افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
◈آلـــما◈
آروم و عادیآروم و عادی
◈آلـــما◈

🔳عاشورا تجربه ای همیشگی برای اهل معنا🔳


حکایت یک روز خاص و داستانی در دل تاریخ نیست. عاشورا برای اهل معنا ، عین تاریخ، مستمر و همیشگی و محصور در یک زمان و یک سرزمین نیست. عاشورا صحنه تلاقی و برخورد دو اندیشه و مذهب است که ریشه در تاریخ بشریت دارد. عاشورا نمایش تلخ تهاجم مذهب دروغ و خرافه علیه مذهب راستی و نمایانگر مظلومیت و غربت اهل طریقت و صاحبان هدایت در همه زمان ها است. عاشورا تصویری کشیده شده بر قامت زمین و زمان است ، که دو نقاش زبر دست، حسین و یزید، با دو قلم از نور و ظلمت، رنگ آمیزی کرده اند و گویی مکمل هم در خلق این اثرجاویدان هستند تا عاشورا خود مدرس بزرگ تاریخ شود و به آدميان بیاموزد آموختنی ها را،  تا مومنین فردا  تلخیها را دوباره و صد باره تجربه نکنند . 
در خلق این نقاشی ماندگار از یک سو یزید است که مظهر تمام نمای ظلمت و سقوط است. او برای بسط قدرت و اقتدار خویش، شریعت نبوی را به خدمت گرفت و توجیه گر شرعی حاکمیت ستم کرد. با روایت و حدیث، با آیه آیه های قران، با تفسیر، با توسل به فتوا ... حقیقت را سر برید. چه استادانه توانست کاری کند که ، حسین (ع)، برادر حسن(ع)، پسر علی(ع)، فرزند فاطمه (س) و نوه رسول خدا(ص)، تنها بعد از گذشت شصت سال از هجرت، مسلمانان و شیعیان! او را خارجی بدانند. چه مدرس بزرگی است یزید، برای آل خویش وچه استعداد و نبوغی دارند شاگردان این مکتب! او دانسته بود که با تبلیغات و رعب و وحشت و دسیسه و نیرنگ می توان همه چیز را چنان جلوه داد كه حرف و راهى برای دفاع حقیقت و حق باوران نماند و شاگردان مكتبش براستى كه تا كنون عَلَمِ ناراستى او را بر زمين نگذاشته اند.
و از سوی دیگر نقاش برجسته ای است به نام حسین که  همیشه تنها ومظلوم است و بر مظلومیت او، حدی متصور نیست. نه تنها در عاشورا و کربلا، که بعد آن روز هم، همچنان بر او ستم شد. علمداران جمود و بیرقداران تحجربرای کسب جیفه دنیا و تصرف و تسلط بر قلوب عوام و استفاده از آنها برای رسیدن به مقاصد خویش، نام حسین(ع) را  و قصه ای حزن انگیز از داستانی خود ساخته را برای پنهان کردن حقیقت او، پیام او و راه او در کوچه وبازارفریاد زدند.

چه مظلوم است حسین(ع) که بعد از شهادتش، با نام حسینی دروغین به پیکار با او برخواسته اند. حسین، علیه حسین!! . برایش بدلی ساخته اند که هیچ شباهتی با او ندارد، حسینی که نماد حقارت، عجز، خشم و کینه، سرخوردگی، ضعف، نیازمند به ترحم دیگران وزبونی در برابر ظلم است و فریاد و صد فریاد که  حسین (ع) مظهر تمام نمای شجاعت، معرفت، مهر و عشق، شعور و اندیشه، ایثار و از خودگذشتگی، صلح و صفا و تمامی صفات حمیده است. حسین(ع) همیشه تنهاست، او را در تاریخ می جوییم! که او در میان ماست، اما مظلوم وغریب و در پرده غیبت است. حسین(ع) انسان کامل، قطب وقت و امام زمان خویش است و هم چون همه امامان و اولیاء قبل و بعد از عاشورا، در غیبت است.

غایب از عقول و معرفت مردم وغایب از چشمان بی بصیرت آنها و غایب از شعور اسیران زر و زور و تزویر که به اجبار روزمرگی و جان کندن را،بر عدالت و انسانیت برگزیده اند. میل حسین(ع) ماندن درغیبت نیست، چرا که مامور نجات و هدایت انسان است و از اسارت آنها دلتنگ، چون خلق خدا را فرزندان خویش می داند. حسین(ع) سلطان العاشقین و آموزگار بزرگ عشق است و خود هم راه و هم مقصد است. حسین(ع) راه و هدفی است عاشقانه ، آن زمان که تمام کوچه های عقل، به بن بست سیاست و نیرنگ طاغوت می رسد. راه حسین(ع) راه انتحار نیست که یک انتخاب برای رهروان حقیقت و راستی است. حسین(ع) خود عین مذهب و دین است و هر کس با اوست با خداست و هر که بی او، بی خداست.

حسین مهاجری  از تبعیدگاه  وطن دروغین   به سوی وطن  راستین است .حسین(ع) برای تصاحب سلطنت و رقابت با یزید عزم مسافرت  به کربلا نکرد،  او به دنبال کسب قدرت نبود و این تهمتی است که همه جباران عالم برای مقابله با اولیاء الهی به آنها نسبت می دهند تا بتوانند عوام الناس را فریب دهند و شقاوت خود را توجیه کنند. 
چگونه می توان مدعی شد که در راه او هستیم زمانیکه که به اسارت خو کرده ایم و معنای آزادی  و آزادگی را نمی دانیم و  در برابر ستمگران کرنش، بی تفاوتی و حقارت را پیشه کرده ایم. چگونه می توان در راه او بود زمانی که از تجربه ها پند نگرفته ایم و خود را فریب داده دلخوش به وعده های دروغین کرده ایم  و خود را به خواب زده ایم و سراب را آب دیده ایم و دیگران را به خفتن سفارش میکنیم . چگونه میتوان مدعی شد در راه حسین هستیم زمانیکه از مولای خویش و دلیل دلتنگی های او غافلیم و...

نظرات برای این پست غیر فعال است
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
وز گوشه نشینان توخاموشتر از من

هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست
ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من

می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
اما که در این میکده غم نوشتر از من

افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن
افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من

بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش
اما شب من هم نه سیه پوشتر از من

گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار کجا گوشتر از من

بیژن تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک
خونم بفشان کیست سیاوشتر از من

با لعل تو گفتم که علاجم لب نوش است
بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من

آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل
دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ⓃⒾⓂⒶ
ⓃⒾⓂⒶ
IMG_20180914_041437.jpg

فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد.
اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد.
تو چایت را بنوش.
روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین
و با او گپ بزن.
برای پرنده ها دانه بریزی
و بعد از دیدن نوک زدن آنها
به دانه های گندم لذت ببری.
میشود از زندگی لذت برد.
خوب میشد اگر زندگی میکردیم
نه فقط نفس میکشیدیم!

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 3 نظر
◈آلـــما◈
آروم و عادیآروم و عادی
◈آلـــما◈
به نام مادر

یک نفرهایی هستند تو دنیا
که به هزار نفر می ارزند...{-w67-}



پ ن: سکانس زیبای
آخرین وصیت های مادر در فیلم "مادر"

نظرات برای این پست غیر فعال است
mina
آروم و عادیآروم و عادی
mina
191571_839.jpg

در چهرهء خود هیبت زهرا دارد

بر دوش ابالفضل علی جا دارد

با این که سه ساله است مانند عمو

در دادن حاجت ید طولا دارد


السلام علیک یا رقیه بنت الحسین

مشاهده همه ی 5 نظر
طهورا
مهربونمهربون
طهورا
نوحه ی عربی حضرت عباس

اینجا کلیک کنید
👎👎👎👎👎👎👎👎👎

نوحه ی عربی حضرت عباس(ع)
_______________________
السلام علیک یا ابالفضل العباس
این همه آدم رفتند و نیامده اند؛
و فقط یک نفر است که رفت و هنوز هم
در تاریخ دارند می‌گویند:‏ نیامد نیامد ...
ای اهل حرم
میر و علم‌دار نیامد‎ ...

مشاهده همه ی 29 نظر
s.a.m
مهربونمهربون
s.a.m
38.jpeg

.

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 4 نظر
mina
آروم و عادیآروم و عادی
mina
resize[_]7C6AD07E-0ECA-169E-16B7-5DB50FFC2E74.jpeg

با من از ماندن بگو رفتن تباهم می کند
خوب میدانی رفتنت خانه خرابم میکند
من به لبخند زیبای لبانت عادت کرده ام
ترک عادت هم که میدانی چه کارم میکند ؟
قدر یک دم دستانت را ز دستانم مگیر
فکر یک دم بی تو بودن .بر مردن مجابم میکند
آتشی بر جان من انداخت تاب گیسویت
آتش وتابی که فقدانش خرابم می کند
ردتو در خاطراتم چون شهابی روشن است
رفتنت روز مرا شام سیاهم می کند

مشاهده همه ی 4 نظر
Tara
Tara

شهید شادمانی ها مشو، غم را مواظب باش
اگر بر عمر حسرت می بری، دم را مواظب باش...
پدرها و پسرها را تب تقدیر خواهد کشت
دم جان کندن سهراب، رستم را مواظب باش
نمازی آتشی خواندی، بهشتی دوزخی دیدی
بهشت نقد گم کردی، جهنّم را مواظب باش
کلامی تازه پیدا کن، بهشت گم شده این است
سحر را تازه کن، باران نم نم را مواظب باش
اگر باران شدی لب های عطشان را رعایت کن
اگر توفان شدی گل های مریم را مواظب باش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید