لحظه  بروز رسانی 
عليرضا
عليرضا

يك مطلب در مورد ريزش مو خواندم ياد يك شعر قديمي

يك مطلب در مورد ريزش مو خواندم ياد يك شعر قديمي افتادم كه مي گفت
كچل ها جمع شويم تا برويم پيش خدا
يا بما مو دهد يا بزند گردن ما

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عليرضا
عليرضا

سلام و صبح بخير آرزو دارم صبحتان سرشار از شادي

سلام و صبح بخير
آرزو دارم صبحتان سرشار از شادي سرزندگي و سرانجام  روزتان موفقيت و شاد گامي باشد

مشاهده همه ی 1 نظر
عليرضا
عليرضا

قلب مرا دزدیدورفت روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و

قلب مرا دزدیدورفت

روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و رفت
روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت
روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت
دانه ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت
روز چارم دانه اش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفت
با لباس قهوه ای آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشم های بی قرارم دید و رفت
فیل را هم این بلا از پا می اندازد خدا
هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت
او که طرز خنده اش خانه خرابم کرده بود
با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت
تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی
جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت
زیر باران راه رفتن، گفت می چسبد چقدر
با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت
استجابت شد چه بارانی گرفت آن شب ولی
بی من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت
روز آخر بی دعا بی ابر هم باران گرفت
دید اشکم را نمی دانم چرا خندید و رفت

 Image result for ‫گل زيبا‬‎

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید