افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
1433238534897799_gif.gif
بروز رسانی 
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر چشم گریان تو نازم ، حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین ...
چشم گریان تو نازم ، حال دیگرگون ببین
گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین

بر نتابید این دل نازک غم هجران دوست
یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین

مانده ام با آب چشم و آتش دل ، ساقیا
چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین

رشکت آمد ناز و نوش گل در آغوش بهار
ای گشوده دست یغمای خزان ، اکنون ببین

سایه ! دیگر کار چشم و دل گذشت از اشک و آه
تیغ هجران است اینجا ، موج موج خون ببین
پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر دیشب که دلم ز تاب هجران می‌سوخت اشکم همه در دیدهٔ گریان می‌سوخت می‌سوختم آنچنان ...
دیشب که دلم ز تاب هجران می‌سوخت

اشکم همه در دیدهٔ گریان می‌سوخت


می‌سوختم آنچنان که غیر از دل تو

بر من دل کافر و مسلمان می‌سوخت...




#ابوسعید_ابوالخیر
پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌! پرسیدن : ...
گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!
پرسیدن : چه می‌کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم…
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد.
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که وجدانم می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟
پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!!
پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر آرامم! دارم به‌خیالِ تو راه می‌روم به‌حالِ تو قدم می‌زنم آرامم!... دارم برایِ تو چای ...
آرامم!
دارم به‌خیالِ تو راه می‌روم
به‌حالِ تو قدم می‌زنم

آرامم!...
دارم برایِ تو چای می‌ریزم
کم رنگ وُ
استکان باریک
پر رنگ وُ
شکسته قلم

آرامم!
دارم برایِ تو خواب می‌بینم
خوابی خوب
خوابی خوش
خوابی پر از چشم‌هایِ قشنگِ تو!
صدایِ جانَ‌م گفتنِ تووُ
برایِ تو مُردنِ،
من!

آرامم،
به‌خوابی پراز خیلی دوستت دارم!
پر از کجا بودی
پر از سلام، دلم برایِ تو تنگ شده است
دارم برایِ تو خواب می‌بینم

آرامم!
کنارِ تو حرف می‌زنم
چای می‌ریزم
تنَ‌ت را بو می‌کنم وُ
لبت را می‌بوسم
دستت را می‌گیرم و به‌سمتِ پاییز قدم می‌زنم وُ
دل، به‌دریا می‌زنم

وَ به تو سلام می‌کنم
سلام علاقه‌یِ خوبم
علاقه‌ جانِ من
من به خیالِ تو
آرامم.

می‌دانی؛
من سال‌هاست به دوست داشتنِ تو آرامم.


#افشین_صالحی
پنجره ها
مشاهده همه ی 1 نظر
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر دلارامم، تو آرامم، تو را رامم، کجا ماندی...؟ شدم صیدت، تو بُردی از دل آرامم، ...
دلارامم، تو آرامم، تو را رامم، کجا ماندی...؟
شدم صیدت، تو بُردی از دل آرامم، کجا ماندی...؟

اسیری دستِ تقدیرم، که در دامِ تو زنجیرم،
کشانیدی مرا با دانه در دامم، کجا ماندی...؟

زدم من دست و پا، افتاده ام در دامِ تو بی جان،
تو دیگر تابِ من بُردی و من خامم، کجا ماندی...؟

قفس را پیشِ من آور، به زندانت شدم باور،
که من دیگر دِلت زندان نمی‌نامم، کجا ماندی...؟

چَچَه چَهچَه زنم، باغِ دلت را، من کنم آباد،
قناری بازی و من مرغِ این بامم، کجا ماندی...؟

پشیمانم، نمی خواهم که آزاد از قفس باشم،
کنارت می شود دنیا مرا کامم، کجا ماندی...؟

پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر دلارامم، تو آرامم، تو را رامم، کجا ماندی؟ شدم صیدت، تو بُردی از دل آرامم، ...
دلارامم، تو آرامم، تو را رامم، کجا ماندی؟
شدم صیدت، تو بُردی از دل آرامم، کجا ماندی؟

اسیری دستِ تقدیرم، که در دامِ تو زنجیرم
کشانیدی مرا با دانه در دامم، کجا ماندی؟

زدم من دست و پا افتاده ام در دامِ تو بی جان
تو دیگر تابِ من بُردی و من خامم، کجا ماندی؟

قفس را پیشِ من آور، به زندانت شدم باور
که من دیگر دِلت زندان نمی نامم، کجا ماندی؟



پشیمانم، نمی خواهم که آزاد از قفس باشم
کنارت می شود دنیا مرا کامم، کجا ماندی؟

غَزالم، مستم از آن مِی که چشمانت شود ساقی
خمارم، پر کن از آن مِی تو در جامم، کجا ماندی؟

چو در دامت شدم، عشق از همان دَم سایه بانم شد
در این وادی، تو آغازی و فرجامم، کجا ماندی؟
پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر از من جدا مشو که تمنای من تویی مهتاب خلوت شب تنهای من تویی دانم ...
از من جدا مشو که تمنای من
تویی
مهتاب خلوت شب تنهای من تویی

دانم تو آسمانی و من خاک درگهت
آرامش بهانه ی بیجای من تویی

امروز را به یاد تو می آورم بسر
آغاز روز دیگر و فردای من تویی

پیمانه ام تهی است خمارم ز هجر تو
جام و سبو و باده و مینای من تویی

پر پر کنم به راه تو گلهای عمر را
تا بوستان هستی پایای من تویی

موج بلای عشق تو جان را کشد بکام
همچون حباب دورم و دریای من تویی

خندد نسیم صبح به شمع وجود من
باز آ که آخرین دم دنیای من تویی....
پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
عکس و تصویر باران تویی به خاک من بزن باز آ ببین که بی مه تو من هوای ...
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که در ره تو من نفس بریده در گذارم
پنجره ها
مشاهده همه ی 2 نظر
سمیرا
ناراحتناراحت
سمیرا
این باران دیوانه ام می کند خواب را از چشمانم ستانده ...و...قلم را از دستانمچ چیزی شبیه عشق در وجودم می شکفد...آه از این شبهای بارانی اشک آلود 1387281891825477.jpeg
پنجره ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید