لحظه  بروز رسانی 
Nafas
مهربونمهربون
Nafas

عشقش که سر کلاس زنگ میزد می گفت خانوم اجازه

عکس عاشقانه

عشقش که سر کلاس زنگ میزد می گفت

خانوم اجازه برم آب بخورم ؟

حالا مدتهاست که دیگر اجازه نمیگیرد

و این بار معلم است که هر روز میگوید :

چن وقته خیلی داغونی ،

برو یه آبی به سر و صورتت بزن.

مشاهده همه ی 1 نظر
Nafas
مهربونمهربون
Nafas

تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو بر

عکس عاشقانه

تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو

بر روی پیشانی ام نوشته شده

تو باید باشی تا با لبهایت

آن را برای من رقم بزنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nafas
مهربونمهربون
Nafas

گورِ مرا بزرگ بسازید یک دنیا “آرزو” را باید

عکس عاشقانه

گورِ مرا بزرگ بسازید

یک دنیا “آرزو” را

باید با خود به آن ببرم

مشاهده همه ی 7 نظر
Nafas
مهربونمهربون
Nafas

هزار بار هم که از این شانه به آن شانه

عکس عاشقانه

هزار بار هم که از این شانه به آن شانه بِغَلتی

این شب

صبح نمی شود

وقتی

دل تنگ باشی

مشاهده همه ی 1 نظر
Nafas
مهربونمهربون
Nafas

تنها بودم همه جا تاریک شد ترسیدم سراسیمه و سرگردان

عکس عاشقانه انتظار

تنها بودم

همه جا تاریک شد

ترسیدم

سراسیمه و سرگردان دویدم و آغوش تو را یافتم

قرار گرفتم

آرام شدم

همه جا روشن شد

ولی باز تو رفتی و من ماندم و تاریکی و ترس….

مشاهده همه ی 1 نظر
Nafas
مهربونمهربون
Nafas

اینهمه , شب که گذشت اینهمه گریه که من سر

عکس عاشقانه

اینهمه , شب که گذشت

اینهمه گریه که من سر دادم

بیهودست

رفت که رفت

آنکه چشم سیهش برد دل و جانم را

او که آهنگ صدایش کرد مدهوش مرا

دیگر نیست

رفت که رفت

کشت مرا

کشت احساس مرا

ای دریغا که من گمگشته

همچنان حیرانم

که چرا برد مرا از من خویش

شاید این جان , که از من بگریخت

رفته باشد به تمنای بهشت

لیک چه سود

من درین خامش بیداری صبح ویرانم

مشاهده همه ی 1 نظر