لحظه  بروز رسانی 
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

آن كس که بداند و بخواهد که بداند خود را

آن كس که بداند و بخواهد که بداند خود را

آن كس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند

آن كس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن كس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند

آن كس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرکـ خویش به مقصد برساند

آن كس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدّهر بماند

آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند


مشاهده همه ی 21 نظر
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

به نام عشق که زیباترین سرآغاز است هنوز شیشه عطر

به نام عشق که زیباترین سرآغاز است هنوز شیشه عطر

به نام عشق که زیباترین سرآغاز است
هنوز شیشه عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره‌های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است...


نظرات برای این پست غیر فعال است
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم در رهِ عشق

ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم در رهِ عشق

ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم
در رهِ عشق جگردارتر از صد مَرديم

هر زمان بوى خمينى به سر اُفتد ما را
دورِ "سيدعلىِ خامنه اى" مى گرديم


نظرات برای این پست غیر فعال است
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

از ازل، ایل و تبارم همه عاشق بودند سخت دلبسته‌ی

از ازل، ایل و تبارم همه عاشق بودند سخت دلبسته‌ی

از ازل، ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته‌ی این ایل و تبارم چه کنم؟

من کزین فاصله غارت‌شده‌ی چشم تواَم
چون به دیدار تو افتد سروکارم چه کنم؟


نظرات برای این پست غیر فعال است
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا» گرچه خاکـ است روی

غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا» گرچه خاکـ است روی

غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا»
گرچه خاکـ است روی قبر تو؛ اما مثلا...

گنبدِ زرد تو خورشید شده می‌تابد
نور می‌گیرد از آن گنبدِ خضرا مثلا

چه ضریحی شده کار هنر فرشچیان!
جنس هر پنجره‌اش هست مُطلّا مثلا

چقدَر پارچه‌ی سبز گره خورده به آن
می‌کنی باز، تمام گره‌ها را مثلا

خادمانت همه دور سرمان می‌گردند
ما عزیزیم، در این صحنِ مُعلّا مثلا

تشنه‌ها مست شوند از مِیِ سقّاخانه
ساقی میکده هم «حضرت سقا» مثلا

هیئتی شکل گرفته‌ست، میان حرمت
نام هیئت شده «یا حضرت زهرا» مثلا

روضه‌خوانی وسطِ صحن حکایت می‌خواند
قصه‌ی کوچه‌ای از شهر تو؛ حالا مثلا...

مادری با پسرش رد شده از آن؛ اما...
هیچ کس راه نبسته‌ست بر آن ها مثلا

دست نامردِ کسی هم وسط کوچه نبود
چادری خاکـ نخورده‌ست، در آنجا مثلا

مادرِ قصه‌ی ما رفت، صحیح و سالم
و نپوشاند، رخ از دیده‌ی مولا مثلا

بعد مجلس همه رفتند زیارت کردند
تربت حضرت زهرا شده پیدا مثلا...


نظرات برای این پست غیر فعال است
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

👤 استاد علی اکبر #رائفی_پور : 🔹از تمامی

👤 استاد علی اکبر #رائفی_پور : 🔹از تمامی

👤 استاد علی اکبر :

🔹از تمامی تاریخهایی که برای شهادت امام حسن(ع) نقل شده، هفت صفر ارجحیت دارد. پس چرا تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) در بيست و هشتم صفر بُلد شد؟

🔸در زمان صفویه، شهادت امام حسن مجتبی(ع) در هفتم صفر تعطیل رسمی بود. تا اینکه در زمان ناصرالدین شاه، تولد ناصرالدین شاه مصادف با شش صفر بود، برای اینکه تولدش در شب شهادت امام حسن نباشد، عده ای را اجیر کرد تا در تاریخ دست برده و شهادت امام حسن را در تاریخ بيست و هشت صفر برگزار کنند و ولادت امام کاظم که در هفت صفر با سندی ضعیف اعلام شده، در این تاریخ برگزار شود.

🔹و این ایراد است. در انتهای صفر، فرصت خوبی برای بیان و تبیین امام حسن مجتبی فراهم نمی شود، مخصوصا برای ما ایرانی ها که امام رضا داریم. و مخصوصا جایی که آقا رسول الله هست.
🔺و نکته جالبتر اینکه فقط ایرانی ها بيست و هشت صفر را شهادت امام حسن می گیرند.


📚حقیقت پنهان (هفتم صفر) -مشهد- ١٦ آبان ٩٥

✅ کانال مصاف
@Masaf

نظرات برای این پست غیر فعال است
بــیــ ـدار
آروم و عادیآروم و عادی
بــیــ ـدار

با آن نگاه خیره و با آن دو چشم لات

با آن نگاه خیره و با آن دو چشم لات
من أینَ لی مفر و من أینَ لی نَجات

ما کان فی عُیونِکَ لو کان للیَهود
یک روز فتح می‌شده از نیل تا فرات

باید که سوخت در شرر عشق چاره چیست؟
فی بُعدِها عذابٌ و فی قُربِها مَمات

قد کُنتِ فی المُقابل و الدَمعُ حائلٌ
عکس تو رد نمی‌شود از شیشه‌های مات

در لابه‌لای موی تو سرگشتگی بس است
یکفی لَنا تُحَیُرنا إهدنا الصِراط


نظرات برای این پست غیر فعال است