لحظه  بروز رسانی 
hosein
hosein

هیچوقت دیوانه وار عاشق کسی نباش سعی کن صادقانه دوست

هیچوقت دیوانه وار عاشق کسی نباش
سعی کن صادقانه دوست داشته باشی
تا اگر نامردانه رهایت کرد تو ناعادلانه
ویـران نـشـوی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hosein
hosein

برای نوشیدن یک چای با تو؛ دیر رسیده ام. برای خندیدن

برای نوشیدن یک چای با تو؛ دیر رسیده ام.... برای خندیدن با تو نان صبحانه را با تو قسمت کردن.... و یا منتظر بودنت ؛ پشت پنجره ی خانه دیر رسیدم....
سهم من و تو از تمام جهان، .یک قلب قرمز مجازی ، بیشتر نشد؛ و یک درود و احسنت و سکوت خجالتی؛ .. و شاید ؛ چندخط یادگاری در پِیج هم؛ که به اندازه ی عشق ما؛ بی صدا لایک می خورَد... و از یاد می رود... .
امید را ببین! دیدنی ست... و امروز؛ برای ما عزیز؛ روز دیگری است.... . .
بی فضای مجازی؛ کمی مهربان باش!
بی فضای مجازی؛ دوستت دارم.....

چیستا_یثربی

مشاهده همه ی 7 نظر
hosein
hosein

در هوایت بی‌قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم

در هوایت بی‌قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم

در هوایت بی‌قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل از عاشقان می‌خواستند
جان و دل را می‌سپارم روز و شب

تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب

می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب

ساقیی کردی بشر را چل صبوح
زان خمیر اندر خمارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر
همچو اشتر زیر بارم روز و شب

تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه دارم روز و شب

چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب

جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب

تا به سالی نیستم موقوف عید
با مه تو عیدوارم روز و شب

زان شبی که وعده کردی روز بعد
روز و شب را می‌شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

مشاهده همه ی 6 نظر
hosein
hosein

قشنگ ترین آدمای دنیا نه چشم رنگیان نه چشم

قشنگ ترین آدمای دنیا نه چشم رنگیان نه چشم

قشنگ ترین آدمای دنیا
نه چشم رنگیان نه چشم درشتا !
نه اونا که چال رو لپشونه نه اونا که پوستشون صافه،
نه اونا که قدشون بلنده و... !
اینا هیچکدوم قشنگرینها نیستن ..!
قشنگترینها،
مهربون ترین هان ..!
اونایی که بلدن بین غرور و عشق
دستشونو سمت عشق دراز کنن ...!
اونایی که میدونن چجوری قلبتو مال خودشون کنن ،
اونایی که زبونشون به عشق میچرخه ،
اونا که عزیز بودن آدمهای دور و برشونو
بهشون متذکر میشن،
باعث حال خوب دنیا میشن ...!
قشنگ ترینها،
خوش اخلاق ترین ها و مهربون ترینان ...!
نسبت قشنگی آدمها
رابطه مستقیم داره با زلالی قلبشون !
اونایی که حتی اگه قلبت آهنی باشه،
حتما آهن ربا میشن !
اونا که اگر دوستت دارن،
توی نشر عشق و مهربونی
خساست خرج نمیدن
و بهت یاداوری میکنن عزیز بودنتو ...!
قشنگ ترینها ،
جنس قلبشون
همیشه مخملیه ...!

مشاهده همه ی 7 نظر
hosein
hosein

دلم می خواهد شب باشد من باشم و تو

دلم می خواهد شب باشد
من باشم و تو
به خیالم تو خواب باشی
نگاهت کنم
آرام ببوسمت
نوازشت کنم و
آرام بگویم: "دوستت دارم"
و تمام حرفهای دلم را که وقتی نگاهم میکنی و نمی توانم بگویم
عاشقانه نجوا کنم
و تو در سکوت بشنوی و سر کیف شوی
اما چشمانت را باز نکنی
و به خیالم خواب باشی
من هم به خیالت ندانستم که بیداری
“من برای ماندنت جاااان داده أم...!
دلم تنگ شده برگرد

مشاهده همه ی 4 نظر
hosein
hosein

بابایِ خوبم ؛ دلم برای کودکی هایی که تویِ آغوشِ

بابایِ خوبم ؛
دلم برای کودکی هایی که تویِ آغوشِ مردانه ات مچاله می شدم و بی محابا شیطنت می کردم تنگ شده
برای روزهایِ بی غصه ای که "تو" خدایِ زمینی ام بودی و بی منت هوایِ بی قراری ام را داشتی
با تو از هیچ چیز نمی ترسیدم ، انگار دنیا تویِ دستهایِ تو بود !
این روزها ، ولی ؛
دنیا به من سخت گرفته ، و من آنقدر بزرگ شده ام که دیگر پشتِ مردانگی ات جا نمی شوم
کجا پناه بگیرم بابا ؟!
امنیتِ کودکی ام تو بودی
پناهِ بی پناهیِ آن روزهایم تو بودی
حالا ولی
هیچ جایِ دنیا امن نیست
بغض هایِ نانجیب ، گلویم را به قصدِ کُشت فشار می دهند
گریه ام می آید
اما وقتی تو را می بینم و به موهایِ رنگ پریده ات نگاه می کنم ، به رویت نمی آورم که کم آورده ام ،
که از قوی بودن خسته ام ...!
تو آنقدر غریبانه جوانی ات را میانِ کودکی ام جا گذاشتی که دلم نمی آید از درد این روزهایم ذره ای برایت بگویم !!!
به حرمتِ چین هایِ پیشانی ات ؛
قوی تر از همیشه با مشکلات خواهم جنگید ، قول می دهم !!!
تو هنوز هم امن ترین تکیه گاهِ منی اما ؛
دردهایِ من ، برایِ این روزهایِ تو بی انصافیست
تو به اندازه ی کافی ، غصه هایی که برایِ خودت نبوده را خورده ای
مهربان ترینم !
مرا بخاطرِ بچگی هایی که به قیمتِ جوانی ات تمام شد ببخش
همیشه باش
بدونِ تو ، دنیا جایِ ترسناکیست
من زیرِ سایه ی محکمِ مردانه ات ، قدرت می گیرم
برایم دعا کن بابا
شنیده ام دعایِ پدر ،
زود مستجاب می شود !!!

مشاهده همه ی 6 نظر
hosein
hosein

تقدیم به مادرم که عشق و ایثار و به من آموخت

تقدیم به مادرم که عشق و ایثار و به من آموخت

تقدیم به مادرم که عشق و ایثار و به من آموخت
به مناسبت روز مادر

دلم میخواهد هیچ وقت خانه ات را بی تو نبینم
بی تو نخندم
و بی تو لذتی از غذایی که تو نپختی نبرم
دلم خانه ات را با تو میخواهد
باشی و باشیم و بخندیم به لکنت های بامزه ات
باشی و
چشمان تو هر لحظه هزار بار قربان ما برود
و چشم های ما پاسخ بدهند که "خدا نکند قربان بروی."
باشی و حرف رفتن بزنی;
چنگ بکشی روی تمام خاطراتت در خانه ی آرزو های بچگی مان
باشی و باشیم و ببینیم که میخندی
خانه ات را باقربان رفتن هایت دوست دارم
کاش بمانی

كيارش_هاشمى

مشاهده همه ی 7 نظر
hosein
hosein

انسان ها از رابطه به وجود می آیند! در رابطه

انسان ها از رابطه به وجود می آیند!
در رابطه می میرند!
در رابطه آسیب می بینند
و در رابطه ترمیم می شوند!
اروین یالوم

مشاهده همه ی 2 نظر
hosein
hosein

🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 آدم از به "یاد آوردن" است که

🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸

آدم از به "یاد آوردن" است که پیر می شود‌، که میمیرد!
بعضی ها ذره ذره
بعضی ها یکهو!

نه فقط از به یاد آوردن ِ غم ،
که گاهی به خاطر آوردن ِ شادی کشنده تر است
به خاطر آوردن ِ کسی حتی
و وای از دلتنگی ِ یادی...
مرور ِ روزهای رفته چین و چروکند ، مرور ِ روزهای نیامده هم!

آدمیزاد اگر به خاطر نمی آورد
دیرتر از دنیا دل برمی داشت...خیلی دیرتر...


مشاهده همه ی 2 نظر
hosein
hosein

برای اینکه میلم به شرابی که نیست نکِشد کفش‌هایم را درمی‌آورم،

برای اینکه میلم به شرابی که نیست نکِشد کفش‌هایم را درمی‌آورم، پاچه‌های شلوارم را تا می‌کنم، وسط حوض آبی حیاط عطار می‌ایستم و سرکش و مدام می‌گویم:
«ما را سَرِ بودن جهان نیست
ما را سرِ یار مهربان است».
از حوض بیرون می‌آیم، پاهای خیس و گل‌آلودم را به‌سمت چپ باغ عطار می‌کشم، دست‌هایم را به شعاع سفیدترین پرنده‌ی نیشابور باز می‌کنم، روی دوزانو می‌نشینم، پیشانی‌ام را روی سنگ قبر مشکاتیان می‌سُرانم و می‌خوانم:
«در گِل بمانده پای دل/ جان می‌دهم چه جای دل/ از آتش سودای دل/ ای وای دل/ ای وای ما»
می‌بینید پرویزخان!
زندگی هر روز، برای عاشق‌ها جای بدتری می‌شود. هنوز هیچ واقعیت خوش‌عاقبتی در این جهان نیست. همه‌چیز در شعر و خیال ساده‌تر است. کار، یار، خواب، سفر، شراب، قرار و ...
دلم «دود عود» می‌خواهد، پرویزخان! نیِ عندلیبی و دفِ کامکار و آواز شجریان. اگر حوصله‌اش را دارید، بلند شوید، پیراهن سفیدتان را بپوشید، مضراب و سنتور را بردارید، و با من بیایید سفر. برویم کوچه ضیایی‌های اردکان. می‌خواهم اول تا آخر کوچه را با پیش‌درآمد دود عود بدوم. می‌دانید پرویزخان! خوبی سفر در خیال همین است که فرقی نمی‌کند هم‌سفرت زنده باشد یا مرده
⭕️⭕️

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید