54992007636772026615.gif

54992007636772026615.gif
hoppisar2.gif

22154512283692506910.gifبـــــرای حـــــمـــــایـــــت از گـــــروه طـــــرفـــــدار گـــــروه بـــــشین22154512283692506910.gif
54992007636772026615.gif
 
54992007636772026615.gif

22154512283692506910.gif شـرایـطـ مـבیـریـت בر گـروـہ 22154512283692506910.gif

 1 : لـایـڪ + بـازنـشـر پـسـت هـا 

2 :لـایـڪ + بـازنـشـر پـسـت هـا 

3 :لـایـڪ + بـازنـشـر پـسـت هـا 

54992007636772026615.gif

54992007636772026615.gif

68770817130429402476.gif
46575689564498304503.gif
41538459061027090694.gif
46575689564498304503.gif
56718945473076008005.gif89959853545570662462.gif31763741124230900101.gif37346002422184191253.gif56718945473076008005.gif28158076600513788527.gif56718945473076008005.gif89251561199569813155.gif52141213983675027784.gif
بروز رسانی 
Arezoo
Arezoo

آیا خورشید را برای تابیدنش عهد و پیمانی است ؟

آیا خورشید را برای تابیدنش
عهد و پیمانی است ؟
نه ، ولی می‌تابد
حتی از ورای تاریک‌ترین ابرها
و بدونِ هیچ وعده‌ای
تابشش بس طولانی است و پرتلالو
زیرا که تقدیرش چنین است
سوختن تا وقتی که دیگر
یارای سوختنش نیست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

تو زنی دشوار و آسمانفرسا هستی و واژه های من

تو زنی دشوار و آسمانفرسا هستی
و واژه های من چون اسبهای خسته
بر ارتفاعات تو له له می زنند
و عبارات من برای تصویر شعاع تو کافی نیست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم می دهد این است

بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم می دهد
این است که برای گفتن از تو، ناقص است
و «نویسندگی »هم نمی تواند تورا بنویسد!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

زنی بی نظیر چون تو به حواس بسیار و استثنایی

زنی بی نظیر چون تو
به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد
به عشق های استثنائی
و اشکهای استثنایی...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد این

بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
وبیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم می دهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر؟!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

جزیره‌ای‌ست عشق تو که خیال را به آن دسترس نیست

جزیره‌ای‌ست عشق تو
که خیال را به آن دسترس نیست
خوابی‌ست ناگفتنی
تعبیر ناکردنی
به‌راستی عشق تو چیست ؟
گل است یا خنجر ؟
یا شمع روشنگر ؟
یا توفان ویران‌گر ؟
یا اراده‌ی شکست‌ناپذیر خداوند ؟

تمام آن‌چه دانسته‌ام
همین است
تو عشق منی
و آن‌که عاشق است
به هیچ چیز نمی‌اندیشد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

موضوع غم انگیز در خصوص زندگى، کوتاه بودن

موضوع غم انگیز در خصوص زندگى،

کوتاه بودن آن نیست

بلکه غم انگیز آن است

که ما زندگى را خیلى دیر شروع مى کنیم!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

بدون تو گریستم تمام شب ها را

بدون تو گریستم

تمام شب ها را

تمام روزها را

نمی توانم برای تو سالگردی بگیرم

تمام تاریخ عزادار توست

تمام روزها

خورشید را ندیدم بعدتو

پشت ابرها مانده بود

مرا هم بسوی خودت دعوت کن

زمین یخ کرده است

مردم سالهاست صبح را ندیده اند

تا اشکهای من هست

دریاها خروشانند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

نام این آتش ، تنها عشق بود و عمری که

نام این آتش ، تنها عشق بود
و عمری که داشت زیر سایه ی این سه حرف
رو به زوال می رفت

هزاران هزار نیستی در این سه حرف
هزاران ترک شدن در سه حرف
نامش تو بود
و اگر می ماندی ، ما می شد

مرا ببخش
نباید دوستت می داشتم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Somayeh
Somayeh

همسرم تا"بیرست" با من آمد آنجا از ترن پیاده شد

همسرم تا"بیرست" با من آمد
آنجا از ترن پیاده شد
روی سکو ایستاد
و کوچک و کوچک و کوچک شد
شد دانه ای گندم
در یک آبی بیکران
بعد جز رویاها چیزی ندیدم
ترن می رفت
آن چنان که انگار هرگز نمی ایستد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید