افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
گیسو.jpg

شور دیدار تو اگر شعله به دل‌ها بكشد
رود را از جگر كوه به دریا بكشد

گیسوان تو شبیه ‌است به شب اما نه!
شب كه اینقدر نباید به درازا بكشد

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بكشد

عقل، یكدل شده با عشق، فقط می ‌ترسم
هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد

زخمی كینه‌ ی من! این تو و این سینه‌ی من
من خودم خواسته‌ام كار به اینجا بکشد

یكی از ما دو نفر كشته به دست دگری‌است
وای اگر كار من و عشق به فردا بكشد

حال با پای خودت سر به بیابان بگذار
پیش از آنی که تو را عشق به صحرا بکشد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
پنهانی.jpg

کاش در دهکده عشق فراوانی بود،



توی بازار محبت کمی ارزانی بود،



کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم،



مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
پیام عاشقانه.jpg

تا بر ميدارمش از تو مينويسد،مانده ام اين "خودنويس" است يا "تونويس"



چه فرق ميکندمهره سياه باشم ياسفيد چشمانت بااولين حرکت ماتم ميکند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
ehsasi.jpgعاشقی.jpg

شور دیدار تو اگر شعله به دل‌ها بكشد
رود را از جگر كوه به دریا بكشد

گیسوان تو شبیه ‌است به شب اما نه!
شب كه اینقدر نباید به درازا بكشد

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بكشد

عقل، یكدل شده با عشق، فقط می ‌ترسم
هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد

زخمی كینه‌ ی من! این تو و این سینه‌ی من
من خودم خواسته‌ام كار به اینجا بکشد

یكی از ما دو نفر كشته به دست دگری‌است
وای اگر كار من و عشق به فردا بكشد

حال با پای خودت سر به بیابان بگذار
پیش از آنی که تو را عشق به صحرا بکشد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
بترس.jpg

بترس از او که سکوت کرد
وقتی دلش را شکستی...
اوتمام حرفهایش را بجای تو به خدا زد
و خدا خوب گوش میکند و خوب تر یادش میماند....
خواهد رسید روزی که خدا
تمام حرفهای او را سرت فریاد خواهد کشید....
و تو آن روز درک خواهی کرد
چرا گفته اند:دنیا،دار مکافات است!

شعری برای ...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
پلک.jpg

از میان پلک های نیمه باز
خسته دل نگاه می کنم
مثل موج ها تو از کنار من
دور می شوی...
باز دور می شوی...
روی خط سربی افق
یک شیار نور می شوی
با چه می توان
عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام بوسه با کدام لب؟
در کدام لحظه در کدام شب؟
مثل من که نیست می شوم...
مثل روزها...
مثل فصل ها...
مثل آشیانه ها...
مثل برف روی بام خانه ها...
او هم عاقبت
در میان سایه ها غبار می شود
مثل عکس کهنه یی
تار تار تار می شود...

شعری برای ...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
خوبی.jpg

چــه لــَحظـه ے دردآوریــه ...
اون لـَحــظه کـه میپـُرسـه خوبــے ؟
پـَنـج خـَط تـایپ میکـُنے ولــے بجـاے
" Enter "
هــَمـه روپـاکـــ میکـُنـے ومینـِویسـے خوبـَم ... تـوچــطورے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
خستگی دل.jpg

واقعیت
نه پاهایِ رفته ی تو بود
نه دلِ شکسته ی من
واقعیت
خستگیِ دل بود
از تکرارِ دلتنگی هایِ مدام
از گفتنِ دوستت دارم هایِ بی پاسخ
از اینکه هرکه آمد و گفت
خوب است ؟
لبخند زدم و گفتم خوب.. سلام دارد
اما آنها چه خبر داشتند
از بی خبریِ من حتی ؟
گوش هایم هم خسته بود
از شنیدنِ بهانه هایِ تکراری
از دروغ هایِ تلخی که
برایِ خودم شکر چاشنیش می کردم
بلکه هضم شود کمی.
نه جانم !
واقعیت این نیست که تو رفته ای
واقعیت این است که من تو را
با تمامِ روزهایِ آمده و نیامده
کنارِ بی راهه ی آدمکهایِ تکراری
جا گذاشته ام
به امیدِ یافتنِ
خنده ای از جنسِ
حقیقت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمرادی
ولخرجولخرج
امیرمرادی
دوستی.jpg

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟

مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!
در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟

خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

شعری برای ...
مشاهده همه ی 2 نظر