لحظه  بروز رسانی 
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

گل باغبانش را می پرستد نه از سر نیاز

گل باغبانش را می پرستد نه از سر نیاز

گل باغبانش را می پرستد
نه از سر نیاز
که از مهربانی بی دریغ باغبان
و اگر گناه نبود
تو را می پرسیدم
ای مهربان بی دریغ
ای شیرین تر از جان

م.محمدی

مشاهده همه ی 3 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

دانه دانه پیر شد موهای سرگردانم در باد چشم

دانه دانه پیر شد موهای سرگردانم در باد چشم

دانه دانه پیر شد
موهای سرگردانم در باد
چشم انتظارم خشکید به انتظار
می پرسند چرا...؟!
روزهای پُر تکرار بی گفتار
آن من نمی دانم
تمام بی خبری ها
آیا تو خوبی های بی جواب
تمام دلتنگی های بدون حتی یک نگاه
تمام قربان صدقه رفتن های
بی حضور تو
تمام تمام تمام من
که دلتنتگ توست
تمام تمام تمام مادرانه های من
که با هیچ پُر می شود
تمام تمام تمام لالایی هایی
که با بغض پَرپَر می شود
دعا کنم که بیایی
و بمانی ...
درست مثل خوابهایم

م.محمدی

مشاهده همه ی 3 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

اولین قدمها برای به حساب آمدن. باید با حساب باشد.!

اولین قدمها برای به حساب آمدن. باید با حساب باشد.!
من از این دلتنگی بیمار

اولین قدمها برای به حساب آمدن...
باید با حساب باشد...!
گام بردار بی هیچ ترسی
فردا بی شک از آن توست...
بی دلیل مهربان باش
هزاران مهر، هم بیاید
مهربانی، یادت نخواهند داد
بخشنده باش و بی قرار یادگیری
مهرت مبارک من


مامان عاشقانه دوستت داره پاره تن{-41-}{-49-}

مشاهده همه ی 2 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

پرنده ها را با مشتی دانه اهلی می کنند.! چگونه

پرنده ها را با مشتی دانه اهلی می کنند.! چگونه

پرنده ها را با مشتی دانه اهلی می کنند...!
چگونه توانست خصم با نیرنگ
دل اهلی تو را از من جدا کرد...!؟
این دنیا چرخ و فلک...
من شاید پایین...
اما ،نی ام تنها...!
بگوید بترسد از روزی که نوبت من باشد
او باشد و مزه تلخ پایین و تنهایی با هم...!
دردانه جان...!
تو در هر صورت قهرمان منی ...
با حکم و بی حکم دوستت دارم...!
م.محمدی

مشاهده همه ی 11 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

در جواب دوستت دارم باید گفت: من بیشتر دوستت دارم

در جواب دوستت دارم باید گفت: من بیشتر دوستت دارم
.

در جواب دوستت دارم باید گفت:
من بیشتر دوستت دارم
به اندازه تمام تپیدن های قلبم
ضرب در نفس هایی که بی هوا کشیده می شود
تو را با آخرین مدل دوست داشتن های دنیا
دوست دارم
از آن دست مدل هایی که در خیابان شانزلیزه فرانسه هم پشت ویترین نیست
همان فرانسه ای که می گویند
بوسه هایش در کل دنیا معروف است
من بدون دوست داشتن هایت بیماری جواب کرده ام
که امیدی به ماندنش نیست...!
باور دوست داشتنت ، خاطره های خوبمان
مرا تا بی نهایت در مدارت نگاه خواهد داشت
حالا هی تو مرا دوست نداشته باش

محمدرضای مامان به دنیا اومدنت مبارک فرشته زندگی من


م.محمدی

مشاهده همه ی 8 نظر
keyv@n( ارشد نویسندگان برتر - تیک تاک - فیسنمای های عزیز)keyv@n
ورزشکارورزشکار
keyv@n( ارشد نویسندگان برتر - تیک تاک - فیسنمای های عزیز)keyv@n

