لحظه  بروز رسانی 
mohsen
mohsen

این جوان اهل برمه است که به بنگلادش فرار کرده و

این جوان اهل برمه است که به بنگلادش فرار کرده و

این جوان اهل برمه است که به بنگلادش فرار کرده و والدین خود را که قادر به حرکت نبودند ترک نکرد. او آنها را به مدت 7 روز روی شانه های خود حمل کرد تا به مقصد رسید

مشاهده همه ی 1 نظر
mohsen
mohsen

پشت این نقاب خنده پشت این نگاه شاد چهره­ی

پشت این نقاب خنده
پشت این نگاه شاد
چهره­ی خموش مرد دیگریست!

مرد دیگری که سال­هایِ سال
در سکوت و انزوای محض
بی­امیدِ بی­امیدِ بی­امید، زیسته

مرد دیگری که پشت این نقاب خنده
هر زمان به هر بهانه
با تمام قلب خود گریسته

مرد دیگری نشسته پشت این نگاه شاد
مرد دیگری که روی شانه­ های خسته ­اش
کوهی از شکنجه­ های نارواست

مرد دیگری که دیدگان او
قصه­ گوی غصه­ های بی­صداست

پشت این نقاب خنده
بانگ تازیانه می­رسد به گوش
-صبر!

صبر!
صبر!
صبر!

وز شیارهای سرخ
خونِ تازه می­چکد همیشه
روی گونه­ های این تکیده­ی خموش

مرد دیگری نشسته
پشت این نقاب خنده
با نگاه غوطه­ ور میان اشک
با دل فشرده در میان مشت
خنجری نشسته در میان سینه
خنجری نشسته در میان پشت

کاش می­شد این نگاه غوطه ­ور میان اشک را
بر جهان دیگری نثار کرد

کاش می­شد این دل فشرده بی­بهاتر از تمام سکه­ های قلب را
زیر آسمان دیگری قمار کرد

کاش می­شد از میان این ستارگان کور
سوی کهکشان دیگری فرار کرد

با که گویم که درد دیگری­ست
از مصاف خود گریختن
اینهمه شرنگ گونه­گونه را
مثل آب خوش به کام خویش ریختن؟

ای کرانه­ های جاودانه ناپدید
این شکسته­ی صبور را
در کجا پناه می­دهید؟

ای شما که دل به گفته ­های من سپرده­اید
مرد دیگری­ست
این که با شما به گفت­و­گوست
مرد دیگری که شعرهای من
بازتاب ناله­ های نارسای اوست!

# فریدون مشیری

مشاهده همه ی 1 نظر
mohsen
mohsen

با تیر و کمان کودکی ام در کوچه باغ های قدیمی

با تیر و کمان کودکی ام در کوچه باغ های قدیمی
در انبوه درختان باران خورده
سینه گنجشکی را نشانه گرفته بودم که عاشق تو شدم
.
گنجشک بر شانه ام نشست
و من شکارچی ماهری شدم
از آن پس هرگز به شکار پرنده ای نرفتم
.
هروقت دلتنگم آواز میخوانم
پرنده می آید، پرنده می نشیند، پرنده را می بویم، پرنده را می بوسم، پرنده را رها میکنم
.
و چون شکار دیگری میشود کودکی ام را میبینم
در کوچه باغ های قدیمی
در کنار دیوار های باران خورده
با بوی کاهگل و آواز پرنده
به خود می پیچد و گریه میکند
.
های آواز چقدر تو را دوست دارم

ابراهیم جعفری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohsen
mohsen

ناله اگر که برکشم ، خانه خراب می شوی .!!

ناله اگر که برکشم ، خانه خراب می شوی .!!

ناله اگر که برکشم ،
خانه خراب می شوی ...!!

خانه خراب گشته ام
بس که سکوت کرده ام...

تبریزی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohsen
mohsen

گر بر در دیر می‌نشانی ما را گر در ره

گر بر در دیر می‌نشانی ما را
گر در ره کعبه میدوانی ما را

اینها همگی لازمهٔ هستی ماست
خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را
ابوالخیر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohsen
mohsen
پست شماره 320972409 از mohsen

.

مشاهده همه ی 1 نظر