لحظه  بروز رسانی 
علی امیرعسجدی
آروم و عادیآروم و عادی
علی امیرعسجدی

سلام، تاگفتـــی؛ گفتـی سیب،،، و غنچۀ لبهای نازت

سلام، تاگفتـــی؛ گفتـی سیب،،، و غنچۀ لبهای نازت

<#d81212>سلام، تاگفتـــی؛ گفتـی سیب،،،

و غنچۀ لبهای نازت برای لبخندی گشوده شد


در همان اولین نگاه تصویرعشق را

در روح وجانَـــم،حِس کردم

تصویر میوه ممنوعه ای بود که از میان

لبانَت به سُـرخی سیبِ بهشــــتی
هُویدایَم شُــــد.ومن مدهوش
«عِِشـــــق»
من نه فرشته ام و نه شیطانِ وسوسه گر؛

من آدمی هستم که

می فهمم لبخندت بهشتی از سیب به پا خواهد کرد
پس می خنداتَمَت،به شورِ عشق که بگوئی :
سیب؛ومن عشـــق رامستانه زمزمه کنم حوّایِ من

مشاهده همه ی 2 نظر
مهدی
آروم و عادیآروم و عادی
مهدی

چقدرخوبه گاهی دلامون اونقدر کوچیک باشه که جزیه نفرکس دیگه توش

چقدرخوبه گاهی دلامون اونقدر کوچیک باشه که جزیه نفرکس دیگه توش

چقدرخوبه گاهی دلامون اونقدر کوچیک باشه که جزیه نفرکس دیگه توش جا نگیره نه اینکه مثل فرودگاه یکی پروازکنه یکی دیگه جاش بشینه ..
چقدرخوبه گاهی چشامون جززیبایی یه نفر زیبایی کس دیگه ای رو نبینه ...
چقدرخوبه گاهی به حرف دلمون گوش کنیم نه به حرف عقلمون ...
چقدرخوبه گاهی واسه عشقمون عاشقی کنیم نه واسه عاشقی کردن دیگران رو وسیله قراربدیم ..
چقدرخوبه گاهی واسه به دست آوردن چیزایی که دوسشون داریم فریادبزنیم نه ازترس ازدست دادنشون ساکت بشینیم ...
چقدرخوبه اگه بایه نگاه عاشق شدیم بایه نگاه دیگه فارغ نشیم ..
چقدرخوبه بمونیم پای عشقمون تاسپیدی موهامون پاک بودن عشقمونو گواهی بده ..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهدی
آروم و عادیآروم و عادی
مهدی

هيچوقت خودتان را بابتِ رابطه های اشتباه در گُذشته

هيچوقت خودتان را بابتِ رابطه های اشتباه در گُذشته

هيچوقت خودتان را
بابتِ رابطه های اشتباه در گُذشته
سرزنش نكنيد ..
گاهی لازم است هَر آدمی
بَدی ها را تَجربه كند ،
تا بتواند خوبی ها و
خوب بودن ها را تَشخيص دهد ،
تَفكيک كند و قَدر بداند ..

مشاهده همه ی 2 نظر
مهدی
آروم و عادیآروم و عادی
مهدی

گاهی نوشتن برایت . گاهی وقتها نوشتن برایت

گاهی نوشتن برایت . گاهی وقتها نوشتن برایت

گاهی نوشتن برایت ...........

گاهی وقتها نوشتن برایت سخت ترین کار دنیا می شود

با اینکه هنوزحرفهای زیادی برای نگفتن! داری

انگشتانت را یارای نوشتن نیست

تنها کاری که از دستت بر می آید سکوت است

و باز هم ناگفته هایت را سکوت می کنی

می خواهی سکوتت را فریاد بزنی

اما صدای سکوتت انقدر بلند هست که نیازی به فریاد نمی بینی

...

لحظاتی در زندگی هست که باید برخیزی

نگاهی به پشت سرت بندازی و چشمهایت را ببندی

برخیزی و آغاز کنی زندگی را...

باید متولد شوی...

لحظاتی در زندگی هست که باید چشمهایت را ببندی

بر چیزهایی که نگریستنش روز تولدت را به تاخیر می اندازد

باید عادتهایی را در وجودت به فراموشی بسپاری

باید، بایدهایی را و نبایدهایی را جایگزین کنی

خلق هایی را و خلق هایی را در وجودت حذف کنی

باید بمیری

قبل از آن که بمیری...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهدی
آروم و عادیآروم و عادی
مهدی

با سلام به همه عزیزان نمیدونم از چی

با سلام به همه عزیزان نمیدونم از چی

با سلام به همه عزیزان

نمیدونم از چی شروع کنم از ظاهر ادما یا از دلشون حرفای تکرای خیلی زیاد شده همه قشنگ حرف میزن حرفای خوب میزن و وقتی حرفاشون تموم میشه احساس به ما میگه این دیگه ته شه این دیگه اخرشه ولی دوستان از دلشون خبر داریم از عملشون خبر داریم نمیدونم زمونه خراب شده یا اینکه خراب زمونه شدیم حرف و عمل یکی نیست قول وقرار هم یکی نیست خیلی ها ممکنه بخندند و بگن بابا فکر نون شب باش فکر اونای باش که به امید تواند اما راستی یه چیزو فراموش نکردیم زندگی و مرگ هر دو کنار هم میان چرا سوا از هم نمیشن وقتی میگیم زندگی خود به خود مرگ هم باهش میاد یعنی همه ماها الزایمر داریم زود فراموش میکنیم نه مرگ نه زندگی رو بلکه همه چیز فراموش میکنیم فراموش میکنیم که بودیم به کجا رسیدم به کجا میخوایم بریم اگه تصوراتمون از مرگ و زندگی درست باشه کسی به کسی خیانت میکنه؟ کسی کسی رو میرنجونه نه بخدا . اگه خودتو شناختی میگن خدای خودت هم شناختی راست میگن راست میگن اگه خود شناختی خوبی هاتو میشناسی و اگه خودتو شناختی مرگ و زندگی رو درک میکنی اگه خود تو شناختی ..........

سرتونو درد نیارم بقول یکی از بچه گل ایران زمین
زندگی .
فاصله دو اذانه اولی که در گوشت خوانده شود و دومی که برجنازت اولی را همه میشنود و دومی را اندکی
میخوام بگم من خوب نیستم ادما خوب خیلی زیادند ولی یه ذره بفکر اینده بچه هامون باشیم یکی از نشانه های انسانه متمدن ادب است و بین بچه های ما ادب داره فراموش میشه من تعریف دیگه از ادب دارم میگم ادب دل و عمل انسان است پس انسان بودن و انسان زندگی کردن رو اول بخودمون بعد به بچه هامون یاد بدیم. ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی امیرعسجدی
آروم و عادیآروم و عادی
علی امیرعسجدی

سلام برعاشقان ولایت الهی

سلام برعاشقان ولایت الهی

{-35-}سلام برعاشقان ولایت الهی{-41-}

مشاهده همه ی 4 نظر
Tahoora
مهربونمهربون
Tahoora

حوالی بعضیـها آنقدر هـوا دلچسب‌است که ‌دوست‌دارے

حوالی بعضیـها آنقدر هـوا دلچسب‌است که ‌دوست‌دارے

حوالی بعضیـها
آنقدر هـوا
دلچسب‌است که
‌دوست‌دارے
یک خانه نقلے
کنارشان اجاره کنی
و باخیال
ِراحـت‌زندگی را بـا
آرامــش تنفــس کنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
(̲̅k̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅m̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅a̲̅)
آروم و عادیآروم و عادی
(̲̅k̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅m̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅a̲̅)

خیلیها می خواهند اول به آسایش و خوشبختی

خیلیها می خواهند اول به آسایش و خوشبختی

خیلیها می خواهند

اول به آسایش و خوشبختی و آرامش برسند

بعد به زندگی لبخند بزنند.

ولی نمی‌دانند تا به زندگی لبخند نزنند؛

به آسایش و خوشبختی و آرامش نمیرسند…

نظرات برای این پست غیر فعال است
azeR ilA
خوشتیپخوشتیپ
azeR ilA

در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش

در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش

در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش نوشت: جناب فرمانده اسلحه‌ام را زیر خاک پنهان کردم، دیگر نمیخواهم بجنگم، این تصمیم بخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست...

راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیب‌هایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود: پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام...

“پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش مهر پدر بی‌بهره میکند...



sSINGLESs
مشاهده همه ی 5 نظر
Reyhane(آوای باران )
آروم و عادیآروم و عادی
Reyhane(آوای باران )

‍ فوق العاده س این متن 👌🏻 آنگاه

‍ فوق العاده س این متن 👌🏻 آنگاه

‍ فوق العاده س این متن 👌🏻

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران
می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش
می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز
می کنی تا براي
خوشبختی خودت دعا کنی

مشاهده همه ی 5 نظر