اگر فاصله ها نبود اینجا ، در خانه دوم مان

اگر فاصله ها نبود اینجا ، در خانه دوم مان

اگر فاصله ها نبود
اینجا ، در خانه دوم مان
گروه نویسندگان
برایتان جشنی می گرفتیم و آهنگ
(اشک شمع رو نگاه کن
که می چکه چیکه چیکه ...)
و کیکی و هدیه ای...
اما امان از فاصله ها
خواستیم با این پست، تولد شما را به شما و به خانواده نویسندگان برتر تبریک بگویم
دلتان شاد و سرتان سبز و چشمانتان بی انتظار
بانو محمدی عزیز تبریک ما را پذیرا باشید{-124-}

@mohammady33

مشاهده همه ی 9 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

گاهی وقتها دیوانگی هایم از تصور واژه ها نیز خارج

گاهی وقتها دیوانگی هایم از تصور واژه ها نیز خارج
شب یلدای منی

گاهی وقتها دیوانگی هایم
از تصور واژه ها نیز خارج می شود...!
کلمات کوچک می شود...
کوچک و کوچک تر...
آنقدر کوچک ...
که از حقارت جا می ماند گوشه ذهنم...!
آن وقت تمام سال دل می بندم به بلندی یلدا
که واژه ای ریز شده
که کلام های گم شده
فرصت کند تا قد بکشند
که باز پیدا شوند
که نا گفته ها گفته شود
که احساس ها گل کند
چون گل هندانه
چون یاقوت خفته در انار
نمی دانم بلندی یلدا گره ای خواهد گشود
نمی دانم دلتنگی را پایانی خواهد بود
نمی دانم بی قراری زلزله وار ...
سونامی دستان و دیدگان نگرانم که
منتظر جواب دیگران برای استعلام سلامتت بود را حس کردی
نمی دانم دل تو هم پر زد برای من
نمی دانم از دلت گذشت که شاید دیدارها ماند به قیامت
نمی دانم
حالا...
نمی دانم بخندم
نمی دانم گریه کنم
نمی دانم جایی برای این همه دیوانگی هست
نمی دانم و مبهوتم
زمستان سرد بی بارش
درست مثل آغوش مادر، بی کودک
آسمان که بارید
عشق که در من جاری شد
ماه در برم شد
دردانه دور ماند...؟!
من تو را چه زمان خواهم کشید به آغوش
هنوز از معجزه ی یلدا
با گیسوان چون تاریکی
هنوز از ستاره های خفته آسمان
هنوز از سپیدی برف نا امید نشده ام
هنوز منتظرم...
تا کی یلدای من صبح شود
م.محمدی

مشاهده همه ی 10 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

بیا با من بیا تا برویم به کجایش

بیا با من بیا تا برویم به کجایش

بیا با من
بیا تا برویم
به کجایش مهم نیست
فقط رفتن تا لبخند تو
و دنیایی شیرین با قرار فرهاد
خوب و بد با هم است
اما دنیا با تو به هر جهت عالی ست

م.محمدی

مشاهده همه ی 8 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

من حکایت مشق شب عید بودم که اگر می نوشتی

من حکایت مشق شب عید بودم که اگر می نوشتی
ماه دلم

من حکایت مشق شب عید بودم
که اگر می نوشتی عیدت پر زجر بود
و اگر نه، بعد از اضطراب و عذاب وجدان
می فهمیدی چیز مهمی را از دست ندادی
من اول حکایت یکی بود و یکی نبودم
که همیشه دیگری بود ...
بخش نبودش من بودم..!
من حکایت پاییز بی بارانم
حکایت زمستان بی برف
و یا حکایت درختی به انتظار بهار
درخت های همیشه سبز روزی برای همیشه خشک می شوند
من ...!
من و حکایتم با تو...!

م.محمدی

مشاهده همه ی 8 نظر
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥
آروم و عادیآروم و عادی
م.محمدی ♥ارشد نویسندگان برتر♥

روزهای با تو بودن پُر بی تکراری ست. و

روزهای با تو بودن پُر بی تکراری ست. و
فصل پنجم

روزهای با تو بودن
پُر بی تکراری ست...
و تو پُر اعجازی...!
درست مثل آمدنت
که فصل پنجمی بود
بعد از زمستان
نرسیده به بهار...!
اعجاز تعریفی ندارد...!
م.محمدی

مشاهده همه ی 6 نظر