Untitled_1.jpg























































بروز رسانی 
رضا همایی، گندمزار عشق
رضا همایی، گندمزار عشق

می بینی قائده بازی رو.؟ چشمان تو با قلب من

می بینی قائده بازی رو.؟ چشمان تو با قلب من

می بینی قائده بازی رو...؟
چشمان تو با قلب من بازی میکنند و
دست من با کلمات
نه قلب من حریف چشمهایت میشوند
و نه اشعارم به خط پایان
اما
میدانم
در هر دو میدان
بازنده عشقت منم


رضا همایی

مشاهده همه ی 2 نظر
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

همه ما آنچنان از مرگ می ترسیم که دایم سعی داریم

همه ما آنچنان از مرگ می ترسیم که دایم سعی داریم گناه مرده ها را ببخشیم، گویی می خواهیم جلو جلو دیگران هم وقتی نوبت مرگ ما شد، از گناهان ما بگذرند .
کوری / ژوزه ساراماگو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

"ديگر نمی تواند يکی مثل من / تو پيدا کند"

"ديگر نمی تواند يکی مثل من / تو پيدا کند"
اين جمله بسيار بی معنی و چرند است. کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است، دنبال مثل شما نمیگردد. واضح است، اگر مثل شما را می خواست که خودتان بوديد. مگر نه؟
همسر يا مدير قبلی شما دنبال يکی می گردد که مثل شما نباشد. پس کس ديگری را پيدا میکند که مثل شما نيست. به همين سادگی.
اين جمله همان قدر بی معنی است که جمله: "غم آخرتان باشد."
جمله «غم آخرتان باشد»، يعنی: "اميدوارم که شما نفر بعدی باشيد که فوت می کنيد" چون در غير اين صورت، شما حداقل غم يک نفر را خواهيد ديد؛ و او، همان کسی است که قبل از شما مرده است ...!
...
شهر باریک (مجموعه داستان) / آیدا احدیانی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
لوسلوس
ماهورکارا

آ خ دلم هوای نم نم باران کرده خدااااااا بزن باران

آ خ دلم هوای نم نم باران کرده خدااااااا بزن باران که این دل برای تو زنده است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ateş
Ateş

رفته ای از نگاه من ، مانده ولی هوای تو دم

رفته ای از نگاه من ، مانده ولی هوای تو دم

رفته ای از نگاه من ، مانده ولی هوای تو دم به دقیقه می رسد به گوش من صدای تو کوچه ی ذهن من شده محل رفت و آمدت رفته ای و نبرده ای خاطره را چرا چرا لعنتِ بر منی که شد یک نظر آشنای تو سکوت کرده ام .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ateş
Ateş

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،

آدمی را همواره در پی گم شده اش،

ملتهبانه به هر سو می کشاند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ateş
Ateş

کـجــای ایـن جــنـگـل شــب پنهون می شی خورشیدکم پشـت کدوم

چکاوک

کـجــای ایـن جــنـگـل شــب پنهون می شی خورشیدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت پر مـی کــشــی چــکـاوکم
چرا بـه من شک می کنی مـن کـه مـنـــمبـرای تــو
لبـریـزم ازعـشــق تــو و سـرشــارم از هــوای تــو
دسـت کدوم غزل بـدم نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقـمو
گـریه نمی کنمنـــرو آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون بغض نمی کنمببیـن
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منونرو
نبودنت مرگه منه راهییه این سفر نشو

مشاهده همه ی 2 نظر
Ateş
Ateş

یکی باید باشد یکی که آدم را صدا کند

یکی باید باشد
یکی که آدم را صدا کند
به نام کوچکش صدا کند
یک جوری که حال آدم را خوب کند
یک جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید