لحظه  بروز رسانی 
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

نوین #زالو 🔆 شرکت نوین زالو آماده ارائه خدمات زیر

نوین #زالو 🔆 شرکت نوین زالو آماده ارائه خدمات زیر

نوین 🔆
شرکت نوین زالو آماده ارائه خدمات زیر به هم وطنان می باشد:
۱- راه اندازی فارم زالو بصورت مکانیزه و انحصاری( با بهره وری دوبرابر محصول در محیطی ایده آل با طراحی نوین)
۲-مشاوره و آموزش پرورش زالو
۳-فروش زالو در دو سایز 💉💊و 🎨
تلفن تماس: 09380687414
آدرس سایت: novinzaloo.ir

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

شِکفتی همچو گل در بازوانم درخشیدی چو می در جام

شِکفتی همچو گل در بازوانم درخشیدی چو می در جام




شِکفتی همچو گل در بازوانم
درخشیدی چو می در جام جانم
به بال نغمه ی آن چشم وحشی
کشاندی تا بهشت جاودانم
(فریدون مشیری)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

سوار تاکسی شدم کرایه دادم باید صد تومن بهم میداد

سوار تاکسی شدم کرایه دادم
باید صد تومن بهم میداد ولی خورد نداشت







گفت بجاش در رو محکم ببند {-w52-}{-w23-}{-w23-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

دوش سیلاب خیالت ، میگذشت ازخاطرم خانهٔ دل بر سر ره

دوش سیلاب خیالت ، میگذشت ازخاطرم
خانهٔ دل بر سر ره بود ، ویران‌ کرد و رفت
   (بیدل دهلوی)

مشاهده همه ی 1 نظر
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری

آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری
دلم آن سوی زمان

با تو آیا دارد
ــ وعده ی دیداری ؟

ــ چه شنیدم ؟
تو چه گفتی ؟
ــ آری ؟!

در شبان غم تنهایی خویش،
عابد چشم سخنگوی توام .
من در این تاریكی،
من در این تیره شب جانفرسا،
زائر ظلمت گیسوی توام .

شكن گیسوی تو،
موج دریای خیال .
كاش با زورق اندیشه شبی،
از شط گیسوی مواج تو، من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می كردم .
كاش بر این شط مواج سیاه،
همه عمر سفر می كردم .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

بی تو در می یابم، چون چناران كهن از درون تلخی

بی تو در می یابم،
چون چناران كهن
از درون تلخی واریزم را.
كاهش جان من این شعر من است .

آرزو می كردم،
كه تو خواننده شعرم باشی .
- راستی شعر مرا می خوانی ؟ -
نه، دریغا، هرگز،
باورم نیست كه خواننده شعرم باشی .
- كاشكی شعر مرا می خواندی !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mobin
خوشحالخوشحال
mobin

باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا

باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست،
رو به آن وسعت بی‌واژه که همواره مرا می‌خواند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید