لحظه  بروز رسانی 
niloo
niloo

در جهان شتابزده ای نفس میکشیم جهان اولویت بالاتنه ها

در جهان شتابزده ای نفس میکشیم
جهان اولویت بالاتنه ها و پایین تنه ها
دنیای مدرنی که فهمش به اندازه لایک های بسیار است
درکش در حد یک خبر معمولی روزانه
می خواهم بدانم جوان امروز چطور به جنس مخالفش مینگرد؟
آیا اندام و وجزئیات پیکره ها همه علم مانیست؟
شما در آشنایی با یک‌فردچگونه او را بررسی میکنید!
مثلاً شاید شنیده اید یکی از دوستانتان در اوایل آشنایی
با فردی چگونه او را تشریح می کند
لباش قلوه این
ببین عجب رونی داره
سیکس پکشو نگم برات
190قدشه
دقت کردید جملات بعدی اشاره به موقعیت اقتصادی طرف دارد؟باباشونگم برات خونش فرمانیست
بیندیشیم که چگونه نمی‌توانیم به چیزهای دیگر فکرکنیم!؟
ضعیفیم!
اری در همان اوایل آشنایی !
نه کلییات نصیحت مادربزرگانه مثل تحصیلات ،خانواده واخلاق را نمی‌گویم آن ها که نیکوست و فراموش شده
چرا توصیف کسی اینگونه نیست :
صدای پرجذبه‌ای داشت،خیلی شمرده و قشنگ حرف میزد ،جذب اطلاعات ومنشش شد،دیوانه موسیقیه
ما کی تمام رمزو رموز مغزمان را فراموش کردیم ؟
کی شبیه هم شدیم؟کجای داستان به بالاتنه وپایین تنه متکی شدیم؟؟
میدانید بسیاری ازما رابطه جنسی هم نمی‌دانیم
اصلاجاذبه جنسی هم بلدنیستیم
این ها بخاطرتکراری دیدن است
ایده آل های ما کوچک وکوچکتر میشدند
بیشتر صفات لذت بخش های انسانی را از یاد بردیم
کسی نمی گوید پول زیبایی و جذاب بودن چیزبدی است
اما هزاران ری اکشن و جذابیت هاست که نادیده گرفته می شود
ما میتوانیم مهارت دیدن همه لذات رافراگیریم
هنوز آشپزی کسی،رقصیدن بانویی،بغض مردی،تلاش جوانی جذاب است اگر با چشم دل بنگریم
مانمیتوانیم ونمیخواهیم یکدیگر را کشف کنیم
مهم دیدگاه ذاتیست از اول درست ببینیم
کمی فکرکنید چطور جنس مخالفتان را ببینید
امیرشمس

بروبکسـ ـ فیسـ ـ
مشاهده همه ی 7 نظر
niloo
niloo

بوی صبح می دهی و گنجشک ها درخنده هایت پروازمی

بوی صبح می دهی و گنجشک ها درخنده هایت پروازمی

بوی صبح می دهی
و گنجشک ها درخنده هایت پروازمی کنند
حسودی ام میشود به خیابان ها ودرخت هایی
که هرصبح بدرقه ات می کنند
حسودی ام میشود
به شعرها وترانه هایی که میخوانی
خوشا به حال کلماتی
که در ذهن تو زیست می کنند
دلم‌میخواهد یک بار دیگر
شعررا
خیابان را
تمام شهررا
با دست هایت
قدم بزنم‌

بروبکسـ ـ فیسـ ـ
مشاهده همه ی 6 نظر
niloo
niloo

چه دوست داشتنی اند آدم هایی که خالی اند از عقده

چه دوست داشتنی اند آدم هایی که خالی اند از عقده ها و صفت های منفی ،
از حسرت و از حسادت و از خودخواهی ...
آدم هایی که حرف های پشت سرشان را می شنوند ، اما در نهایتِ آرامش و وقار ، سرشان را بالا می گیرند ، لبخند می زنند و راهِ خودشان را می روند . چون پذیرفته اند که آدم ها متفاوت اند و قرار نیست همه ، با یک نفر ، موافق باشند ، یا قرار نیست برای هر عقیده و نظری متوقف شد و به درستیِ همه چیز ، شک کرد !
آدم هایی که هربار زمینشان می زنند ، اما بلند می شوند و مسیرشان را درست تر از همیشه ادامه می دهند ، نه کسی را زمین می زنند ، نه جبهه می گیرند ، نه انتقام ! چرا که خالی از عقده های حقارت و خشم و بی انصافی اند ، خالی از کمبود و نداشته هایی که بخواهند با تحقیر و انتقام و زمین زدنِ دیگران ، جبرانش کنند .
آدم های ناب و کاملی که برای موفقیت ، نیازی به شکستِ دیگران ندارند و در فضایی سالم و سازنده ، برای خوشبختی و آرزوهایشان تلاش می کنند .
کاش دنیا پر می شد از این آدم ها
آدم هایی که مفهومِ عمیقی از آرامش اند
آدم هایی که شخصیت سالمی دارند ...

بروبکسـ ـ فیسـ ـ
مشاهده همه ی 5 نظر
niloo
niloo

اگر مردها حرمت مرد بودن شان را بدانند و زن

اگر مردها حرمت مرد بودن شان را بدانند
و زن ها شوکت زنانه شان را.....
مردها همیشه مرد می مانند و زنها همیشه زن
آنگاه دیگر نه روز "زن" خواهیم داشت
و نه روز "مرد"
بلکه هر روز "روز انسان" است

مــلــت عــشــق
مشاهده همه ی 9 نظر
niloo
niloo

میسرایم چشمهایت را با دوبیتے باغزل با مثنوے

میسرایم چشمهایت را با دوبیتے باغزل با مثنوے

میسرایم چشمهایت را
با دوبیتے
باغزل
با مثنوے
با هرچه زیبا میڪند
مفهوم دریارا
در دوچشم نیلگون تو


بروبکسـ ـ فیسـ ـ
مشاهده همه ی 8 نظر
niloo
niloo

گلِ قاصد نیستم باد بچیند، ببرَدَم نیلوفرم پیچیده

گلِ قاصد نیستم باد بچیند، ببرَدَم نیلوفرم پیچیده

گلِ قاصد نیستم
باد بچیند، ببرَدَم
نیلوفرم
پیچیده به پایت
قد می‌کشم با تو

تااسمان
در غرفه‌های نور وُ
باغ‌های سیب
قدم که می‌زنی، نگاهم کن:
نیلوفرم
پیچیده به پایت!
رضاکاظمی

بروبکسـ ـ فیسـ ـ
مشاهده همه ی 4 نظر
niloo
niloo

تو نگران نباش ما عادت میکنیم! اصلا اینجا

تو نگران نباش ما عادت میکنیم! اصلا اینجا

تو نگران نباش ما عادت میکنیم!

اصلا اینجا سرزمین عادت هاست. مدت هاست به هر بلایی که سرمان می آید عادت میکنیم. ما به انقلاب های بی ثمر عادت کرده ایم. به زلزله، به سیل، به عذاب های الهی عادت کرده ایم. ما به سقوط هواپیماها و تصادف ها عادت کرده ایم. ما به خودروهای مرگ آورِ وطنی عادت کرده ایم. ما به وعده های بی پایان مسئولین عادت کرده ایم. ما به اعدام های در ملا عام، به مرگ های دلخراش، به بوق و ترافیک و بی نظمی عادت کرده ایم. ما به خندیدن بعدِ مصیبت، به جوک های تهوع آور، به رنجاندن دیگران عادت کرده ایم. ما به باور کردن عادت کرده ایم. به کودکان سر چهار راه، به زباله گردهای بی نوا، به مادران بی همسر و بی پناه، به مردان شرمنده از آبرو... عادت کرده ایم. ما به گرانی بنزین و نان، به تحریم و شاید رونق ملی، به خریدن به قیمت خون، به کلیه فروشیِ قانونی، عادت کرده ایم. ما به زاییدن و ازدواج های زوری، به مردن، به افسردگی پس از شادی عادت کرده ایم. ما به جنگ، به بمب، به ترور ، بالا و پایینی دلار عادت کرده ایم!
ما به باختِ دقیقه نود با گل مسی هم عادت کرده ایم. ما به باخت های دقیقه نودی زندگیمان هم عادت کرده ایم. ما به استعفا نکردن مسئولین و راه حال های مشکلات زندگی مان هم عادت کرده ایم. ما به سلبریتی های رنگارنگ، به رنگ های شادِ اجباری، به خوشی های کپنی، به پوشیدن لباس های مارک دارِ فیک، ما اصلا به دویدن برای نرسیدن عادت کرده ایم.
ما به نرسیدن به عشقمان هم عادت کرده ایم.
ما عادت کرده ایم که عادت کنیم.
مسئول عزیز، هر وعده ای که دوست دارید بدهید، ما تضمین میدهیم که عادت کنیم، چون ما به بدبختی عادت کرده ایم!

جواد داوری

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 28 نظر
niloo
niloo

براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش هر قدر كه

براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش
هر قدر كه لازم است!
اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد!
روزى نرسد كه اتفاق خوبت،لابه لاى مشكلات و مسائل روزمره گم شود و ديگر هرچه بگردى پيدايش نكنى..
يا اين كه
هى بيايد پشت پنجره ى اتاقت
هى بنشيند روى يقه ى پيراهنت
هى خودش را روى ميز كارَت برقصاند
و تو ناديده اش بگيرى!
و بعد ها در آلبوم هاى جوانى ات به دنبال يافتن اثرى از "اتفاق خوب" به چشم هايت توى عكس ها خيره شوى و...!
نكند كه دير شود
نكند كه فكر كنى اتفاق نمى افتد..!
زندگى پر از اتفاق هاى خوب ريز ريز است
فقط بايد نگاهشان كنى

بروبکسـ ـ فیسـ ـ
مشاهده همه ی 9 نظر
niloo
niloo

چشمان رازناک شرجی‌ات آبی است ، سبز ، یا خاکستری

چشمان رازناک شرجی‌ات آبی است ، سبز ، یا خاکستری

چشمان رازناک شرجی‌ات
آبی است ، سبز ، یا خاکستری ؟
که هی مهربان می‌شود ، زیبا می‌شود ، هی وحشی

‌هی در خود می‌تاباند رخوت و پریده رنگی آسمان را
یاد روزهای سفید و معتدل ابرآلوده می‌اندازی‌ام
که قلب‌های افسون شده
از تلاطم دردی نامعلوم به خود می‌پیچند
و آب می‌شوند در گریه
و جان‌های بیدار ، ذهن به خواب رفته را ریش‌خند می‌کنند

‌گاه به افق‌های قشنگ می‌مانی
که خورشیدها را در فصل‌های مه گرفته می‌افروزد
تو چشم‌انداز نم‌زده
چه می‌درخشی
به شعله می‌کشی
پرتوهای آمده از آسمان آشفته را

‌تو ای زن خطرناک ، اقلیم اغواگر
هم برف ، هم یخ‌ریزه‌هایت را می‌ستایم

‌از این زمستان کینه‌توز آیا
لذت‌هایی برنده‌تر از شیشه و آهن
نصیب‌ام خواهد بود ؟

‌#شارل_بودلر

مــلــت عــشــق
مشاهده همه ی 8 نظر
niloo
niloo

ازپنجره به پیاده روی مملو ازجمعیت نگاه کرد

ازپنجره به پیاده روی مملو ازجمعیت نگاه کرد

ازپنجره
به پیاده روی مملو ازجمعیت نگاه کرد
گفت میبینی ،لباس هایی هستند که راه می روند
دروغ می گویند،عاشق میشوند،میمیرند ...
کمترلباسی ان بیرون است که درونش انسان وجودداشته باشد
به راستی این دنیا یک رختکن بزرگ است
گاری

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 20 نظر