لحظه  بروز رسانی 
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

💕مردم شهرم همیشه عجول بوده‌اند همیشه همه‌ی کارهایشان را با

💕مردم شهرم همیشه عجول بوده‌اند همیشه همه‌ی کارهایشان را با

💕مردم شهرم همیشه عجول بوده‌اند
همیشه همه‌ی کارهایشان را با عجله انجام داده‌اند، چای را داغ سر کشیدند، پشت ترافیک بوق را یکسره کردند، شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند
در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند...

زود ازدواج کردند و زود هم پشیمان شدند،
آنقدر عجله کردند که وقتی رسیدند نفسی برایشان نمانده بود...
باور کنید انتهایش چیزی نیست،
وقتی به خودتان میرسید، درون آینه فقط یک مرد، یک زن با موهای جوگندمی نگاهتان میکند، عمر به قدر کافی تند میدود، شما آهسته راه بروید و به آرزوهایتان برسید...

به خودتان هر روز نگاه کنید و آدم‌ها را یواش یواش دوست بدارید،
چای را پای حرف‌های معشوقه‌ی دوست داشتنیِ تان سرد کنید،
خیابان را باعشق قدم بزنید، شما هرگز به سن و سالِ الانتان برنمیگردید...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

اگر عاشقش هستی اولین کسی که باید بفهمد خودش است

اگر عاشقش هستی اولین کسی که باید بفهمد خودش است

اگر عاشقش هستی
اولین کسی که باید بفهمد خودش است نه آخرین نفر!
اگر عشقی باشد دیوانگی در رابطه موج میزند.
عاقل ها به یک دوست داشتن ساده راضی اند..
عشق است که دیوانگی میطلبد
اگر عشقی درکار باشد توباید الویت اول باشی
اگر اولویت آخر شدی که نه اصلا اگر اولویت دوم هم که شدی استارت فراموشی را بزن...چون دیگر عشقی در کار نیست...!
اگر دیوانگی در کار باشد به قلب دادن در تلگرام بسنده نمیکند..
بخدا نمیکند!!
می آید دم در خانِتان.
سنگ میزند به پنجره ی اتاقتان
و صدای قلبش را که برایت میتپد زنده پخش میکند.
قلب دادن در تلگرام هنری نمیخواهد یک دکمه است
یک قلب است که برای همه میشود داد بدون آنکه عشقی درکار باشد.!!
عشق پنهان کردن نمیخواهدعشق را باید فریاد زد باید در شهر جار بزنی که ای مردم قلب من اگر تپیدنی بلد است به خاطر وجوداین آدم است.
خراب نکنید تصویر عشق را
اگر عاشقی کردن بلد نیستید
دلسرد نکنید مردم را اگر خودتان عاشقی کردن را بلد نبوده اید.!
عشق قشنگ است همیشه بوده و همیشه قشنگ میماند
نگیرید جرئت مردم را..
دلدادگان را نترسانید ازعشق
عشق غولِ بی شاخُ دم نیست.
عشق همان نگاهِ زیبا..
همان لبخند فراموش نشدنی..
همان صدایِ خسته و خواب آلوده..
همان دلیل نفس کشیدن..
عشق همین هاست!
از آن نترسید..
یاد بگیرید عاشقی را وعاشق شوید
دل به دریا بزنید
دیوانگی به خرج دهیدو
ازعشق نترسید.!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

احمد شاملو: سادگیم را. . یکرنگیم را. به

احمد شاملو: سادگیم را. . یکرنگیم را. به

احمد شاملو:
سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به پای حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...

دوره.
دوره ی گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خیالشان راحت می شود از خودشانی!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم... ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ !
ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﻨﺪ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺎﺯ ...!
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ؛
ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ،
ﺗﺎ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﺎﺵ ﺑﻮﺩ؛
ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ؛
ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﻮﻧﺪ...
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ...!
ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ،
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﮐﻢ ﻧﺒﻮﺩ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

ساده ڪه باشی . آدمهاخیلی زود دوستت میشوند و

ساده ڪه باشی . آدمهاخیلی زود دوستت میشوند و

ساده ڪه باشی ...
آدمهاخیلی زود دوستت میشوند
و تو خیلی دیر میفهمی دشمنت بودند
ساده ڪه باشی
آدمها با همه ڪمبودهایشان به غرورت
حمله میڪنند و با همه غرورشان مچاله ات میڪنند
ساده ڪه باشی
آدمها تو را همیشه بازی میڪنند و خودشان همیشه بازیگران پشت پرده میمانند
ساده ڪه باشی
آدمها اوقات بیڪاری راباسادگی ات پرمیڪنند و تو درلحظه های اندوه تنها می مانی
ساده ڪه باشی
سادگی ات را حمایت میخوانند و کسی نمیفهمد
تو از فرط
''''آدم بودن''''
ساده ای...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

"عشق باید درخور معشوق باشد" یک قاعده ی

"عشق باید درخور معشوق باشد" یک قاعده ی

"عشق باید درخور معشوق باشد"

یک قاعده ی کلی در مورد هرگونه عشقی وجود دارد،
چه عشق به زندگی باشد،
چه عشق به یک انسان دیگر،
و یا یک گل...
من هنگامی میتوانم دوست بدارم که عشق من «درخور» معشوق باشد و
با نیازها و طبیعت او «همخوانی» داشته باشد.
عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد، خود را در این نشان می‌دهد که تنها همانقدر که نیاز دارد
به آن آب بدهم.
اگر درباره ی «آنچه که برای گیاهان سودمند است» یک پیش باوری دارم، مثلا این که همه‌ی گیاهان به آب فراوان نیاز دارند، گیاه را خراب خواهم کرد و
از بین خواهم برد،
چون نمی‌توانم آن را چنان که بایسته‌یِ اوست دوست بدارم.
پس فقط دوست داشتن و
بهترین آرزوها را برای یک موجود زنده‌ی دیگر داشتن، کافی نیست.
تا ندانم «نیاز» یک گیاه ،
یک کودک،
یک مرد،
و یا یک زن چیست،
و تا نتوانم خود را از پیش فرض‌ام در این باره، که بهترین چیز برای دیگران چیست و از «میل‌ام به کنترل دیگران»،
رها کنم،
عشق من ویرانگر است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

عشق جانکاه است یا جان‌بخش؟ حالا هر چه هست ،

عشق جانکاه است یا جان‌بخش؟ حالا هر چه هست ،

عشق جانکاه است یا جان‌بخش؟
حالا هر چه هست ،
عشق‌بازان ،،
بینِ مرگ و زندگی پل ساختند..

روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود
از همان آغاز ما را کم‌تحمل ساختند...

‌نظری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

محبوبم، من . نه یک بار که بارها میخواهمت

محبوبم، من . نه یک بار که بارها میخواهمت

محبوبم، من ...
نه یک بار که بارها میخواهمت...
میخواهمت برای خودم
برای جهانی که با آنهمه بزرگی پیشِ چشمانِ تو
پیش پا افتاده ترین اتفاق است
میخواهمت تا از یادم نرود
زیباترین معنای زندگی را،
میخواهمت بی هراس تر از همیشه برای همیشه ی عمر
برای خلوت ترین کنجِ تنهایی،
برای خانه ی کوچکم که با حضور تو هیچگاه
از مِهر خالی نمیشود،
برای عشقی که تنها با تو پابرجاست
محبوبِ من ،
من نه یک بار که بارها میخواهمت
با هر لبخند با هر نگاه با هر تپش من بازهم،
بازهم بی تاب تر از همیشه میخواهمت ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

‏همونجا که رهی معیری میگه : از آتش سودایت دارم

‏همونجا که رهی معیری میگه : از آتش سودایت دارم

‏همونجا که رهی معیری میگه :
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمیبینی دردی که نمیدانی
همونجا،
دقیقا همونجا رو نمیدونی..!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

آن روز که سر و کله ات وسطِ زندگی ام پیدا

آن روز که سر و کله ات وسطِ زندگی ام پیدا

آن روز که سر و کله ات وسطِ زندگی ام پیدا شد ، فکرش را هم نمیکردم یک نفر بتواند قلبم را به خودش پیوند بزند
آن روز که سرنوشتت را به سرنوشتم گره زدی نمیدانستم این گره آنقدر کور میشود که برای اولین بار نخواهم این گره نه با دست نه با دندان باز شود...
تو !
مردی با شانه های پهن!
لبخند های آرام،
و آغوشی گرم
چنان در من متولد شدی که انگار سالهاست تو را دوست داشته ام !
از آن روز که عطر تو روی پیراهنِ من جا ماند ، و بوسه ات روی پیشانی ام
زندگیِ من وسطِ سرنوشت تو مهر شد
و من دختری با سماجتی شیرین دیگر تو را به خودت پس نخواهم داد ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید