لحظه  بروز رسانی 
niloo
niloo

زنان و درختان چقدر به هم شبيه‌اند. هر دو

زنان و درختان چقدر به هم شبيه‌اند. هر دو

- زنان و درختان چقدر به هم شبيه‌اند..
هر دو ريشه دارند،
هر دو برگ وبار.‌
هر دو بهارهایِ بسيار دارند و زمستان‌هایِ بسيارتر...
و در كمين هر دويشان تبرهایِ بسياری است..
برایِ شكستن‌ها،
برایِ بريدن‌ها،
برایِ قطعِ اميدها...
اما هنر زن بودن به جوانه زدن‌هایِ پی در پی است
حتی وقتی شاخه‌هايت را شكستند،
حتی وقتی ،
بیرحمیِ تبر تنت را،
تنه‌ات را از ته بريد،
اما تو ريشه‌دار باش،
نگذار كه بخشكی و بپوسی
دست‌هايت را به آسمان بلند كن
تو دوباره سبز خواهی شد..

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 11 نظر
niloo
niloo

رنگ چای چشم هایت چه خوش رنگ وغزالیست

رنگ چای چشم هایت چه خوش رنگ وغزالیست

رنگ چای چشم هایت
چه خوش رنگ وغزالیست
چشم هندوسیلان نیست
خوب دم کشیده
بابهارنارنجش
به گمانم
که عطرش ایرانیست

رخ گل
مشاهده همه ی 9 نظر
niloo
niloo

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد.
لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم
سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم...
روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.

مشاهده همه ی 9 نظر
niloo
niloo

اصلا به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری

اصلا به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنند
حتی برایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی ،
کاری که دوست داری و می دانی درست است را بکن و مسیرِ خودت را برو ،
بگذار دیگران هم یاد بگیرند به جای اینکه زمانشان را به پای حسادت و قضاوت و تقلید ، تلف کنند ؛ دنبالِ اهداف و آرزوهایشان باشند ...
گاهی تو به آسیب پذیریِ قرص جوشان می شوی و آدم ها با حرف ها و قضاوت هایشان مانندِ آب ...
نزدیکشان که می شوی ؛ نابودت می کنند !
لازم است کمی دورتر بایستی و در سکوت ، کارِ خودت را بکنی .
که گاهی آرامشِ انسان ، در همین ندیدن ها و نشنیدن هاست ...

ایستگاه دوستی
مشاهده همه ی 8 نظر
niloo
niloo

نزدیکت می شوم بویِ دریا می‌‌آید دور که می شوم

نزدیکت می شوم بویِ دریا می‌‌آید دور که می شوم

نزدیکت می شوم بویِ دریا می‌‌آید
دور که می شوم صدایِ باران!
بگو تکلیف‌ام با چشم‌هایت چیست؟؟
لنگر بیاندازم عاشقی کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم؟! ❤️

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 4 نظر
niloo
niloo

تک تک ما چون اثری هنری تمام نشده ای هستیم که

تک تک ما چون اثری هنری تمام نشده ای هستیم که خداوند در هر لحظه مشغول به کمال رساندن ماست.
هر حادثه ای که‌ برایمان رخ می دهد
و هر جریانی که در زندگی با آن مواجه می شویم،
در جهت برطرف کردن نقص های ما طراحی شده.
چون هدف از خلق اثری به نام بشریت، بی نقصی و‌ کمال است

عشق

ایستگاه دوستی
مشاهده همه ی 4 نظر
niloo
niloo

من مدیونم ؛ به همه ی آنهایی که به اعتمادم

من مدیونم ؛
به همه ی آنهایی که به اعتمادم خیانت کردند و به من یاد دادند که محتاط تر باشم
به همه ی آنهایی که در حقم دشمنی کردند و به من یاد دادند که با هرکسی دوستی نکنم
و به همه ی کسانی که به من حسادت کردند ، سعی کردند تحقیرم کنند و ناخواسته مرا به سمت بهتر شدن سوق دادند
از زخم هایم درس می گیرم و قوی تر می شوم
از شکست هایم پله می سازم و موفق می شوم
آرامشِ مدام ،سهم عابران جاده های بی مقصد و هموار است
اما ؛
برای فتحِ قله هایی که جایِ هرکس نیست
باید رنج هایی کشید که کارِ هرکس نیست ،
باید جور دیگری دوام آورد ...

ایستگاه دوستی
مشاهده همه ی 11 نظر
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق
مشاهده همه ی 2 نظر
niloo
niloo

دوستت دارم مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور

دوستت دارم مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور

دوستت دارم
مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور
مثل پرسه در پاريس
مثل شانزِليزه
تو فقط هر از گاهى وطنم باش
من تا هميشه
دوستت خواهم داشت...

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 9 نظر
niloo
niloo

ما را مثلِ عقرب بار آورده‌اند مثلِ عقرب.!

- ما را مثلِ عقرب بار آورده‌اند
مثلِ عقرب..!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی‌داریم تا شب که سرِ مرگمان را می‌گذاریم،
مدام همدیگر را می‌گزیم
بخیلیم
بخیل..!
خوشمان می‌آید که سرِ راه دیگران سنگ بیندازیم..
خوشمان می‌آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم...
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند ، مثل این است که گوشتِ تنِ ما را می‌جود.‌.
تنگ نظریم ما مردم..
تنگ نظر و بخیل..
بخیل و بدخواه..
وقتی می‌بینیم دیگری سرِ گرسنه زمین می‌گذارد، انگار خیال ما راحت‌تر است..
وقتی می‌بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه‌یِ خاطر جمعیِ ما هست.. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داﺭﻳﻢ...

#ﻣﺤﻤﻮﺩ_ﺩﻭﻟﺖ‌ﺁﺑﺎﺩی

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 4 نظر