لحظه  بروز رسانی 
الهـام سادات
الهـام سادات

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟و من درحالی که

افسران - بــی تــفــــاوت هــــــا . . .
حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم: لبیک یا حسین! لبیک ...
حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند .
و من باز می گویم: لبیک یا حسین!
حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:لبیک یا حسین!
حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم: لبیک یا حسین! لبیک...
حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک...
حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

تصاویر-امام-زمانی3_www.shabhayetanhayi.ir (1)
من به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک...
حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...
من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک ...
خورشید غروب کرده است ... من لبخندی می زنم و می گویم:
اللهم عجل لولیک الفرج ...

1349269909480845_large.jpg
حسین به مهدی نگاه می کند و می گوید:
"مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم، اگر کسی نبود یاریم کند، ادعا کننده ای هم نبود ... تو از من مظلوم تری ..."
به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:
"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."
مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند ...

مهدی تنهاست...
حسین تنهاست...
کربلایی دیگر در راه است...

جملات زیبا گیله مرد

مشاهده همه ی 29 نظر
mohammadmaghsoodloo
آروم و عادیآروم و عادی
mohammadmaghsoodloo

نخونی از دستت رفتهخجالت کشید. اون شب پسره به مادرش گفت

نخونی از دستت رفته

خجالت کشید... اون شب پسره به مادرش گفت با این قیافه ترسناکت چرا اومدی مدرسه؟

مادر گفت غذا تو نبرده بودی نمیخواستمگرسنه بمونی.پسر گفت ای کاش بمیری تا اینقدباعث خجالت

و شرمندگی من نشی.{ زن یه چشم داشت}. چن سال بعد پسر تو ی کشوردیگه دانشگاه قبول شد

و همون جا ازدواج کرد  و دو تا بچه آورد خبر به گوش مادر رسید مادر رفت اونجا تا پسر نوه ها

و عروسشو ببینه اما نوه هاش از دیدنش ترسیدن و پسرش بهش گفت  : پیر زن زشت چرا

اومدی اینجا  و بچه هامو ترسوندی؟ گمشو از خونه ی من برو بیرون. مادر بدون گفتن حرفی رفت .

چن سال بعد پسره برای کاری به کشورش برگشت و از روی کنجکاوی یه سر به خونشون زد

همسایه ها گفتن مادرت مرده و فقط یه یادداشت برات گذاشته پسره از مرگ مادرش

ذره ای ناراحت نشد. متن یادداشت این بود: پسر عزیزم .. وقتی 6 سالت بود تو 1 تصادف 1

چشمتو از دست دادی اون موقع من 26 سالم بود و در اوج زیبایی بودم به عنوان یه مادر

نمیتونستم ببینم پسرم 1 چشمشو  از دست داده واسه همین یه چشممو به پاره ی تنم دادم تا مبادا

 بعدا با ناراحتی زندگی کنی پسرم مواظب چشم مادرت باش! اشگ در چشمای پسر جمع شد.

سلامتی تمام مادرا هر کی مادرشو دوست داره باز نشر کنه

مشاهده همه ی 24 نظر
pariya
pariya

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه


زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن خودشو میکند
و میداد به جوجه هاش میخوردند
زمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
لبیک یا رسول الله
لبیک یا رسول الله

90650542108684719297.jpg

مشاهده همه ی 2 نظر
hosein
قبراققبراق
hosein

عکس دختر لخت تو فیسبوک 10000بازنشر خورده بود داداشی که

عکس دختر لخت تو فیسبوک 10000بازنشر خورده بود


دانلود فیلم با لینک مستقیم

داداشی که غیرتتو حراج نمیکنی بازنشرکن

c3fd13652369634.jpg

خواهری که نمیخای به چشم کالا بهت نگاه کنن بازنشرکن

3.jpg

اگه عکس دختر لخت تو فیسبوک 10000تا بازنشر میخوره

پست حجاب تو فیسنما توسط شما بیشتر از ده هزارتا بازنشر خواهد خورد

بایه دونه بازنشر ثابت کن درموردتو درست فکر میکنم

تو آدمی نه کالا غیرت داری پیازنیستی نمیتونن باپول بخرنت


http://www.magiran.com/ppic/3291/2392/4-1.jpg

یا امام زمان اینایی که بازنشر کردن اعلام میکنن یارو یاورتن


http://www.nobateshoma.ir/wp-content/uploads/2013/02/1__57_.jpg

و دل مادرتو نمیشکنن

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1392/5/7/184645_821.jpg

th?id=H.4851493081385856&pid=1.7



کسی که حجاب خود را رعایت نکند

گویی سیلی محکمی برمن زده است

با بازنشرکردن به همه بفهمون که

نمیخای به فاطمه زهرا(س)سیلی بزنی لایک نکن

به احترام حضرت زهرا بازنشرکن تا همه ببینن

th?id=H.4935756076155752&pid=1.7

بازنشریادت نره ایرانی

مشاهده همه ی 29 نظر