بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد
کسایی که تو این دنیا حساب مارو پیچیدن
یه روزی هرکسی باشن حساباشونو پس میدن
عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست
سر آزادگی مردن ته دلداگی میشه
یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه
کنار سفره خالی یه دنیا آرزو چیدم
بفهمن آدمی ، یک عمر بهت گندم نشون میدن
نذار بازی کنن بازم ، برامون با همین نقشه
خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه
کسایی که به هر راهی دارن روزیتو میگیرن
گمونم یادشون رفته همه یک روز میمیرن
جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم
همه یک روز میفهمن چه جوری زندگی کردیم
بروز رسانی 
مجید
مجید

مثلِ چای با عطرِ هل، وسطِ سرمای زمستان، مثلِ

مثلِ چای با عطرِ هل،
وسطِ سرمای زمستان،
مثلِ آرامشِ آغوشش،
در اوجِ تشویش،
مثلِ عطرِ یک آشنا،
در غریب ترین نقطه جهان،
مثلِ خنکایِ نفس هایش
رویِ پیشانیِ داغِ تبدارت،
مثلِ پنج دقیقه خوابِ صبح،
میچسبد به جان..
یکی که اسمش،
بی هیچ قید و شرطی رفیق" است،
در این قطحیِ واژه‌یِ "دوست"...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
shiva heris
shiva heris

در سكوت ذهني است كه ظرف ادراك ما تهي از آشفتگي هاي محيط مي شود، مي توانيم نظم و حضور درلحظ

13267469_1137061769648589_1866651172_n.j

در سكوت ذهني است كه ظرف ادراك ما تهي از آشفتگي هاي محيط مي شود، مي توانيم نظم و حضور درلحظه را تجربه كنيم
رسيدن به سكوت و سكون ذهني راحت حاصل نمي شود، اما لحظات اينگونه هوشيار بودن، اوج زنده بودنماست.


http://www.vidafallah.com

http://www.instagram.com/vida.fallah

http://www.aparat.com/maharatha


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sanaz
آروم و عادیآروم و عادی
sanaz

جالب ترین عکس

مشاهده همه ی 10 نظر