معظم رهبري همان خط كلي را ضمن استناد به روش امام دنبال نمودند . اما همچنان كه خرابي هاي جنگ در دوران سازندگي و همچنين اولويت توسعه سياسي نسبت به توسعه اقتصادي و غفلت از معيشت مردم موجب كمكِ خاص رهبر انقلاب به دولت هاي قبل شد ، اينبار گفتمان ارزشي و انقلابي دولت به تعبير رهبر معظم انقلاب موجبات حمايت گرمتر انسان از دولت را فراهم مي آورد :

" وظيفه‌ي بنده هم اين است كه قدرداني كنم و به خاطر همين خصوصيات، از دولت حمايت كنم. البته حمايت از دولت، مخصوص اين دولت نيست؛ بنده هميشه از دولتها حمايت كرده‌ام؛ امام هم (رضوان اللَّه تعالي عليه) در هر برهه‌اي، از دولتها و رؤساي قوه‌ي مجريه و مسئولين دولتي حمايت ميكردند. دليلش هم واضح است. چون عمده‌ي بار اداره‌ي مديريت كشور بر عهده‌ي قوه‌ي مجريه است و نظام بايد از قوه‌ي مجريه، از رئيس‌جمهور، از مسئولين و از وزرا، حمايت كند. امام هم حمايت ميكردند؛ بنده هم در دوره‌هاي گذشته هميشه حمايت ميكردم. منتها خب، اين خصوصياتي كه عرض كرديم، موجب بشود كه انسان گرمتر حمايت كند و در اين قدرداني و حمايت، دلگرمتر اقدام كند."

نكته مغفول در اين ميان حفظ گفتمان انتقادي و توجه دادن به نقاط ضعف و نقص هاي اين دولت است كه از ديد بسياري از رقبا و مخالفين دولت مهرورزي مخفي ماند :
"
البته اين به معناي چشم بستن بر ضعفهاي دولت هم نيست. بالاخره شما هم بشريد، نقص داريد، ضعفهايي هم داريد؛ كارهايي را ميخواسته‌ايد انجام بدهيد، ولي انجام نگرفته؛ كارهايي را به فكر نبوده‌ايد و به ذهنتان نبوده، بايد متوجه آنها بشويد و انجام بدهيد؛ كه در جلسات خصوصي با آقاي رئيس‌جمهور و با بعضي از مسئولين ديگر و در بسياري از جلسات عمومي - مثل همين ديدارهاي دولت و غيره - هم گفته شده. البته آن حمايت هم بجاي خودش محفوظ است و هست. " ( ديدار با هيات دولت ، شهريور 87)

نكته جالب مورد نظر رهبري اين است كه ايشان در تبيين نقد از دولت ها ، تبليغ ناكارامدي دولت ها را تخطئه مي نمايند . در واقع شرايط خاص اين دوران همان حملات سنگين گروه هاي سياسي به دولت وقت است كه موجب مي شود حمايت رهبري شكل خاصي به خود بگيرد :

" كمك به دولت، كمك به كشور است؛ از هر جناحي ميخواهد باشد. همه‌تان يادتان هست، ديديد كه دولتهاي مختلف از زماني كه بنده اين مسئوليت را داشتم، مورد حمايت من بودند. اين معنايش اين نبوده كه من با سياستهاي آن دولتها در همه جا موافق هستم، نه؛ تصريح هم ميكردم و ميگفتم كه با بعضي از سياستهايشان در زمينه‌هاي مختلف موافق نيستم؛ اما كليت دولتها را من هميشه حمايت كرده‌ام. اگر عقيده‌شان هم اين است، اين عقيده را بايست به يك نحوي به گوش خود مسئولان دولتي يا مسئولاني كه ميتوانند اثرگذار باشند، برسانند؛ اما تبليغِ ناكارآمدي دولت را در بين مردم كردن، آن هم غيرمنصفانه، صحيح نيست. اگر واقعيت هم ميداشت، نبايد به شكل تبليغاتي و داد زدنِ بر سر كوچه و بازار ظاهر ميشد؛ چه برسد به آنجايي كه واقعيت هم ندارد و غيرمنصفانه است. " ( 18 مهر 85 ديدار با كارگزارن نظام )

البته رسانه هاي معاند بعضا رهبر انقلاب را به جانبداري شخصي از دولت متهم مي نمودند كه ايشان با تعبير "جعل و ابداع معناي نادرست" ضمن اشاره تلويحي به اين شبهه ، بدان پاسخ دادند :

" بنده گاهي از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضي سعي ميكنند براي اين كار معناي نادرستي جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتي بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانه‌اي ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطي به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بي‌انصافي است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفه‌اي است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتي نيست. بنده از هر حركت خوبي، از هر اقدام خوبي، از هر پيشرفتي، از هر خدمتي به مردم، از هر دلجوئي اي از محرومين، از هر ايستادگي اي در مقابل ظلم و استكبار استقبال ميكنم و از آن كسي كه اين كار را كرده است، تشكر و سپاسگزاري ميكنم؛ هر دولتي باشد، هر شخصي باشد؛ اين وظيفه‌ي من است." (1 فروردين 88 سخنان در حرم امام رضا)

در مجموع رهبري به خاطر ادامه خطِ حمايت از دولت ها در دوران دولت مهرورزي ، بيشترين هزينه را دادند .

مخالفان دولت فراموش كرده بودند كه در دوران آنها هم تعابير ويژه و حمايت هاي متناسب با نياز زمانه صورت گرفته است .

ادامه دارد..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...

ادامه..

چک سفید امضاء


بعد، دولت شهيد رجايي آمد؛ باز هم امام حمايت كردند. قبل از آنكه دولت شهيد رجايي تنظيم شود، حكومت بني صدري بود و بعد از او، دولتي كه زمان ما بود. در تمام دوره‌ها، امام، رضوان‌اللَّه‌عليه، از كسي كه مسئول و رئيس دولت بود، حمايت كردند. هر دولتي كه سرِ كار بود و هر نخست وزيري كه سرِ كار بود، امام بدون هيچ تفاوتي حمايت كردند. البته گاهي هم به دولتها اعتراض داشتند. در زمان خود ما، گاهي به دولت اعتراض داشتند كه يا به وسيله بنده به آن تذكّر ميدادند و يا خودشان مستقيماً اعتراضشان را به آن، منعكس ميكردند. ايشان در عين تذكّر دادن، از دولت حمايت ميكردند؛ يعني عيوبي را كه به نظرشان ميآمد، به طور خصوصي و محرمانه تذكر ميدادند، اما در ملاء عام و در برابر افكار عمومي، از هر دولتي كه بر سرِ كار بود، پشتيباني ميكردند. "

در ادامه با توجه دادن به خلاف گويي يك نماينده بر ضد دولت در تريبون مجلس ، تلويحا مردم را از راي دادن به چنين افرادي بر حذر داشتند . اين نكته زماني اهميت دارد كه برخي نمايندگان مجلس ، بعدها نه بر خلاف دولت بلكه بالاتر از آن بر خلاف نظام و ولايت(مجلس ششم) و بر عليه حماسه نه دي (مجلس نهم ) به خلاف گويي پرداختند .

"همه به خوبي ميدانيد كه اگر حضرت امام در اين زمان بودند، چقدر از اين دولت حمايت ميكردند. آن وقت مردم رأي بدهند، نماينده به مجلس بفرستند و آن نماينده، با استفاده از امكانات مجلس و از تريبون آن، عليه دولت سخن بگويد؟ دروغ بگويد و دروغ بنويسند؟ " (7 فروردين 71 نماز جمعه )

در مجموع در اثر حمايت از دولت هاشمي خصوصا به خاطر شرايط خاص كشور يعني خرابي هاي بعد از جنگ ، تقريبا فضاي نقد جدي در كشور نسبت به دولت وجود ندارد(البته بخشي نير متاثر از عملكرد اختناقي خود دولت بود ) و نظام در مهيا كردن چنين شرايطِ بدون تعارض و آرامي براي دولت ، كم هزينه نداد .

زيرا در اثر اتخاذ اين سياست ، بسياري از نقاط ضعف هاي دولت وقت هم به پاي نظام نوشته شد و همين امر زمينه روي كار آمدن گفتمان متفاوتي را بعد از آن به وجود آورد كه البته هاشمي هم با رندي به روي كار آمدن جريان اصلاحات كمك كرد . (آخرين نماز جمعه قبل از انتخابات خرداد 76)

در دوره بعد با روي كار آمدن دولت اصلاحات خط كلي رهبري در حمايت از مسئولان باز هم ادامه پيدا نمود .

" همه بايد دولت را تقويت كنند؛ همه بايد پشتيباني كنند. مسؤوليت اداره امور كشور، امر كوچكي نيست، بار سبكي نيست، بار سنگيني است. مسؤولين كشور در مقابل اين بارهاي سنگيني كه تحمّل ميكنند، از ما چه ميخواهند؟ واقعاً اگر ما، مسؤولين و رؤساي محترم قواي كشورمان را با نظايرشان در دنيا مقايسه كنيم، با توقّع كم، بااخلاص، باعلاقه و با دلسوزي، اين بارهاي سنگين را بر دوش گرفته‌‌‌اند و كار انجام ميدهند. " (27 فروردين 77)

رهبري انقلاب در بياني متناسب با گفتمان وقتِ حاكم بر كشور ، يكي از حدود حمايت از دولت را مراعات قانون توسط آن دانسته و بدين ترتيب بر محدود نبودن آن تاكيد مي نمايند :

" البته كسي كه در اين ميان، حائز اكثريت آراء خواهد شد، رئيس جمهورِ همه ملت ايران است؛ فقط رئيس جمهورِ آن كساني كه به او رأي داده‌اند، نيست. يعني همه ملت ايران بايد او را رئيس جمهور بدانند و خودشان را موظّف بدانند كه مقام رياست جمهوري او را حفظ كنند و شأن او را نگه‌دارند. البته او هم بايد متقابلاً خود را موظّف بداند كه حقوق همه آحاد مردم را - چه آنهايي كه به او رأي دادند، چه آنهايي كه به او رأي ندادند، چه آنهايي كه رقيب انتخاباتي او بودند - رعايت كند. ساز و كار قانوني، اين است. البته كسي كه انتخاب شود، مورد حمايت رهبري هم خواهد بود. از اوّل انقلاب هم تا به حال همين‌گونه بوده است. رئيس‌جمهور مورد حمايت رهبري است، براي اين‌كه بتواند كارهاي خودش را انجام دهد. تا آن‌جايي كه خلاف قانون نباشد، به او كمك ميشود تا بتواند كارهاي خودش را انجام دهد و پيشرفت كند." (28 ارديبهشت 80 نماز جمعه)

بايد گفت در دولت خاتمي حمايت ها شكل متفاوت تري داشت و رهبري در برهه هايي به دليل ضعف اجرايي دولت ، عملا به بر دوش كشيدن بخشي از وظايف دولت پرداختند چرا كه اولا در آن بازه زماني مسائلي مثل كاهش قيمت نفت ، زلزله بم ، درگيري نظامي با طالبان و گسترش توليد و توزيع مواد مخدر در افغانستان تجربه شد و علاوه بر آن به خاطر توسعه سياسي و ولنگاري فرهنگي و سياست زدگي در بخش هايي از دولت و همچنين شورش هاي "شبه دانشجويي" سالهاي 78 و 81 ، عملا كارهاي مربوط به معيشت و مشكلات مردم بر زمين گذاشته شد و شخص رهبري با سفرهاي استاني خود به دنبال حل بسياري از مسائل مردم بودند ، كما اينكه در دولت اعتدال به دليل سرباز زدن مسئولين مربوطه ، بارِ اتخاذ مواضع عزتمندانه در برابر استكبار ، خصوصا در مسئله هسته اي را يك تنه بر دوش مي كشند .

با مراجعه و مطالعه آماري در سايت آقا در مي يابيم كه بيشترين سفرهاي استاني رهبري براي حل مشكلات مردم در استانها در دوران اصلاحات انجام شد .

ادامه دارد..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...

چک سفید امضاء

"ضمن تبريك به ملت بزرگ ايران اسلامي و قدرداني از .... ، رجاء واثق دارد با استمرار رهنمودهاي آن رهبر عظيم‌الشان مراحل آتي مذاكرات نيز در مسير سلامت و صلاح دولت و ملت تداوم خواهد يافت. "

آنچه خوانديد بخشي از پيام تبريك سرلشكر فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح بود كه پس از بيانيه لوزان اعلام گشت و چيزي شبيه آن نيز توسط بخشي از ائمه جماعات ، فرمانده سپاه پاسداران و . . . صادر شد . پيام هايي كه با سرزنش مقام معظم رهبري در ديدار با مداحان كشور مواجه و تلويحا از سوي ايشان تخطئه گشت . اما چرا چنين اختلاف نادري در تحليل ، كه تقريبا بخشي از خواص سياسي مهم كشور را شامل مي شود با تحليل رهبري هويدا گشته است ؟

گذشته از تعجيل و بي صبري در موضع گيري و نيز تمايل ذاتي انسان به حضور در گروه برنده (كه شايد نوعي حب نفس باشد و البته هركس بايد خود به درون خويش مراجعه و آن را يافته و علاج نمايد و نمي شود به راحتي از يبرون افراد را متهم به آن كرد) با كنكاش در محتواي پيام ها در مي يابيم كه در مواردي شعار سال "هم زباني و همدلي " به صراحت ذكر شده يا به عنوان شاهد مدعا بيان گشته است . كساني چون سردار جعفري و آيت الله علم الهدي به صراحت در پيام خود به نامگذاري سال و لزوم حمايت از دولت اشاره نمودند . البته اينكه شعار سال به صورت ضمني در سوق دادن افراد مذكور به چنين تحليلي موثر بوده باشد ، چندان دور از واقعيت به نظر نمي رسد و شايد اگر آنان پس از اعلام پيام نوروزي رهبر انقلاب ، مطالعه كوتاهي در سابقه حمايت ايشان از دولت ها مي كردند ، ضمن رسيدن به درك واقعي تر ، دچار زاويه انحراف كمتري در تحليل با آقا مي شدند .

شايد اولين حمايت هاي آقا در دوران رهبري از مسئولين نظام به مرداد 68 يعني حدود كمتر از دو ماه از زعامتشان بر مي گردد كه البته ايشان در بياني هوشمندانه اين رابطه را دو طرفه ذكر كرده و وظايف متقابل مسئولين را متذكر شدند :

" اين طور نباشد كه مردم احساس كنند كه حالا ديگر بحمداللَّه كارها تمام شد و هر كسي سراغ كار خود برود. نه ، صحنه را نبايد خالي كرد. ملت، نبايد حمايت از نظام و مسئولان و مجريان و مديران كشور را، يك لحظه فراموش كند. البته، مسئولان و مديران هم، در قبال اين ملت وظايف زيادي دارند كه بيان و ذكرش، جاي خود را دارد و مسلّم است." (11 مرداد 68 )

تقريبا حدود 16 ماه بعد ايشان در ديدار كارگزاران ضمن استناد به مشي امام در حمايت از مسئولين ، آن را مرتبط با جايگاه آنان دانسته و نه مربوط به شخص خاصي !

" همه موظفند كه به كارگزاران كشور و بخصوص به دولت ، كمك كنند. اين، يك وظيفه است. اين، همان حرفي است كه امام در طول نزديك به يازده سال امامت پُربركت و رهبري استثنايي خود، هميشه گفتند. عجيب اين است كه نگاه نميكردند در رأس دولت كيست. يك وقت بنا بود كه نخست‌وزير معرفي كنيم. ايشان به من فرمودند، هر كس كه از مجلس بيرون بيايد، من از او حمايت و دفاع خواهم كرد. نميدانستند كه چه كسي بيرون مي‌آيد؛ ولي گفتند هر كس كه بيايد و هر دولتي كه تشكيل بشود، از او حمايت ميكنم."

و سپس دليل اساسي آن را هم كه بارها بعد از آن در سخنراني هاي ديگر تكرار شد ، بار سنگين اجرايي كشور بر دوش دولت دانستند . اين در شرايطي است كه كشور درگير بازسازيويراني هاي بعد از جنگ است و آقا حمايت از دولت وقت (سازندگي) را وظيفه همه طيف ها مي دانستند :

" اساسي‌ترين بارها، بر دوش دولت است . لذا همه وظيفه دارند كه از دولت حمايت بكنند. اين، يك توقع زياد نيست. هر كس و از هرجا كه هستيد، در هر بخشي كه كار ميكنيد، از هر خطي كه هستيد، عواطف سياسي و آرزوها و احساسات شما هرچه كه هست - كه همه‌ي آنها هم خوب است؛ عواطف و احساسات كه چيز بدي نيست - سلايقتان هرچه كه هست - حالا يك خرده بهتر، يك خرده بدتر، يك خرده درست‌تر؛ هر كسي نظري دارد - فرقي نميكند، همه موظفند كه كار و تلاش كنند و از دولت و دستگاههاي مسؤول حمايت نمايند، تا گره ها باز گردد، مشكلات برداشته شود و انقلاب درخشندگي و تابناكي خود را حفظ كند." (14 آذر 69 ديدار كارگزاران نظام)

دعوت به اين امر (حمايت همه گروه ها از دولت ) چيزي بود كه از طرف رئيس دولت سازندگي ، 15 سال بعد وقتي كه دولت مهرورزي بر سر كار آمد فراموش شد و وي از همان روزهاي اول (تابستان 84) به محور مخالفت با دولت احمدي نژاد تبديل گشت .

اما شايد جالب ترين اظهارنظر آقا در دوران سازندگي مربوط به فروردين 71 است . ايشان ضمن استناد مجدد به مشي امام و بيان تاريخچه آن ، چنين رويكردي را نافي نقد و اعتراض به دولت ها ندانسته و در زمان امام مسبوق به سابقه دانستند :

"ببينيد در طول يازده سال زندگي مباركِ امام در دوران انقلاب، چند دولت سرِ كار آمد؟ امام از همه دولتها حمايت كردند. از »دولت موقّت« حمايت كردند. بعد، دولت شهيد رجايي آمد...ادامه دارد..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...
...یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ...

دکتر آمریکایی

[د(دبه) + ك(كردن هاي) + ت( تاريخي)+ر( رئيس جمهورهاي) ] آمريكايي = دكتر آمريكايي

اگر زياده خواهي را مرض استكبار تصور نمائيم ، تمكين در برابر آن هميشه به صورت مستقيم مهيا نخواهد بود ، لذا داروي شافبخشِ تجويزي توسط سران استكبار در چنين مواقعي ، دادن وعده هاي فريبنده و دريافت امتيازهاي نقد و سپس بد عهدي و دبه كردن در برابر طرف مقابل است . فهرست زير برخي از اين بدعهدي ها يا به قولي دبه كردن هاي طرف امريكايي با كشورهاي مختلف منطقه آسيا و آفريقا است تا شايد سياهه نسخه دكترهاي آمريكايي موجب تيزبيني بيشتر برخي گردد اگر چشم هاي بينايي وجود داشته باشد :

  • بدعهدي و دبه كردن در ارائه قطعات هواپيما به ايران مطابق توافق ژنو (2014 ، اوباما )
  • دبه كردن در تحويل زيردريايي به تايوان پس از سيزده سال و در نهايت اقدام سران تايوان به ساخت زيردريايي بومي ( 2001 ، كلينتون)
  • بدعهدي و دبه كردن در توافق هسته اي ايران با دو كشور برزيل ، تركيه به نيابت از آمريكا(2009 ، اوباما)
  • بدعهدي در دادن تسليحات به دولت عراق براي مقابله با تروريست (2014 ، اوباما )
  • بدعهدي و دبه كردن آمركايي ها در بازگرداندن برخي آثار هنري و باستاني به ايران (2009، اوباما)
  • دبه كردن در اعطاي كمك يك ميلياردي و بخشودگي يك ميلياردي دولت مصر (2011، اوباما) كه موجب انتقاد جان كري از كنگره شد .
  • بدعهدي و دبه كردن در موضوع آزادي گروگان هاي آمريكايي در لبنان و آزادي دارايي هاي ايران در برابر آن (خاطرات محمد جواد ظريف ، 1991 ، بوش پدر)
  • بدعهدي در تحويل "لطيف محسود" به افغانستان و ارتقاي طالبان از دشمن امنيتي به مخالف سياسي (2013 ، اوباما)
  • بدعهدي در افشاي قضيه مك فارلين به نقل از هاشمي رفسنجاني (1986، دونالد ريگان)
  • استفاده از منافقين در عراق و سپس بدعهدي در برابر وعده هاي پوشالي به آنان (به نقل از رجوي ، 2013 ، اوباما)
  • بد عهدي نسبت به گورباچف علي رغم گرايش وي نسبت به غرب و كمك به سقوط وي در برابر يلتسين (1990 ، بوش پدر)
  • بدعهدي در برابر ليبي پس از همكاري كامل با آمريكا در خلع سلاح و برچيدن برنامه هسته اي و عدم اجراي تفاهم نامه هاي اقتصادي با ليبي (2004 ، جرج بوش)
  • بدعهدي و دبه كردن در اعمال تحريم هاي جديد بر ضد ايران پس از امضاي توافقنامه اقدام مشترك (2014 ، اوباما)
  • عدم پايبندي به كمك هاي مالي و دبه كردن در ساخت نيروگاه برق هسته اي آب سبك در كره شمالي پس از تعطيلي برنامه هسته اي اين كشور (2005 ، جرج بوش)
  • بدعهدي در برابر رئيس جمهور يمن (منصو هادي) و عدم حمايت از عزل عناصر رژيم قبل (2013، اوباما)

آيا در ادامه اين ليست بر سوابق بدعهدي هاي اوباما نسبت به ايران افزوده خواهد شد ؟


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نرگس سادات(مادرم زهرا )
آروم و عادیآروم و عادی
نرگس سادات(مادرم زهرا )

دل بــســـپــار...

به آتشی که نمى سوزاند

" ابراهیم " را

و دریایى که غرق نمی کند

" موسى " را

نهنگی که نمیخورد

"یونس"را

کودکی که مادرش او را

به دست موجهاى " نیل " می سپارد

تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم

قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند  اگر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشفعی لی یا فاطمه(مدیرگروه طلبه ها)
اشفعی لی یا فاطمه(مدیرگروه طلبه ها)

                                         (بسم الله الرحمن الرحیم)


عارف گرانمایه و استاد بزرگوار حاج شیخ عبد القائم شوشتری دام ظله العالی می فرمودند: آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه، سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»[1] را به طور مستمر می خواند.

images?q=tbn:ANd9GcR_eDH_B7YrgCfBR6i0XLN

گویا قلب مبارک حضرت از این غیبت طولانی گرفته که تا اذان صبح این آیه شریفه را می خواند؛چرا که مضطر واقعی خود اوست.هنگام اذان صبح جبرئیل به خدمت حضرت می آید و سر مبارک حضرت را از سجده بر می دارد و می گوید:«ای حجت خدا،از این حالت ملائکه ی الهی به گریه افتادند،برخیز که خداوند دعایت را مستجاب و فرج را امضاء نمود.»[2]

مولا بخوان تو آیه ی «أمَن یُجیب» را
زیرا که می رسد به اجابت دعای تو
اول بیا مدینه و بنما که در کجاست
گم گشته قبر مادر درد آشنای تو

 ما هم به یاری امام زمان خود بشتابیم و از هم اینک در سجده های خود آیه ی«أمَن یُجیب...» را برای فرج حضرتش بخوانیم.

پی نوشتها:
1.نمل/62
2.به نقل از کتاب شریف نوائب الدهور،علامه میر جهانی و بحار الانوار،ج51،ص48

مشاهده همه ی 12 نظر
parisa
آروم و عادیآروم و عادی
parisa

آب هم قصد طواف حرمت را داشته..
افسران - آب هم قصد طواف حرمت را داشته..
امام رضاجانم

از چنین بارندگی در مشهدت فهمیده ام

آب هم قصد طواف حرمت را داشته..

مشاهده همه ی 1 نظر