لحظه  بروز رسانی 
mohsen.b
مهربونمهربون
mohsen.b

اگه جیگرشو داری پست مجدد کن . .

64547816678826741558.jpg
اگه جیگرشو داری پست مجدد کن .
.
.
.
.
.
.
مشک را که پــُر آب کــرد ، از خوشحالی حتــی حواسش نبــود ،
دستانــش را قطع کرده انــد !
بعد از ریختــه شدن آب هم آنقدر ناراحت بــود که باز فرصت نــکرد
سراغی بگیــرد از بازوانــش !
فقط وقتـی امـام حسیــن علیه السلام آمد بــالای سرش
می خواست دست بــه سینــه سلام دهد که تازه فهمیــد
دستانش نیستنــد . . .♥•

مشاهده همه ی 3 نظر
mohsen.b
مهربونمهربون
mohsen.b

از یه جایی به بعد. فقط یه حس داری، حس

4543347-1249d08eae0da6a28a5d2734ef1b880e
از یه جایی به بعد... فقط یه حس داری، حس بی تفاوتی! نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohsen.b
مهربونمهربون
mohsen.b

در دلم آرزوی آمدنت می میرد، رفته ای اینک، امّا،

49808-4751789bc6aca273c5421b8e4c2d4310-l
در دلم آرزوی آمدنت می میرد، رفته ای اینک، امّا، آیا بــــــاز می گردی؟! چه تمنای محالی دارم .... خنده ام می گیرد!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohsen.b
مهربونمهربون
mohsen.b

پیشنهاد میدم حــتـــــــــــما بخونید خیــــــــلی قشنگه !!! وقتی خدا زن

20126270195454700.jpg
پیشنهاد میدم حــتـــــــــــما بخونید خیــــــــلی قشنگه !!!

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم

كار می كرد.

یكی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض كرد: چرا

اینهمه زمان صرف این مخلوق می كنید؟

خداوند فرمود:

آیا از تمام خصوصیاتی كه برای شكل دادنش میخواهم در او بكار ببرم اطلاع دارید؟

و باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس

پلاستیك، با بیش از دویست قسمت متحرك با

قابلیت جایگزینی. او آنها را باید برای

تولید انواع غذاها بكار ببرد، او باید قادر

باشد چند كودك را همزمان در بغل بگیرد،

آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از

یك زانوی زخمی گرفته تا یك قلب شكسته

بگشاید. او باید تمام اینكارها را با دو دست

خود انجام بدهد.

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت.

فقط با دو دستش... این غیر ممكن است!

و آیا این یك مدل استاندارد است؟

اینهمه كار برای یك روز ... تا فردا صبر كن و

آنوقت او را كامل كن.

خدا فرمود: اینكار را نخواهم كرد و خیلی زود

این موجود را كه محبوب دلم است، كامل خواهم

كرد.

وقتی كه ناخوش است، از خودش مراقبت می كند.

او می تواند 18 ساعت در روز كار كند.

فرشته نزدیكتر آمد و زن را لمس كرد.

اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.

خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را

قوی نیز ساخته ام.

نمی توانی تصور كنی كه او چه سختیهایی را می تواند تحمل كند و بر آن فائق شود.

فرشته پرسید آیا او می تواند فكر كند؟

خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فكر كند،

بلكه می تواند استدلال و بحث كند.

فرشته گونه های زن را لمس كرد.

خدایا، بنظر می رسد این موجود چكه می كند!

شما مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای.

او چكه نمی كند.... این اشك است .خداوند

گفته فرشته اصلاح كرد.

فرشته پرسیداین اشك به چه كار می آید؟

و خداوند فرمود:

اشكها وسیله او برای بیان غم ها و

تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها

و غرور اش است..

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد

و گفتخدایا تو نابغه ای. تو فكر همه چیز را

كرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.

آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن

تواناییهایی دارد كه مرد را شگفت زده می

كند. او مشكلات را پشت سر می گذارد و

مسئولیتهای سنگین را بر دوش می كشد.

او شادی، عشق و اندیشه را با هم دارد. او می

خندد هنگامی كه احساسی شبیه جیغ كشیدن دارد.

او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه

كردن دارد، گریه می كند وقتی كه خوشحال است

و می خندد وقتی كه ترسیده است.

او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می كند و

علیه بی عدالتی می ایستد.

وقتی كه راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن


از كلمهنهاستفاده نمی كند. او خودش را

وقف پیشرفت خانواده اش می كند. او دوست

پریشان حالش را نزد پزشك می برد.

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.

وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می كند. و

از اینكه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال
می شود.
او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

وقتی دوستان و نزدیكان او فوت می كنند دلش
می شكند.
ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو میگیرد.

او می داند كه یك بوسه و یك آغوش می تواند یك

دل شكسته را التیام بخشد.

او فقط یك اشكال دارد.





فراموش می كند كه او چه ارزشی دارد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohsen.b
مهربونمهربون
mohsen.b

امام رضا علیه السلام فرمودند: ♥•٠· پس بر مانند

13513300-b.jpg
امام رضا علیه السلام فرمودند:
♥•٠·
پس بر مانند حسین علیه السلام گریه کنندگان گریه کنند چرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد، پس فرمودند:
پدرم هنگامی که ماه محرم فرا می رسید خنده کنان دیده نمی شد و گرفتگی و غمگینی بر ایشان غالب می شد تا اینکه ده روز سپری می شد
و هنگامی که روز دهم می شد آن روز روز مصیبت و گریه اش می بود و می فرمود: این روزی است که در آن امام حسین علیه السلام را کشتند .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید