لحظه  بروز رسانی 
Banoo
Banoo

تو را بارها به یاد می‌آورم. اما نمی‌توانم به سراغت

تو را بارها به یاد می‌آورم. اما نمی‌توانم به سراغت

تو را بارها به یاد می‌آورم...
اما نمی‌توانم به سراغت بیایم...
زیرا میان ما...
دردی اتفاق می‌افتد...
که با آن یکدیگر را می‌کُشیم...


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد ahvazi
آروم و عادیآروم و عادی
محمد ahvazi

"اوني كه نـــــــــــــــــاز مي كنه هميـــــــــــــــــــشه محبت مي بينه اما اوني

"اوني كه نـــــــــــــــــاز مي كنه هميـــــــــــــــــــشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مــــــــــــــــي كنه هميـــــــــــــــــــــــــشه تنهاست"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
najme
خوشحالخوشحال
najme

اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد آفتابی

اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد
آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد

آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت
رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد

صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه
آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟

هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد، نشد
هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد

هر چه روزی آرمان پنداشت، حرمان شد همه
هر چه می پنداشت درمان است، عین درد شد

درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود
پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟

سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد

بر زمین افتاد چون اشکی ز چشم آسمان
ناگهان این اتفاق افتاد: زوجی فرد شد*

بعد هم تبعید و زندانِ ابد شد در کویر
عین مجنون از پی لیلی بیابانگرد شد

کودکِ دل شیطنت کرده است یک دم در ازل
تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
najme
خوشحالخوشحال
najme

از امروز که تصمیم گرفتم فراموشت کنماگز هزار روزهم بگذرد باز تورا

از امروز که تصمیم گرفتم فراموشت کنم
اگز هزار روزهم بگذرد 
باز تورا بیاد خواهم آورد و باز هم چشمانم پر از اشک خواهد شد 
و هزاران بار از خودم خواهم پرسید که چرا اینگونه شد 
من به تو خواهم اندیشید 
به روزهای شیرین دوستیهایمان و دلتنگیهایمان
خواهم اندیشید به روزهای سردی که وارد زندگیمان شد 
و به گریه های شبانه ام
و آن هنگام که مثل امروز تصمیم گرفتم فراموشت کنم
به خداحافظیهایی که در سکوت گم شد
به چگونه رفتنم
و به صدای گریه هایت
و به ظلمی که در حق هردویمان کردی
و باز هم اشک خواهم ریخت
برای همه ی حرفهایی که میخواستم برایت بگویم 
برای چشمهایی که خسته براهت گذاشته ام
و برای دلی که هزاران بار شکستی ولی باز هم برایت تپید 
من از امروز فراموشت خواهم کرد...

مشاهده همه ی 3 نظر
najme
خوشحالخوشحال
najme

تا بحال شدهانقد منتظر کسی بمونی ولی. اون نیادو تو بری

تا بحال شده
انقد منتظر کسی بمونی ولی...

اون نیاد
و تو بری...

بعد اون بیاد و ببینه که رفتی

و تازه یادش بیفته که باید میومده 
؟

الان تو پشیمون تری یا اون؟؟

مشاهده همه ی 4 نظر
خدانگهدار...
آروم و عادیآروم و عادی
خدانگهدار...

به تمامِ دستهایے که عاشقانه به سمتم آمدند گفتم

عکس و تصویر به تمامِ دستهایے که عاشقانه به سمتم آمدند گفتم نه از ترسِ از دست دادنِ ...
به تمامِ دستهایے که
عاشقانه به سمتم آمدند
گفتم نه
از ترسِ از دست
دادنِ کسے که
دوست داشتمَش
ولی هرگز نداشتمَش

مشاهده همه ی 1 نظر
najme
خوشحالخوشحال
najme

میشود. انقدر به یادم نیایی؟ میخواهم کمی فراموشت کنم! کمی بیادم

میشود.....


انقدر به یادم نیایی؟


میخواهم کمی فراموشت کنم!


کمی بیادم نیا


بگذار کمی هم آرام گوشه ای بنشینم و زندگی کنم


بگذار کمی راحتتر نفس بکشم

فقط کمی....

مشاهده همه ی 6 نظر
najme
خوشحالخوشحال
najme

رفاقــــت را از گــــرگ بیامــوز  . . . گـــرگ با همنوعان خود به شکار مـیرود

رفاقــــت را از گــــرگ بیامــوز  . . .

گـــرگ با همنوعان خود به شکار مـیرود , خو میـگیـرد و زنـدگی میـکند . . .

اما موقــع خواب یک " چشم خود را باز میگذارد " . . .

گویـی گـــرگ

معنای رفاقـت را خوب درک کرده . . .

مشاهده همه ی 2 نظر
najme
خوشحالخوشحال
najme

اینکه به یه آدم افسرده بگی "تا خودت نخوای خوب نمیشی"،

اینکه به یه آدم افسرده بگی "تا خودت نخوای خوب نمیشی"، همونقد بی معنیه که به یه آدم بی دست بگو صب کن تا دستت خودش دربیاد!!

مشاهده همه ی 2 نظر