لحظه  بروز رسانی 
صراط
مهربونمهربون
صراط

زندگی مانند یک فلوت است؛ توخالی و پر از سوراخ،

زندگی مانند یک فلوت است؛
توخالی و پر از سوراخ،

اما اگر درست با آن کار کنی،
برایت آهنگ‌های دلنوازی می‌نوازد ...
🍃🍃🍃

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
صراط
مهربونمهربون
صراط

یا ایها العزیز جان ز تـو جوش می

یا ایها العزیز

جان ز تـو جوش می کند..
دل ز تـو نـوش می کند..
عقل، خـروش می‌ کند..
بی‌تو به سر نمی‌شود..

مشاهده همه ی 1 نظر
صراط
مهربونمهربون
صراط

🔻نگاهی کوتاه به دلایل عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا

🔻نگاهی کوتاه به دلایل عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا

🔹بیستم خرداد ماه 1360، امام خمینی طی حکمی کوتاه و مختصر خطاب به ستاد مشترک نیروهای مسلح، بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد.

🔸به طور کلی عزل بنی‌صدر توسط امام به دو عامل اساسی برمی‌گردد؛
1- اشتباهات جنگی و محاسبات و تحلیل‌های نادرست بنی‌صدر در روزهای آغازین جنگ که به سقوط خرمشهر انجامید؛
2- همکاری پشت پرده بنی‌صدر با معاندین انقلاب، با هدف تصرف منطقه غرب کشور توسط جریان ضد انقلاب و سپس تصرف تهران به دست سازمان مجاهدین خلق.

🔹اکبر براتی قائم‌مقام وقت اطلاعات سپاه در غرب کشور در این باره(دلیل دوم عزل بنی‌صدر از فماندهی قوا) در مصاحبه‌ای که در سال 96 با تسنیم داشته است می‌گوید: « بنی صدر 3 روز در غرب کشور بود و صبح روزی که شبِ آن عزل شد، قرار بود بیاید در سپاه و صبحگاه مشترک سپاه و ارتش را در آنجا به عنوان جانشین فرمانده کل قوا حضور داشته باشد و صحبت کند. ما سپاه را برای او آماده کرده بودیم ولی در عین حال خدا شرایطی را به وجود آورد که ما از جریان جلسات مخفی آنها در قرارگاه مقدم نیروی زمینی در غرب کشور مطلع شدیم و آنها را گزارش کردیم.»

🔸براتی ادامه می‌دهد «نتایج حاصله این بود که قرار شد جانشین فرمانده کل قوا(بنی‌صدر) به لشکر 81 کرمانشاه و لشگر 64 ارومیه ابلاغ کند که شماها برای دفاع از خوزستان بروید جنوب کشور. در این صورت در کردستان برای پشتیبانی از بچه‌هایی که به سختی داشتند وجب وجب خاک کردستان را تحویل می‌گرفتند، چیزی نمی‌ماند. من با اجازه‌ای که از فرماندهی اطلاعات سپاه داشتم، در موارد اضطرار و استثناء اجازه داشتم که مطالب را به امام برسانم و رای شهید بروجردی هم به عنوان فرمانده حاضر در منطقه این بود که شما موظف و مسئول این پرونده هستید چون شهید بروجردی، من و یک شخص دیگر در جریان بودیم، هیچ کس در جریان این مسائل نبود که اکنون فقط ما دو نفر زنده هستیم.»

🔹قائم‌مقام وقت اطلاعات سپاه غرب چگونگی وقوع این کودتا را اینگونه تشریح می‌کند: «اینها قرار بود با سبک کردن حضور ارتش در غرب راه را باز کنند و جریانات مختلف ضد انقلاب از آنجا عبور کنند و به کرمانشاه بیایند و در آنجا خیمه بزنند. کرمانشاه را در اختیار بگیرند و بعد به سمت تهران بیایند و در تهران منافقین که مسلح و آماده بودند، بریزند و مراکز قدرت را بگیرند. بیت امام را هم محاصره کنند و جانشین فرمانده کل قوا(بنی‌صدر) هم اعلام کند که مردم نگران نباشید! همه چیز تحت کنترل است. به دلیل سوء مدیریت سپاه و ناتوانی نیروهای آموزش ندیده سپاه، امنیت در کشور متزلزل شده و من به عنوان جانشین فرمانده کل قوا امنیت تهران را به آقای رجوی محول می‌کنم و این سازمان آموزش دیده و مبارز بر امنیت کشور حاکم می‌شود. بعد فرماندهان سپاه را عزل کنند و بگویند شما اگر می‌خواهید بروید در جنگ بجنگید و اگر نمی‌خواهید بروید دنبال کارهای خودتان. فرماندهانی هم که رجوی برای سپاه و ارتش تعیین می‌کند، وارد این داستان‌ها نمی‌شدند.»

🔸ده روز پس از عزل بنی‌صدر از فرماندهی قوا، مجلس طرح عدم کفایت بنی‌صدر را با 177 رای موافق از 190 رای، تصویب کرد و از همان روز نیز مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق علیه مردم و جمهوری اسلامی، با بهانه حمایت از بنی‌صدر، آغاز شد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
صراط
مهربونمهربون
صراط

به گستاخی غم هرگز ندیدم میهمانی را اگر با گریه

به گستاخی غم هرگز ندیدم میهمانی را
اگر با گریه بیرونش کنم با ناله می آید

مشاهده همه ی 1 نظر
صراط
مهربونمهربون
صراط

📝 دکتر محمد جواد آسایش سفیر سابق ایران

📝

دکتر محمد جواد آسایش سفیر سابق ایران در شیلی میگوید:
زمانی که در دهه هفتاد به شیلی اعزام شدم, مشابهت های فراوانی با آداب و رسوم ایرانی در آنجا یافتم که بسیار برایم عجیب بود، مثلا بازاری قدیمی و بسیار بزرگ در شیلی هست که به نام بازار "پرسا" معروف است.
این بازار از زمانهای بسیار قدیم در شیلی وجود داشته و مردم محلی آنرا از آثار ایرانیان قدیم می دانند، هر کالایی را مردم در جایی پیدا نکنند می گویند پرسا رفتی؟ یعنی آن جنس حتما در آنجا پیدا می شود.

در دماغه ماژلان در جنوبی ترین نقطه آمریکا آتشگاه و آتش دائمی وجود داشته که محلی ها میگویند، افروزنده آن ایرانیهای کهن بودند که به آنها قبیله کاوشگر می گویند.

ایشان همچنین اشاره کردند که سفیر کشور دومنیکن در سمیناری خطاب به برخی اروپاییان که سرخپوستان امریکای لاتین را وحشی نامیده بودند، گفتند
ما وارثان تمدنهای چین و ایران هستیم، وحشی شما هستید!

دکتر آسایش دیداری با رییس یکی از قبایل شیلی داشتند، در این دیدار سفیر ایران از او پرسیده بودند نام چیله یعنی چه؟!
( مردم شیلی کشورشان را چیله مینامند) رییس قبیله می گوید:
اجداد ما از قدیم، به کشورمان چیله می گفتند, به معنای انتهای دنیا. دکتر آسایش از رییس قبیله می پرسند، پس ابتدای دنیا کجاست و ایشان جواب می دهند:
پارس

پ.ن:سرزمین بزرگ و با اصالت و متمدن پارس، به امید روزیکه دوباره
قوی و سرپا بایستی ،با ابهت و پرشکوه...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
صراط
مهربونمهربون
صراط

اسمش گل "قهره" قهر میکنه ولی چند دقیقه

گل قهر!

اسمش گل "قهره"

قهر میکنه ولی چند دقیقه بعد زود آشتی میکنه :)

مشاهده همه ی 2 نظر
صراط
مهربونمهربون
صراط

غنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی ای دل

غنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی ای دل..
پس از چندین تحمل ها که زیر بار غم کردی...!

سعدی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
صراط
مهربونمهربون
صراط

     هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

    
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی
ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راهگذارت کجاست تا حافظ
به یادگار نسیم صبا نگه دارد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
صراط
مهربونمهربون
صراط

از کودکی ام نوکر خانش بودم ارباب هم

از کودکی ام نوکر خانش بودم ارباب هم

.
از کودکی ام نوکر خانش بودم
ارباب هم از نوع قدیمش زیباست
.

آن یار قدیمی که نمک داد مرا
بی واسطه لطفِ مستقیمش زیباست
.

آقای کریمِ بی حرم در دلها
اَلْحَقُّ وَ اَلْاِنْصافْ حریمش زیباست .
.

مَنْ ماتَ عَلی' حُبِّ حَسَنْ،ای«خادم»!
مَنْ ماتَ مِنَ اَلْعِشْقْ نسیمش زیباست
. .
.

تازه از سفر رسیده بود، نشانی خانه ای که می خواست را همه می دانستند و راهنمایی اش می کردند، آفتاب که به مغرب رسید می خواست از اسب پیاده شود و حاجتش را بگوید...
شنیده بود صاحب خانه کریم ترین است...
هنوز از اسب پیاده نشده بود که امام حسن علیه السلام یک کیسه نقره به او داد و گفت حاجتت را نگفته می دانم...

حالا پیش خودم می گویم
حاجت من را هم که نگفته می دانی
روایش کن
خدا کند آقایم بیاید...
‌.
.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید